پوستر فیلم زهردارو

بازمانده‌ای که تیمارگر قاتل شد

زهردارو
Nocebo
محصول ۲۰۲۲ – ایرلند، فیلیپین
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

یکی از مظاهر دنیای سرمایه‌داری شرکت‌های چندملیتی هستند. این شرکت‌ها به‌جای آنکه در کشور خود متمرکز شوند، بخش های تولید را خرد کرده و در کشورهایی که کارگر ارزان‌تر است محصولات‌اشان را تولید می‌کنند. فیلم جدید «لورکان فینگان» نیز در همین مسیر گام برمی‌دارد. اما فینگان کارگردانی است که در دو اثر گذشته‌ی خود و آثار کوتاهی که طی این یک دهه روی پرده برده است در ژانر رازآلود و دلهره گام برداشته است. او پس از دو اثر «محل سکونت» و « بی‌نام»، حال به‌دنبال روایت رازآلود و دلهره‌ی دیگری است.
روایت او همچون آثار گذشته همچون یک پازل با تکه‌های جدا از هم مقابل مخاطب قرار می‌گیرد. «کریستین» یک طراح مد کودکان است که از همان پرده‌ی اول دچار حملاتی عصبی می‌شود. کارگردان سعی دارد با نشان دادن سگی سیاه در برابر چشمان کریستین، او را به دنیای ناشناخته‌ و گنگ ذهنی ببرد. کارگردان ایرلندی به‌آرامی روایت را پیش می‌برد و در بزنگاهی آن پرستار فیلیپینی را به در خانه‌ی کریستین می‌فرستد. او در پرده‌ی اول آن‌قدر مخاطب را درگیر پرسش‌ کرده که کل پرده‌ی دوم را به پرده‌برداری از رازها و پاسخ به پرسش‌ها می‌گذراند. روایت آقای فینگان ملغمه‌ای از سیاست و انتقام شخصی است که مخاطب در طول پرده‌ی دوم با تماشای فلش‌بک‌ها به آن‌ها می‌رسد.
در آثار دلهره لوکیشن و میزانسن از ارکان مهم حس تعلیق هستند. اتاق کوچکی که پرستار در آن زندگی می‌کند و راه‌پله‌ی خانه در این فیلم تبدیل به همین رکن می‌شوند. کارگردان با این بازی فرمی و سکوت و اعتماد بین کاراکترها سعی می‌کند مخاطب را کم‌کم وارد این فضای دلهره‌آور کند. او به‌خوبی از باورهای مردمان جنوب شرق آسیا بهره می‌برد و سعی می‌کند همین باورها را تبدیل به ماشه‌ی دلهره در اثر خود کند. فینگان به‌خوبی از شمنیسم رایج در این منطقه‌ی جغرافیایی بهره می‌برد و سعی دارد در پس روایت خود به آن بپردازد.
گزارش‌های بسیاری از وضع سخت و طاقت‌فرسای کارگران شرقی شنیده‌ایم که در کارگاه‌های ابرشرکت‌های جهان سرمایه‌داری جان خود را از دست می‌دهند. «دایانا» در این روایت نماینده‌ی این قشر همیشه‌فراموش‌شده است. او بازمانده‌ی اتفاقی تلخ است که کریستین یکی از عوامل اصلی آن است. کارگردان ایرلندی در روایت خود سعی دارد این تقابل خشن را تبدیل به اثری دلهره‌آور و رازآلود کند. اثر جدید آقای فینگان به‌خوبی توانسته ساختار دلهره را در فیلم خود ایجاد کند. او طی یک دهه خود را در ژانر دلهره آبدیده کرده و به‌همین سبب به‌خوبی می‌تواند از عهده‌ی هر روایتی در این ژانر برآید. انقلابی که در قصه‌های ژانر دلهره طی این سال‌ها به‌وجود آمده باعث خلق این روایت‌های متنوع در ژانر مذکور شده است. آقای فینگان نیز برآمده از همین حرکت انقلابی در راستای تحول ژانر دلهره است.
لورکان فینگان در روایت جدید خود حول پیرنگ اصلی مخاطب را درگیر خرده‌روایت‌هایی می‌کند که هر کدان پیش‌برنده‌ی پیرنگ اصلی هستند. این انسجام در روایت باعث شده مخاطب به‌خوبی با اثر رابطه برقرار کند. او به‌لحاظ فرمی نیز توانسته فضای مالیخولیایی را به اثر خود تزریق کند. مسیر پیش روی این کارگردان ایرلندی نویدبخش خلق آثاری است که در ژانر دلهره وزنه‌های سنگینی به‌حساب خواهند آمد. باید دید که فینگان چگونه در این ژانر ادامه‌ی مسیر خواهد داد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟