همان پلات تکراری اما بهسبک سینمای کره
خیل عظیمی از دنبالکنندگان ملودرامهای عاشقانه در لیستهای متعدد خود چند اثر از کرهی جنوبی هم دارند. یکی از خاصیتهای تنوع ژانری در سینمای کرهی جنوبی همین است که هر مخاطبی با هر ذائقهای در سینما میتواند از میان قفسهی شلوغ آن اثری را برای خود انتخاب کند. اما یک چیز میان این آثار یکسان است؛ ضربآهنگ اثر. همانطور که در مرورهای قبل اشاره شد، گویی فیلمسازان کرهای به ضربآهنگی مشخص در آثار خود رسیدهاند. این مسئله بسیار مهم است که سینماگران یک کشور بتوانند در ضربآهنگ فیلمهای خود به یک ثبات برسند. تفاوتی ندارد که اثر در چه ژانری ساخته میشود، ضربآهنگ فیلم بهحدی ملایم است که مخاطب از همان افتتاحیه درگیر اثر میشود و گویی در دنیای کاراکترها زندگی میکند. یکی از دلایل مهمی که ردهی سنی نوجوان که شاید آنقدرها سینمای جهان را نشناسند و فقط برای دیدن عاشقانههایی که اقتضای سنیاشان است بهدنبال آثار سینمایی هستند، پس از تماشای ملودرامهای سینمای کرهی جنوبی دچار نوعی همذاتپنداری با آنها میشوند.
این فیلم یکی از تکراریترین پلاتهای ملودرامهای سینمایی است. دو کاراکتر شکستخورده که در دوران سقوط احساسی بهسر میبرند، سر راه یکدیگر سبز میشوند. یکی از این دو بهاقتضای شرایط کاری خود بهدنبال سوژهای است که بتواند از طریق او به موفقیت کاری برسد. این طعمهی شغلی کمکم تبدیل به شریک زندگی او میشود. کل فیلم حول همین درونمایه میچرخد. اما وقتی این اثر کرهای را با نمونههای هالیوودی مقایسه میکنیم، به این نتیجه میرسیم که فیلمساز کرهای سعی دارد وارد زندگی هر دو کاراکتر شود. اما در اینجا چون کارگردان زن است، مخاطب در این اثر بیشتر زندگی کاراکتر زن را مقابل خود میبیند. کاراکتر «جایونگ» دختریست که بهسبب عطش زیاد در رابطهی جنسی سعی دارد برای خود یک شریک جنسی پیدا کند. از آن سو «وو ری» که دانشآموختهی ادبیات و هنر تطبیقی است، در مجلهای لایفاستایل کار میکند و ستون جنسی مجله به او سپرده میشود. تلاقی این دو نفر در زندگی یکدیگر روایت فیلم را میسازد. این فیلم برعکس نمونههای کاملاً تینیجری کرهای و هالیوودی آنقدرها رنگارنگ نیست و بیشتر سعی دارد در ضربآهنگی ملایم این دو کاراکتر را در مسیر پیدا کردن شریک زندگی به چالش بکشد.
از آثار ملودرام نمیتوان آن انتظار سینمایی را داشت. اگر کارگردان بتواند کاراکترهای اصلی فیلم خود را خوب شخصیت پردازی کند و منطق روایی اثر آنقدرها از زندگی اجتماعی یک جامعهی شهری پرت نباشد، میتوان گفت که کارگردان موفق شده است. این فیلم نیز در سطح یک اثر ملودرام عاشقانه اثری متوسط و قابل قبول است. مخاطبان این گونهی سینمایی معمولاً بهدنبال آثاری از همین دست هستند که قادر باشند در زمانی بین یک ساعت و نیم تا دو ساعت بخشی از تجربههای زیسته و نازیستهی آنها را بازنمایی و مرور کند. خانم «گا-یونگ جئونگ» در این اثر نیز مانند آثار قبلی بهدنبال سوژهای در سینمای ملودرام رفته است و همان خط متوسط و ملایم خود در فیلمسازی را ادامه میدهد. این دسته از کارگردانها انتظاری جز ساختن اثری با ساختاری متوسط و ملایم از خود ندارند و در اکثر اوقات هم بهراحتی میتوانند مخاطب این گونهی سینمایی را به سوی خود جذب کنند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.