«چا-چی-بینگ» مرد چهلواندی سالهایست که به تازگی خانهی بزرگی را برای خانوادهاش خریده و حالا بعد از این همه سال احساس میکند در زندگیاش به ثبات رسیده است. اما ناگهان خبر اخراج از شغلاش تمام زندگی او را دچار چالش میکند. از سوی دیگر همسرش نیز برای بار چندم حامله است و نمیتواند این خبر را به او هم بدهد. پس به طور مخفیانه و به دور از آگاهی خانواده سعی میکند کاری برای خود بیابد اما با سنوسالی که دارد یافتن شغل برایاش کار آسانی نیست. تا اینکه در یک کلاب میتواند به عنوان پادو کاری بیابد. کلابی که رفتهرفته باعث میشود استعدادهای نهفتهی او نیز یافته شوند.
فیلم «شمارهی یک» یک داستان کمدی، مانند بسیاری از داستانهای کمدی آسیاییست که متکی بر موتیفهای رفتاری شخصیتهای خود است. پیرنگ اصلی داستان پیرنگی ساده و بدون هیچگونه فرازونشیبی است که اگرچه یک نظم و ساختار معمولیای را در مسیر خود دارد اما هرگز غافلگیرکننده نیست چراکه از همان سکانسهای ابتدایی تا انتهای آن میتوان تمام داستان را از قبل پیشبینی نمود. چی-بینگ مردیست که همیشه یک کارمند بوده است حالا باید در یک کلاب به تمیز کردن محیط کلاب و حتی کمک کردن به مردانی که خود را شبیه زنان کردهاند، بپردازد. در ادامه با رفتن یکی از بازیگران کلاب او مجبور میشود مانند زنان لباس بپوشد و رقص زنانه یاد بگیرد و نیز آواز بخواند. او در این مسیر آنقدر موفق است که رفتهرفته با دیگر افراد کلاب دوست شده و در همانجا ماندگار میشود. تمام داستان فیلم همین طرح کلی است. ازاینروست که فیلم تنها با کاراکترهای خود و قرار دادن آنها در موقعیتهای مختلف میتواند خودی نشان دهد. اما کاراکترهایی که همگی تنها هستند تا سکانسهایی پرزرقوبرق را ایجاد کنند و اگر پرداختی دارند نیز همگی سطحی است، نمیتواند آنچنان جذاب باشد. درواقع هیچکدام از شخصیتها پرداخت درستی ندارند و فیلم نمیتواند نه آن روح مردانی که خود را شبیه زنان کردهاند را به طور واقعی نشان دهند و نه میتواند دلیل خوبی برای پذیرفتن این رفتارها از سوی دیگران را به درستی شرح دهد. بهنظر میرسد همهچیز ساختگی و اجباریست و به همین دلیل است که همراهی کردن با آنها در مسیر فیلم سخت خواهد بود. اگرچه این شخصیتها بنا به ژانر فیلم میتوانند کموبیش سکانسهای طنزی را ایجاد کنند اما این سکانسها هم خلاق و نو نیستند و به مانند تمام طنزهای عادی دیگر دیده میشوند.
از زرقوبرقها سخن گفتیم. یکی از ایرادات اساسی فیلم را درواقع باید در میزانسن فیلم دانست. میزانسنی که هیچ دقتی در ایجاد آن نشده است و فیلم تنها سعی کرده است همهچیز جذاب و پررنگ باشد. آنقدر محیط کلاب و حتی لباسهای شخصیتهای داستان شلوغ و پررنگ است که گاهی چشم را هم اذیت میکند. خواندن آوازهای قدیمی آمریکایی و رقصهایی که مردان شبیه به زن انجام میدهند هم نه ظرافتی دارد و نه میتواند زیبایی ظاهریای ایجاد کند. نورهای بکاررفته درون کلاب هم این شلوغی و آشفتگی موجود در فیلم را بیشتر کرده است و همهچیز دست به دست هم داده است تا فیلم ارزش چندانی برای دیده شدن نداشته باشد.
دانلود از فیلم مووی