سکهی کوچکی در یک کارخانه ساخته میشود. بر روی این سکه عدد یک نوشته شده است. او قدم به دنیایی جدید گذاشته و مشتاق دیدن این دنیا و تجربه کردن آن است. سپس او خود را در یک مغازه کوچک میبیند. تنهایی در آن محیط کوچک اذیتاش میکند، او به دنبال چیزی میگردد. ناگهان قیافههای کاغذی و بزرگی در برابرش قرار میگیرند و شروع به تمسخر او میکنند. او از نظر این کاغذهای بزرگ و ارزشمند، حقیر و ناچیز دیده میشود. سکهی کوچک از این تحقیر ناراحت شده و از آنجا فرار میکند…
داستان کوتاه «یک» دربارهی یک سکه یکرقمی و کوچک نیست و تنها از زندگی او حرف نمیزند، بلکه او سمبلیست از انسانهایی که تفاوتهاشان آنها را از دیگران جدا کرده است. چه فرقی میکند کوچک باشیم یا بزرگ؟ قدبلند باشیم یا قدکوتاه؟ پولدار باشیم یا فقیر؟ حتی چه فرقی میکند چه تفکرات و نظراتی داریم، زمانی که خودمان هستیم و بدون آزار دیگران درحال زندگی کردن. چه اهمیتی دارد شبیه هیچکس نباشیم؟ مهم این است که همگی حق زندگیکردن و لذتبردن از زندگیمان را داریم. مهم این است که ما خودمان، خودمان را پیدا کنیم. جایِ خودمان را در این جهان بزرگ که برای همه جا دارد، پیدا کنیم و از زندگیمان لذت ببریم. همهی ما موجودات بینظیر و متفاوتی هستیم که باید بیاموزیم خودمان را دوست داشته باشیم بدون اینکه توجهی به تمسخر دیگران داشته باشیم. اما حتی اگر شبیه کسی در اطرافمان نباشیم باز هم میتوانیم کسانی را پیدا کنیم که مانند ما فکر میکنند و زندگی میکنند. میتوانیم بگردیم و مانند خودمان را پیدا کنیم. در نهایت هم کسی را که شباهت کامل به ما دهد را پیدا نخواهیم کرد، زیرا هر کسی یک «یک» منحصربهفرد است که مانندش در جهان وجود نخواهد داشت. شما «یک» خودتان هستید و دیگران هم «یک» خودشان. همه درعین منحصربهفرد بودن میتوانند کسانی را پیدا کنند که بتواند تا حدودی آنها را درک کرده و در زندگی همراهشان باشند.
انیمیشن کوتاه «یک» بهخوبی توانسته این جملات را نشانمان دهد. سکهی کوچکی که توسط دیگران بهخاطر رقم کمی که دارد مورد تمسخر واقع میشود اما دست از جستوجو برای یافتن جایی برای خودش برنمیدارد. او با پیداکردن مکانی برای خود باعث امید دیگر سکهها هم میشود. ناگهان تصاویر تاریک و وسایلی که بدون استفاده قرار گرفته بودند با ورود این سکه زنده شده و هر کدام رنگی به خود میگیرند. تصاویر انیمیشن با استفاده از قابلیت تاریک و روشن کردن رنگها و استفاده از سایهها تا جایی که توانایی داشته با داستان سادهی انمیشین همراه شده است. این داستان ساده تصاویر سادهای هم میخواهد و کارگردان اثر نیز به این سادگیها آگاهی کامل دارد.
«کتان پال» کارگردان این اثر با دست گذاشتن بر روی یک اتفاق و بسطدادن آن به محیط پیرامونی توانسته حرف بزرگی را به زبان بیاورد و اگرچه داستان خلاقانه است اما نمیتوان آن را شاهکاری در انیمیشن کوتاه دانست. از سوی دیگر اما مسیری که کتان پال درحال رفتن در دنیای سینماست میتواند با این دیدگاه مسیر درستی باشد و امید به آیندهای بهتر را در این راه به او بدهد.
این انیمیشن کوتاه را در کانال از اینجا میتوانید مشاهده کنید.