پوستر فیلم رقابت رسمی

کدام جهان حقیقی است؟

رقابت رسمی
Official Competition
محصول ۲۰۲۲ – اسپانیا
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

«گاستون دوپرات» و «ماریانو کُن»، کارگردان‌های آرژانتینی، در آثاری که تا کنون به‌صورت مشترک روی پرده برده‌اند یک مسئله را تبدیل به دغدغه‌ی خود کرده‌اند؛ تناقضی که میان انسان‌ها وجود دارد. این دو کارگردان آرژانتینی سعی دارند در آثار بعضاً کمدی و هیجان‌انگیز خود دو کاراکتر از دو دنیای متفاوت را رو‌به‌روی یکدیگر قرار دهند و آن‌ها را تبدیل به نماینده‌های دو تفکر خاص کنند. در اثر جدید این دو نیز به‌وضوح شاهد این تناقض هستیم.
فیلم «رقابت اصلی» روایت افرادی است که سعی دارند ماندگار شوند؛ «اومبرتو» که دیگر از ثروت‌اش خسته شده و قصد دارد تهیه‌کننده‌ی یک اثر سینمایی ماندگار شود. «لولا» که همچنان در عطش ساخت یک اثر بی‌نقص است. «ایوان» که می‌خواهد به دنیا نشان دهد او حتی در تجربه‌ی زیسته‌ی خود نیز قصد ندارد نقش سلبریتی‌های مبتذل را بازی کند. و در انتها «فلیکس» که نماینده‌ی همه‌ی سلبریتی‌هایی است که در دنیا می‌بینیم؛ فردی که نه قصد دارد بداند و نه می‌داند که نمی‌داند. «رقابت رسمی» این کاراکترها از دنیاهایی کاملاً متفاوت را در یک قاب گرد هم آورده است.
خط اصلی روایت در دوره‌ی پیش‌تولید فیلم می‌گذرد؛ آنجا که کارگردان و دو بازیگر تمرینات روخوانی و اجرا را انجام می‌دهند تا به درک درستی از نقش‌ها و فضای فیلم برسند. کارگردان‌ها سعی کرده‌اند دیدگاه خود را از فیلم و اتفاقات آن دور کنند تا مخاطب شاهد یک اثر شعارزده نباشد. آن‌ها هر سه کاراکتر لولا، ایوان و فلیکس را در قاب‌های ساکن خود به حرکت وا می‌دارند تا در نهایت خود واقعی‌ا‌شان را نشان دهند. دوربین در تمام طول فیلم ثابت است. حتی در یک مدیوم‌شات و برای گذر از چهره‌ی یک کاراکتر به چهره‌ی کاراکتر دیگر حرکت‌های معمول پن به راست و چپ را نمی‌بینیم. در عوض نما برش می‌خورد و شاهد این تقابل از طریق برش‌ها هستیم. به‌نوعی دوربین گویی همانند مخاطب نشسته و به آن‌ها خیره شده است. هر دو کارگردان به فضای مینیمالیستی فیلم خود احترام گذاشته‌اند. بیشتر فیلم در ساختمانی با معماری مینیمال می‌گذرد که فضای داخلی گویی بخشی از دنیای بیرون است؛ دیوارهای کم و فضایی بسیار باز که هر سه کاراکتر در آن به‌راحتی در حال اکت هستند.
همان‌طور که در بالا اشاره شد، این فیلم تقابل دنیاهای مختلف است. در کل فیلم دائم در حال تماشای نقض شدن گزاره‌هایی هستیم که از سوی هر کدام از کاراکترها ارائه می‌شود. شخصیت ایوان که سعی دارد خود را منزه از رفتارهای سلبریتی‌های و ستاره‌های سینمایی نگاه دارد و عنوان می‌کند اوست که این انتخاب را کرده است. اما در خلوت خود به‌شدت نسبت به این موضوع واکنش نشان می‌دهد و آن حسادت درونی به سلبریتی‌هایی چون فلیکس را در او می‌بینیم. یا کاراکتر لولا که همیشه سعی دارد تسلط خود را به رخ دو کاراکتر دیگر بکشد. لولا گویی برای رسیدن به کمال هیچ رحمی ندارد اما با یک دروغ بچه‌گانه به‌یک‌باره به‌هم می‌ریزد و عنان کار از دست‌اش در می‌رود. اما کاراکتر فلیکس که با بازی باندراس همان سلبریتی نادانی است که در ذهن خود فرقی میان یک اثر سینمای گروه ب و اثری فاخر قائل نیست. برای او درخشیدن چهره‌اش روی پوستر و در قاب فیلم مهم‌ترین نکته است. همین رقابت ساده و نهانی میان این کاراکترها درون‌مایه‌ی اصلی فیلم است. فیلم با ضربآهنگ پائین و ملایم خود به‌شدت دارای هیجانی نهفته است و این هیجان و تناقض میان کاراکترها با بازی خوب هر سه بازیگر بیش‌ازپیش عیان می‌شود. از نقش آینه در دو سکانس هم غافل نباشیم که با زاویه‌ی درست دوربین شاهد چهره‌های متفاوت کاراکترها در آن هستیم. شاید یکی از بهترین انتخاب‌ها در فیلم همین نماها باشند که کاراکترها را روبه‌روی روی پنهان خودشان می‌بینیم.
«رقابت رسمی» همانند عنوان خود رقابتی جان‌فرسا میان سه دنیای متفاوت است که سعی دارند در عمل برتری خود را نسبت به دیگری به‌رخ بکشند؛ رقابتی که در انتها جز یک اتفاق ساده و فراموش‌شده چیزی از آن باقی نمی‌ماند. این فیلم گویی نقدی به دنیای پیرامونی ماست که هر چه در آن به سوی کمال پیش برویم، بیشتر در میان‌مایگی غرق خواهیم شد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟