«آندرس» پسری نوجوان است که با مادربزرگ و پدربزرگ خود زندگی میکند. پدرش سالها پیش برای کار به روسیه رفته اما دیگر از او خبری نشده است. مادرش هم به سوئد رفته و هر چند گاهی یکبار نامه و بستههایی از او به دست میرسد اما پدربزرگ و مادربزرگ بدون اینکه آندرس بفهمد تمام نامهها را مخفی میکنند و هرگز از مادرش خبری به او نمیدهند. آنها اگرچه آندرس را دوست میدارند اما درک چندانی از او ندارند از این روست که او بیشتر زمان خود را با همسایههای عجیب و غریب و مردان عجیب و غریبترشان میگذراند.
روایت زندگی نوجوانانی که دور از محبت مادر و پدرشان زندگی میکنند و هرگز نه میتوانند عشق مادری را به درستی درک کنند و نه آغوش امن پدر را احساس کنند بارها و بارها در فیلمها نشان داده شده است و هر بار هم میتواند با توجه به نوع شخصیتهای نشان داده شده با هم متفاوت نیز باشد. در فیلم «روی آب» هم ما به کل با دنیایی عجیب و آدمهایی متفاوت روبهرو هستیم که پسری ساده و معصوم میخواهد در میان این افراد و این جامعه شکل پیدا کرده و بزرگ شود. آندرس مدام مادر ندیدهاش را در برابر خود میبیند و برای درک احساس پدر داشتن به همسایهی الکلی و خشنی که علیرغم آزارواذیت و خشمی که نسبت به همه دارد، آندرس را چنان چون پسر نداشته دوست میدارد، پناه میبرد. تمام همسایههای آندرس مانند پدربزرگ و مادربزرگ او محکوم به ماندن در این منطقهی سرد و بیصدا و آرام هستند. آنقدر همهچیز در اینجا آرام است که آدمهایاش هر کدام برای فرار از این آرامش بیشازحد و سکون موجود در این منطقه به چیزی پناه میبرند. مردان به مشروب خوردن و زنان به دعواها و سروصداهای بیدلیل. حتی زمانی که فصل برف و یخ هم تمام شود و دریاچهی یخی تبدیل به رودخانهای دلنشین برای شنا شود هم سرما را میتوان در آنجا و البته درون مردمان دید.
فیلم «روی آب» به زیبایی در همان سکانسهای ابتدایی ما را با شرایط زندگی و آدمهای داستاناش آشنا میکند. آدمهایی که اگرچه همگی رفتارهاشان در ابتدا عجیب است اما رفتهرفته فضا و شرایط آنجا آنقدر واضح و خوب نشان داده میشود که میتوان تمام آنها و احساساتشان را درک کرد. در این میان حضور آندرس برای تمام آن همسایهها مانند امیدی به آینده است و همگی به گونهای با او رفتار میکنند که انگار فرزند خودشان است. فیلم در مسیر خود به این وجه که البته سوژه اصلی داستاناش است به خوبی پرداخته است. اینکه آندرس چگونه پسریست و چگونه از کجا به کجا میرسد. روند تغییر آندرس در این مسیر به زیبایی نشان داده شده و همهچیز برای درک او و دنیایی که در آن زندگی میکند محیاست. بازی بازیگر این نقش و احساسات معصومانهی نشان داده شدهی او هم در درک این شخصیت بسیار مؤثر بوده است.
فیلم «روی آب» اگرچه دنبالکنندهی آندرس و زندگی اوست اما در نشان دادن تمام شخصیتهای پیرامونی و مردمان به نوعی دیوانهی اطراف او هم به خوبی عمل کرده است. موسیقی زیبای محلی که از روح مردمان آن حرف میزند در کنار دوربینی که مانند تماشاچی همهچیز را مدنظر دارد توانستهاند روایتی ناب از شهری دیوانه و مردمانی دیوانه اما دوست داشتنی را به تصویر بکشند.