پارکر حتی از پس یک کمدی جنسی هم برنمیآید
در مرور فیلم «بلیطی بهسوی بهشت» از اُل پارکر و تلاشهای ناموفقش برای ساختن یک کمدی نوشتیم. حالا این فیلمساز با «عاشقانهی اداری» و حضور جنیفر لوپز بار دیگر به همان قلمرو بازگشته است. تفاوت اینبار در آن است که پارکر میکوشد از برخورد فرهنگی بریتانیا و ایالات متحده موقعیت کمدی بسازد و با انبوهی از دیالوگها و شوخیهای جنسی، جاذبهای اروتیک به فیلم ببخشد. نتیجه اما نه کمدی فرهنگی است، نه عاشقانه و نه حتی کمدی جنسی.
فیلم در ابتدا ممکن است مخاطب را بهیاد کمدیهای بیپروای بریتانیایی بیندازد؛ آثاری که از ظرفیت زبان محاوره برای خلق کمدی کلامی و موقعیت نهایت بهره را میبرند. پارکر وکیل بریتانیاییای را که بهسبب زندانیشدن خواهرش به نیویورک آمده است، در برابر مدیرعامل یک شرکت هواپیمایی قرار میدهد تا از برخورد این دو، رابطهای عاشقانه و جنسی بسازد. این تلاش از همان ابتدا شکست میخورد، زیرا برت گلدستاین و جنیفر لوپز یکی از نامتناسبترین زوجهای ممکن را شکل دادهاند.
گلدستاین یکی از ضعیفترین نقشآفرینیهای خود را ارائه میدهد و حتی برای لحظهای نمیتواند شوخطبعی کلامی بریتانیایی را به نیروی محرک فیلم تبدیل کند. نمیتوان تمام تقصیر را گردن پارکر و ساختار فیلمنامه انداخت، زیرا گلدستاین خود یکی از نویسندگان فیلم است. بااینحال، نه او و نه لوپز خلاقیت لازم را در اجرا و بداههپردازی نشان نمیدهند. حاصل، بازیهایی مکانیکی و کمدیای است که صرفاً از شوخیهای نوشتهشده روی کاغذ میآید، نه از شیمی و کنش میان دو بازیگر.
پارکر حتی کمدی جنسی مؤثری نیز نمیسازد. ردیفکردن انواع فانتزیهای جنسی و استفادههای تکخطی از آنها نه روایت را پیش میبرد و نه شخصیتها را جذابتر میکند. فیلم حتی اگر به همان تفاوت فرهنگی دو کشور وفادار میماند و برای لحظهای وارد قلمرو کمدی جنسی نمیشد، شانس بیشتری برای موفقیت داشت. اما پارکر گویی به بارورشدن کمدی کلامی و زبانی خود اعتماد ندارد؛ بنابراین شاخههای بیجان شوخیهای جنسی را به درخت خشکشدهاش اضافه میکند.
هنگامی که فیلم را در کلیتش مینگریم، گویی هیچ داستانی پیش نرفته است؛ نه گذشتهی شخصیتها عمق پیدا میکند، نه رابطهی مرکزی شکل میگیرد و نه خردهروایتهای زندگیشان به جایی میرسد. همهچیز در این فیلم به ماکتهایی رنگورورفته تبدیل شده است که حتی جذابیت بصری نیز ندارند.
پارکر در فیلم قبلی خود رپرتاژآگهیای توریستی ساخت و میان تصاویر تبلیغاتی، با تکیه بر بازیگران ستاره، اندکی داستان قرار داد. او در «عاشقانهی اداری» نیز همان مسیر را ادامه میدهد، با این تفاوت که ضربآهنگ را بالا میبرد و داستان را بهکلی فراموش میکند. بهندرت پیش میآید فیلمی تا این اندازه حسِ تماشای محصولی مونتاژشده و بیهویت را منتقل کند؛ اثری که در آن انتخاب بازیگران، پرداخت روایی و فرم بصری همزمان علیه یکدیگر عمل میکنند.
آنچه در فیلم جدید اُل پارکر میبینیم، ترکیبی از بدترین انتخابهاست. شاید لازم باشد بار دیگر تأکید کنیم که پارکرِ نویسنده بهمراتب موفقتر از پارکرِ کارگردان است. او دستکم با «بلیطی بهسوی بهشت» و «عاشقانهی اداری» نشان داده است که در مقام کارگردان، حتی از ساختن یک کمدی متوسط نیز برنمیآید.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.