پوستر فیلم یک شب در سان‌دیاگو

کمدی‌‌های سخیف

یک شب در سان‌دیاگو
One Night in San Diego
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده سارا

«هانا» و «بروکلین» دو دوست هستند که دو هفته است به نیویورک نقل مکان کرده‌اند تا بتوانند زندگی جدیدی را آغاز کنند. هانا هنرپیشه و فیلمنامه‌نویسی نه چندان مطرح است و بروکلین با تعداد زیاد دنبال‌کننده در اینستاگرام خود را شخصیت مشهوری می‌داند. این دو برای گذراندن یک شب و دیدن مردی که بروکلین فکر می‌کند، مرد رویاهای‌اش است به سان‌دیاگو می‌روند و اتفاقاتی در این شب و در این شهر برای آنها رخ می‌دهد که داستان فیلم را تشکیل می‌دهد.
شخصیت‌های زن بسیاری وجود دارند که در فیلم‌های کمدی توانسته‌اند خودی نشان دهند و باعث ایجاد کمدی‌های خنده‌داری شوند. فیلم «ساقدوش‌ها»؛ محصول ۲۰۱۱، از جمله کمدی‌های جذابی‌ست که توانسته از منظری متفاوت به مسائلی مانند ازدواج و یافتن دوستان صمیمی نگاه کند و طنز خود را با احترامی قابل‌قبول به بیننده‌اش ارائه دهد. چراکه بسیاری از فیلم‌ها این نکته‌ی مهم را فراموش می‌کنند که طنزشان باید همراه با احترام به افراد باشد و تصور می‌شود زمانی که فیلمی طنزآمیز است، می‌تواند درباره‌ی همه چیز به راحتی صحبت کند. فیلم «درس‌خوان»؛ محصول ۲۰۱۹، نیز از فیلم‌هایی‌ست که دو شخصیت زن اصلی داستان به خوبی می‌توانند با داستانی جذاب گوشه‌هایی از زندگی دو فرد درس‌خوان که خود را از همه‌گونه لذتی محروم کرده‌اند را نشان دهد و بیننده را از خود راضی کند.
فیلم «یک شب در سان‌دیاگو» هم قرار است یک کمدی خنده‌دار باشد که با دو شخصیت اصلی زن‌اش سعی کند فضای شادی را برای مخاطبین خود ایجاد کند، اما این فیلم نیز به مانند بسیاری از فیلم‌های دیگر که در سال ۲۰۲۰ مرور کردیم، نمی‌تواند، نه طنز خوبی را ارائه دهد و نه روایت خلاقانه و جذابی داشته باشد. دو شخصیت اصلی داستان بیهوده از این مکان به مکان دیگر می‌روند و شب را با افرادی که معلوم نیست که هستند، می‌گذرانند. نه اتفاق خاص و جذابی رخ می‌دهد و نه با شخصیت‌های جالبی مواجه می‌شوند. این دو دختر تنها به دنبال مردانی هستند که بتوانند با آنها دوست شوند و تمام طنز فیلم هم در مواجهه با انواع و اقسام این مردها می‌گذرد، بدون اینکه هیچ هدف قابل احترام و درستی در رفتارهای آنها دیده شود.
فیلم «یک شب در سان‌دیاگو» در ابتدا در سکانس‌های خود سعی کرده با نشان دادن این دو شخصیت با افراد دیگر رفتارهای بعدی آنها را توجیه کند، اما سکانس‌های ابتدایی اتفاقاتی گذری هستند که نه تنها باعث آشنایی مخاطب با این دو شخصیت نمی‌شوند بلکه با ورود افراد دیگر آن شخصیت‌ها را هم به عنوان افرادی مبهم که تنها وارد داستان شده‌اند تا داستان را پیش ببرند، نشان می‌دهد. در ادامه‌‌ ورود این دو به شهر سان‌دیاگو نیز با اتفاقاتی سریع و مواجهه با آدم‌هایی که فیلم فکر می‌کند که افراد خنده‌داری هستند، می‌گذرد. آدم‌ها و شخصیت‌هایی که آنها نیز رندم وارد داستان شده و قرار نیست باعث شوند ما این دو دختر را بهتر بشناسیم و آنها را درک کنیم. دعوایی که باعث می‌شود این دو از هم دور شوند نیز به اندازه‌ی اتفاقی که باعث آشتی آنها می‌شود، بی‌جهت و بی‌منطق است. تغییر ناگهانی آنها در پایان شب و تبدیل شدن‌شان به افرادی که به ناگاه هدف زندگی‌شان را کشف کرده و سعی می‌کنند زندگی بهتری داشته باشند آن هم با همین اتفاقاتِ احمقانه رخ داده در یک شب داستان سطحی فیلم را بیشتر هم نشان داده و فیلم را در حد فیلم‌های بی‌ارزش پایین آورده است.