پوستر فیلم یک غروب باشکوه

زوال روایت

یک غروب باشکوه
One Glorious Sunset
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده سارا

در سکانس ابتدایی فیلم، رابرت مدام از خواب بیدار می‌شود و به‌دنبال چیزی می‌گردد؛ همسرش یا کلیدهای‌اش! جکی و شان که از کارهای روزمره خسته‌اند، توانایی از جای بلند شدن و صحبت با پدر را ندارند. اما مجبورند این کار را انجام دهند تا رابرت را آرام کنند. «جکی» و «شان» به‌همراه «رابرت» —پدرِ جکی— زندگی می‌کنند. رابرت چندین سال است که به‌دلیل سکته‌های متعدد مغزی دچار زوال عقل شده است. این بیماری نگهداری از او را طاقت‌فرسا و البته تحمل آن دو را هم کاهش داده است.
فیلم «یک غروب باشکوه» یک درام خانوادگی‌ست که سعی دارد درباره‌ی مشکلاتی که خانواده‌ها هنگام نگهداری از بیماران زوال عقل و یا آلزایمر برای‌شان پیش می‌آید، صحبت کند. اما از پرداخت درست به این موضوع عاجز می‌ماند. فیلم، از ابتدا تا پایان، در یک خطِ سیر تکراری گرفتار می‌شود. این خط سیر تکراری گم شدن رابرت است و پیداکردن‌اش توسط دیگران. در اولین سکانسی که رابرت گم می‌شود، کارگردان برای مرموز کردن اتفاقات و تزریق کمی هیجان، حتی رابرت را نشان نمی‌دهد. و همین اصرارش به نشان ندادن رابرت در همان ابتدا باعث ایجاد برش‌های بدی در فیلم می‌شود. اما این برش‌های نامناسب تنها در این سکانس رخ نمی‌دهند. در ادامه‌ی فیلم، ما به تکرار این برش‌های نامناسب را می‌بینم. مثلاً در هنگام تولد رابرت یا حتی در گم‌شدن‌های بعدی او نیز شاهد سردرگمی کارگردان برای دنبال کردن خط سیر داستان هستیم. اما آنچه بیش از پیش این نامناسب بودن برش‌ها را نشان می‌دهد در سکانس پایانی فیلم است. انگار کارگردان هم از اینکه در پایانِ فیلم تنها راه‌حل برای مقابله با رفتارهای رابرت را رها کردن‌اش در کوهستان می‌بیند، شرم دارد. اگر دقت کنیم، برای هر کدام از این برش‌های نامناسب می‌توان دلایل قانع‌کننده‌ای را آورد. از سوی دیگر داستانِ فیلم چندان جذابیتی ندارد. اگر قرار است به مشکلات پیش‌روی اینگونه بیماری‌ها توجه شود باید به عمقِ احساسات درونی شخصیت‌های درگیر در اتفاق نگاه شود. در فیلمی مانند «هنوز آلیس» همسر و دختر کوچک آلیس نیز درگیر اتفاقات می‌شوند. همسرش او را درحالی که حتی آلیس نمی‌تواند اتاق‌های خانه را از هم تشخیص دهد سرگشته و آشفته می‌بیند و دخترش نیز مادر را می‌بیند که بسیاری از اتفاقات خوب زندگی گذشته را هم به یاد نمی‌آورد و چه چیزی دردناک‌تر از آن که مادرت حتی تو را هم به یاد نیاورد؟
اما در فیلم «یک غروب باشکوه»، تأثیرِ مشکلات رابرت را در اخراج‌ِ شان از کارش یا بدقولی‌های جکی در کارش می‌توان دید. جکی هم گهگاهی گریه می‌کند، اما هیچکدام آنچنان که باید بیننده را تحت تأثیر قرار نمی‌دهند. علت دیگری که باعث می‌شود اتفاقات نتوانند چنان که باید بیننده را متأثر کند، موسیقی و نوع فیلمبرداری فیلم است. موسیقی با اتفاقات هم‌خوانی ندارد؛ البته اگر موسیقی‌ای شنیده شود. فیلم از موسیقی بسیار کم استفاده کرده است و می‌توان گفت عملاً استفاده‌ای نکرده است. نوع فیلمبرداری فیلم هم نه ذکاوت خاصی دارد و نه اصراری به اینکه کاری خاص انجام دهد. تنها مسأله‌ی مهمِ مدنظر فیلمبردار و حتی کارگردان، نشان دادن تصاویر بوده و بس. آنها به این مهم با تحمل بودجه‌ی کم دست پیدا کرده‌اند و احتمالاً غیر از این مسأله هم چیز دیگری را نمی‌خواسته‌اند.