لحن روایت به درونمایهاش نمیآمد
در اینکه سینمای کرهی جنوبی و بهخصوص سینمای تجاری آن به تمام رخدادهای اجتماعی گره خورده است شکی نیست. در این سینما معمولاً با روایتهایی مواجه هستیم که درونمایههایاشان برگرفته از رخدادهایی است که بخشی از جامعه را در برههای از دوران معاصر تحت تأثیر قرار دادهاند. در میان روایتهای جریان اصلی سینمای کرهی جنوبی بیش از هفتاد درصد درونمایهها به این کنشوواکنشهای اجتماعی اشاره دارند و درصدهای باقیمانده در سینمای کاملاً داستانی و تخیلی سیر میکنند. یکی از گیراییهای روایتهای کرهای در همین همگونی با جامعه است. حال آقای «جیسون کیم» در جدیدترین اثر خود بهسراغ درونمایهای کاملاً دردناک و در عین حال هشداردهنده رفته است و بار دیگر سعی دارد مخاطب خود را در برابر این پرسش قرار دهد که «راه مقابله با یک بیمار جنسی و تجاوزگر چیست؟»
روایت با زندگی روتین جوانی با نام «جونگ دو» آغاز میشود. کارگردان سعی دارد روایتهای پر از رنگ کمدی-درام مخاطب را در برابر یک کاراکتر کامل، ورزشکار و خانوادهدوست قرار دهد و نیازی هم نمیبیند شخصیتپردازی عمیقتری روی او انجام دهد. او در یکی از شبهایی که قرار است با دوستان خود ملاقات داشته باشد شاهد درگیری بین یک نیروی پلیس و یک مجرم است. در نهایت با کمک او راه برای ورود به جریان اصلی روایت باز میشود و جونگ دو بهعنوان افسر نیروهای رزمی وارد بخش مونیتورینگ مجرمان با آزادی مشروط میشود.
یکی از اهداف فیلم معرفی این شعبه از دادگستری کرهی جنوبی است که در آن همهی مجرمانی که دچار آزادی مشروط با پابند الکترونیکی شدهاند مونیتور میشوند و بهمحض هشداری از طریق پابند، مأموران وارد حیطهی هشدار شده تا از آسیب اجتماعی جدید توسط آن مجرم جلوگیری کنند. اما تأکید بیشتر کارگردان روی مجرمانی با سابقهی تجاوز و آزار جنسی است و همین تبدیل به درونمایهی اصلی روایت میشود تا آن پرسش اشارهشده در بالا را قوت بخشد. آقای کیم در روایت خود بهدنبال پاسخ نمیگردد و سعی دارد از طریق شخصیتپردازی نیمبند جونگدو روایتی اکشن و جنایی را مقابل چشم مخاطب قرار دهد. از این کارگردان دو اثر دیگر با این سبک را شاهد بودهایم که باید گفت او در آن دو اثر بهمراتب دنیایی ساختارمندتر را خلق کرده بود. آقای کیم در پرداخت درونمایه و دنیای داستانی خود دچار نوعی تناقض میشود و عملاً بار روایت را سبک میکند. شاید او سعی دارد از طریق ساختار کمدی و بالا بردن ضربآهنگ نشان دهد که قصد آزار روحی مخاطب را ندارد. اما این درونمایه به خودی خود آزاردهنده و در نهایت هشداردهنده است. حسرتی که پس از پایان این روایت ذهن را درگیر میکند این است که آقای کیم با کمی تعادل بین لحن روایت و درونمایه میتوانست روایتی کاملاً اجتماعی را در دنیای داستانی خود خلق کند. اما این اتفاق رخ نمیدهد و شخصیتهای نیم بند این فیلم در روایتی کاملاً لاغر و نحیف وارد زد و خوردهایی با ضربآهنگ بالا و کمیک میشوند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.