پوستر فیلم فندق‌شکن‌ها

ترکیب بن استیلر و دیوید گوردون گرین

فندق‌شکن‌ها
Nutcrackers
محصول ۲۰۲۴ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

دیوید گوردون گرین در سینمای هالیوود کارگردان قابل احترامی‌ست و این را به‌وضوح می‌توان از لابه‌لای آثار او دریافت. مخاطب سینمای سرگرمی این کارگردان را با ملغمه‌ای از آثار دلهره، کمدی و هیجان‌انگیز می‌شناسد. اما او از چند سال پیش که شروع به ساخت ادامه‌ی فرنچایز هالووین کرد رفته‌رفته علاقه‌مند شد تا در همین دنیای فرنچایزها باقی بماند و در ادامه وارد فضای داستانی «جن‌گیر» ‌شد که افتضاح سال گذشته را به بار آورد. حال در چرخشی عجیب از دنیای دلهره وارد نوعی کمدی خانوادگی شده است. او در این اثر با بن استیلر همکاری می‌کند و قرار است مخاطب را در برابر موقعیت‌هایی قرار دهد که به زور رخدادهای درون‌اشان خنده را گدایی کنند.

داستان در باب مردی با نام «مایک» است که برای امور اداری پس از مرگ خواهر و داماد به محل زندگی آن‌ها در شهری کوچک سر می‌زند. خواهر او چهار پسر قد و نیم‌قد از خود به جا گذاشته است که در افتتاحیه قرار است با آشوب‌هایی که آن‌ها به پا می‌کنند آشنا شویم. از همان ابتدا وقبل از وارد شدن بن استیلر به درون قاب احساس می‌کنیم وارد یکی از کمدی‌‌های مستقل آمریکایی شده‌ایم که اتفاقاً آقای گوردون سابقه‌ی ساخت آن‌ها را نیز دارد. اما ورود بن استیلر در قامت مایک به درون قاب تمام این رشته‌های طلایی ایجادشده در ذهن را پنبه می‌کند. بن استیلر نه بازیگر و نه کمدین خوبی است. او در این اثر فراتر از فیلم‌نامه‌ی آقای گوردون و شخصیت پردازی‌های افتضاح‌اش بد است. همه‌ی شخصیت‌پردازی‌ها در این اثر مشکل دارند اما بازی بد و مضحک استیلر همین مایک نیم‌بند‌شخصیت‌پردازی‌شده را نیز ارائه نمی‌دهد. استیلر گویی با چنین دنیایی بیگانه است. در تک‌تک فریم‌هایی که او در آن‌ها حضور دارد شاهد همان بدن خشک، خیرگی‌های بی‌استفاده، ناتوانی در ادای یک دیالوگ ساده و در نهایت عاجز بودن او از تلفیق احساسات در یک سکانس هستیم.

شاید اگر آقای گوردون برای نقش اول روایت خود از کمدینی جز استیلر بهره می‌برد، حداقل با اثری قابل تحمل‌تر مواجه بودیم. اما انتخاب او این است و در کنار ضعف مشهود این بازیگر و ناتوانی او درزهای دیگر ضعف این روایت خود را بیشتر و بهتر عرضه می‌کنند؛ از شخصیت‌پردازی‌های ناقص و شلخته‌ی آن چهار کودک و نوجوان تا فاجعه‌ی کاراکترهای فرعی. این روایت اگر استیلر نداشت و بازیگر توانایی در آن خودنمایی می‌کرد شاید تا این حد فاجعه به‌نظر نمی‌رسید. اما این اتفاق نیفتاده و به برکت حضور بن استیلر عملاً شاهد روایتی هستیم که حتی توانایی ارائه‌ی یک فریم قابل اعتنا را ندارد.

در مضحک بودن این روایت همین بس که آقای گوردون در ابتدا ادعا می‌کند که قرار است مخاطب را با نوعی رهاشدگی از سوی این کودکان مواجه کند که شکل دیگری از سوگواری را برای پدر و مادر هیپی‌مسلک خود ارائه می‌دهند. اما این تصویرسازی آن‌قدر برای سینمای اکنون کارگردان غریب است که بدون فوت وقت وارد مسیر کمدی‌های میانه و فکاهی هالیوودی می‌شود و هر آنچه را که در ابتدا تصویر کرده بود فراموش می‌کند. باید دید ادامه‌ی مسیر فیلمسازی این کارگردان باتجربه چه شگفتی‌های دیگری را برای ما در نظر دارد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟