«جک» در یک تصادف وحشتناکِ ماشین، همسر خود را از دست میدهد و نصف بدناش نیز میسوزد. او بعد از مدتها گذشتن از این اتفاق میخواهد با شرکت در یک آزمایش بالینیِ ترمیم بافتهای بدن به نام «ابسیدین» به خود شانس دوبارهای بدهد تا با ترمیم بدن و بهخصوص صورتاش مانند دیگران شود و بتواند زندگی جدید و نرمالی را آغاز کند. این آزمایشات در خانهای بزرگ و ویلایی در میان جنگل به همراه چندین نفر داوطلب دیگر و با حضور دکتر «والش» آغاز میشود اما در ادامه عوارض شدید داروهای این آزمایش و نیز وجود یک هیولا منجر به ایجاد اتفاقاتی وحشتناک برای هر یک از شخصیتهای داستان میشود.
فیلم «توطئهی ماریجوآنا» محصول ۲۰۲۰ که براساس یک داستان واقعی نیز ساخته شده بود، داستان گروهی از دختران جوان بود که با شرکت در یک آزمایش بالینی سعی میکردند با دریافت درآمد از آن هر یک به نوعی زندگی جدیدی را آغاز کنند. در این فیلم با تمرکز بر روی شخصیتهای آن سعی شده بود عوارض هر فرد به ماریجوآنایی که مصرف میکرد، متفاوت و خاص باشد و بیننده با دیدن این عوارض وجوه نهفتهی هر یک از شخصیتها را ببیند اما حتی این فیلم هم که از لحاظ میزانسن کیفیت بالایی داشت و مشخص بود دارای بودجهی خوبی بوده است هم نتوانسته بود پرداخت خوبی برای داستان و شخصیتهایاش داشته باشد. حال ما با فیلم «ابسیدین» روبهرو هستیم که نه طرح داستانی کامل و جامعی دارد و نه حتی دارای بودجهی بالایی برای استفاده در بطن فیلم خود است.
فیلم «ابسیدین» با پیرنگ بدون الگوی مشخص و بیسروته و با وجود شخصیتهای بدون پرداخت و باریبههرجهت خود حتی نمیتواند سادهترین المانهای یک فیلم را هم در درون خود داشته باشد چه برسد به اینکه بخواهد به آنها معنا هم بدهد. این فیلم در مسیر روایت خود با ایجاد دیالوگهایی بیهدف از سرگذشت بهاصطلاح تأسفبار و ناراحتکنندهی هر یک از داوطلبها سعی کرده است با این مکالمات بینندهی خود را تحتتأثیر قرار دهد. اما آیا قرار است بیننده با شنیدن اینکه به دختری تجاوز شده و سپس با جسمی تیز بر روی بدون او چیزی نوشته شده است متأسف و ناراحت شود؟ -حتی این دختر هنگام تعریف کردن این داستان نیز هیچ احساس ناراحتیای را در چهره و بازی خود نشان نمیدهد- از سوی دیگر فیلم حتی سعی نکرده است این زخمهای مثلاً وحشتناک بدن هر یک از داوطلبها را از نظر ظاهری کمی به واقعیت نزدیک کند. نه سوختگیهای صورت و بدن جک توانسته است تداعی سوختگیهای واقعی باشد و نه زخمهای داوطلبهای دیگر. از این روست که کاملاً مشخص است بودجهی فیلم آنقدر کم بوده که حتی کارگردان نتوانسته است از آن برای گریمهای کاراکترهای خود استفاده کند. البته که از یک سو با این داستان احمقانهی فیلم شاید سلیقهی کارگردان هم در همین حد بوده است و نباید در کل انتظار بیشتری از گریمها، لباسها و درنهایت میزانسن فیلم داشت.
در این فیلم مکالمات بیسروته شخصیتهای آن که بیشتر دربارهی روابط جنسی و نگاههای جنسیتیست با عوارض داروهای آزمایشی درهمآمیخته شده است تا با بازی افتضاح بازیگران و همچنین جلوههای ویژهای که حتی حیف است نام جلوهی ویژه بر آن نهاده شود، فیلمی ساخته شود که از آنچه گفته میشود هم بدتر دیده شود. از این روست که این فیلم را هم باید به زبالهدانی فیلمهای سینمایی انداخت و جز یک فیلم دورریختی چیز دیگری را به آن نسبت نداد.