پوستر فیلم اصرار مرد عجیب

آیا چیزهایی که دوست داریم را همیشه دوست خواهیم داشت؟

اصرار مرد عجیب
Odd Man Rush
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۱.۵
نویسنده سارا

داستان درباره‌ی یک برهه‌ی زمانی از زندگی «بابی»ست. او عاشقانه هاکی را دوست دارد و از زمان بچگی دل‌اش می‌خواسته در معروف‌ترین تیم‌های بزرگ هاکی بازی کند. او موفق است و به‌خوبی می‌تواند در این رشته‌ی ورزشی بدرخشد. اما او دچار نوعی بیماری عفونی شده و این عفونت مهره‌های کمر و عصب او را درگیر کرده است. او باید عمل جراحی انجام دهد تا دوباره بتواند بازی کند. اما حتی این عمل هم نمی‌تواند او را به‌مانند گذشته سالم کند. او بعد از عمل جراحی به‌دلیل علاقه‌ی فراوان‌اش به این ورزش تصمیم می‌گیرد در شهرهای دورافتاده به بازی‌کردن بپردازد.
فیلم «اصرار مرد عجیب»، درواقع اصرار بابی برای بازی‌کردنِ هاکی، آن هم به هر قیمتی، است. او که از دوران کودکی به‌غیر از هاکی و برنده شدن در آن به چیز دیگری فکر نمی‌کرده است، حالا هم بعد از سال‌ها که درس خوانده و دانشگاه را هم گذرانده است، نمی‌تواند به چیزی جز این فکر کند. اما محدودیت‌های بدنی و مصدومیت‌ها، او را به فکر فرومی‌برند. تمرکز داستان روی درگیری‌های بابی با خودش است و اینکه او باید با تمام اتفاقاتی که برای‌اش رخ داده و در حال رخ دادن است چه کند و چگونه آینده خود را ببیند. درواقع فیلم نوعی خودشناسی بابی‌ست که می‌تواند درگیری ذهنی بسیاری از جوانان باشد. مواجهه‌ی او با دختری با نام «ایلین» است.
روایت داستان ساده است. برخلاف فیلم‌های ورزشی دیگر چندان به عمق بازی راگبی نمی‌پردازد و بیشتر سعی آن بر پرداختن به بابی و آدم‌هایی است که در مسیرش قرار گرفته‌اند و هر کدام به‌نوعی عجیب نیز هستند. پرداخت به شخصیت‌های داستان، از ایلین گرفته تا دوستان راگبی‌بازش، نیز در حدواندازه‌های خود فیلم است. و به‌همین دلیل است که بیننده می‌تواند با شخصیت‌ها احساس راحتی کند. شخصیت‌ها ادای چیزی را درنمی‌آورند و همه همانی هستند که باید باشند و نکته‌ی دیگر این است که به‌خوبی می‌توان از هر یک از شخصیت‌های داستان چیزی آموخت.
بابی نیز به‌عنوان شخصیتِ پایه‌ی داستان به‌آهستگی کشف می‌شود. از همان دقایقِ ابتدایی، با مونولوگی که بابی مقابل دوربین دارد، مشخص می‌شود که این فیلم جزو فیلم‌های ورزشی عادی نیست. بابی بامزه است، در حالی که چهره‌ی یخ او در ابتدا چنین حسی را به‌دست نمی‌دهد. او برای بروز احساسات و توضیح خود با دوربین و بیننده سخن می‌گوید و همین امر به خوبی می‌تواند بیننده را درون جریان فکری او بکشد؛ گویی بابی با خود سخن می‌گوید و فقط افکارش را بلند بلند بیان می‌کند. اینکه اطراف او همه‌چیز عادی است و بابی ناگهان به دوربین خیره می‌شود و از افکار خود می‌گوید، درست به‌مانند این است که فردی در یک محیط است، اما غرق در افکار خودش است. این اتفاق در میان جمع دوستانه و حتی در زمین بازی هم رخ می‌دهد. و نکته جالب‌تر زمانی است که «ایلین» نیز در یک سکانسِ به‌خصوص با دوربین حرف می‌زند.
«داگ درت» که بیشتر بازیگر و تهیه‌کننده است تا کارگردان، سومین اثر بلند سینمایی خود را ارائه داده است. در دو اثر گذشته‌ی او نیز ورزش سوژه اتفاقات بوده است و در این فیلم نیز به خوبی و در حدواندازه‌ی داستان توانسته یک درام ورزشی را نشان دهد. فیلم ادعایی برای خاص بودن ندارد و شاید همین سادگی آن باشد که می‌توان از دیدن‌اش در حد یک درام ورزشی متوسط لذت برد.