پوستر فیلم فصل رکود

زمانی که درهای واقعیت بسته می‌شوند

فصل رکود
Offseason
محصول ۲۰۲۲
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

کمپانی توزیع فیلم «شادر» چند سالی‌ است که فقط‌و‌فقط در ژانرهای دلهره، هیجان‌انگیز و ماورائی به تولید و توزیع فیلم می‌پردازد. این کمپانی برعکس دیگر سرویس‌های تولید و توزیع تمرکز خود را روی یک بخش از سینما گذاشته است و باید گفت توانسته کارگردان‌های سینمای مستقل در این ژانر را به‌سوی خود جذب کند. یکی از این کارگردان‌ها «میکی کیتینگ» است که او را با فیلم‌هایی چون «پاد»، «عزیز»، «پارک قتل عام» و «روانی‌ها» می‌شناسیم. کیتینگ در آثار خود معمولاً نه نیازی به گذرهای کنایه‌ای دارد و نه علاقه‌‌ای به استفاده از استعاره‌ می‌بیند. او از المان‌های ژانر دلهره به‌طور کاملاً مستقیم استفاده می‌کند و به قواعد این ژانر متعهد است.
«ماری» نامه‌ای را از قبرستان محل دفن مادرش در جزیره‌ای آن‌سوی نیویورک دریافت می‌کند که در آن خبر از هتک حرمت به قبر مادرش نوشته شده است. مادر او بازیگر سینما بوده و حال او قصد دارد به‌همراه همسر سابقش به این جزیره سر بزند و این مسئله را حل کند. به ورودی جزیره که می‌رسند، مسئول پل به آن‌ها اجازه‌ی ورود نمی‌دهد. او بهانه می‌آورد که جزیره در آف‌سیزن (همان فصلی که مسافر و بازدیدکننده به حداقل می‌رسد و معمولاً تعطیلاتی وجود ندارد)است و مهمانی را قبول نمی‌کند. اما با دیدن نامه به آن‌ها اجازه‌‌ی ورود می‌دهد.
همان‌طور که از کیتیمگ انتظار می‌رفت، این فیلم نیز بی هیچ گذری کنایه‌ای وارد مسیر اصلی خود می‌شود. او برای روایت خود از پرولوگ استفاده کرده است و طی آن کلیدواژه‌ی فیلم خود را به مخاطب می‌گوید؛ کابوس. کارگردان قصد دارد با آوردن ماری به این جزیره او را در برابر کابوسی زنده قرار دهد. همان‌طور که در بالا اشاره کردم، در این فیلم به‌دنبال هیچ فرامتنی نگردید. این فیلم عریان یک اثر دلهره‌آور است. کیتینگ در این فیلم کاراکترهای فرعی و در نتیجه خرده‌پیرنگ‌ها را از فیلم حذف کرده است و ماری را مرکز روایت قرار می‌دهد. او با استفاده از ماری به درون فضای دهشتناک جزیره می‌رود. کیتینگ از کلیدواژه‌های مرسوم شیطان، انسان واداده، کابوس، نفرین و تسخیر استفاده می‌کند و همه‌اشان را با زبانی کاملاً مستقیم در اختیار مخاطب قرار می‌دهد.
میکی کیتینگ در چند اثر قبلی خود نشان داده که قاب‌های سینمای دلهره را می‌شناسد و می‌داند چه زمانی جامپ‌کات، دیزالو و حتی جامپ‌اسکر به کار او می‌آیند. برای من جای تعجب داشت که او چگونه در یک اثر صرفاً دلهره‌آور و مستقیم (مستقیم از این نظر که این فیلم در کمترین زمان ممکن به نقطه‌عطف خود می‌رسد) از دیزالو استفاده کرده است. اما استفاده‌ی او از چهره‌ی ماری و اکستریم‌لانگ‌شاتی از جزیره در یک دیزالو نمایی کلی از فیلم را به مخاطب می‌دهد. این فیلم از آن دست آثار سینمای دلهره است که در کمترین زمان ممکن و به اقتصادی‌ترین روش شما را در برابر کلیدواژه‌های ذهنی کارگردان قرار می‌دهد. می‌توان این چنین گفت که فیلم جدید میکی کیتینگ سفری کوتاه در سینمای دلهره است که در آن با قاب‌هایی درست و تسلط کارگردان بر نور مواجه هستیم.