پوستر فیلم هیچکس ۲

کارگردان اندونزیایی هیچ ارزش افزوده‌ای نداشت

هیچکس ۲
Nobody 2
محصول ۲۰۲۵ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۶+
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

زمانی که خبر رسید «تیمو چایانتو»ی اندونزیایی در اولین ورود خود به سینمای جریان اصلی هالیوود دو پروژه‌ی «هیچکس ۲» و «زنبوردار ۲» را قرار است پیش ببرد، بسیاری از مخاطبان سینمای اکشن این امید را داشتند که کارگردان اندونزیایی بتواند دنیای اکستریم اکشن خود را وارد این دو اثر کند. ورود این کارگردان اندونزیایی به پروژه‌ی «هیچکس» عملاً نوعی قمار محسوب می‌شد. چون آقای «ایلیا نایشولر» در فیلم اول داستانی بالاتر از یک اکشن متوسط را ارائه داده بود و انتظار می‌رفت آقای چایانتو بتواند روی همان مسیر نقاط قوت فیلم اول را حفظ و نقاط ضعف شخصیت‌پردازی و پیشبرد روایت را نیز اصلاح کند.

اما در عمل آن چیزی که در فیلم دوم مشاهده کردیم گامی بزرگ به عقب است. آقای چایانتو در فیلم دوم نه‌تنها قادر نیست کمدی را به اثرش اضافه کند، بلکه حتی شناختی قابل‌اعتنا از اکشن فیلم اول هم ندارد. آن چیزی که در این اثر می‌بینیم تلاش مضحک کارگردان در ترکیب دو فیلم «چهار آدمکش خفن» و «سایه‌های ولگرد» خود در سینمای اندونزی است. به نوعی این کارگردان نشان می‌دهد و ثابت می‌کند که اعتماد سریع به چنین فیلمساز محلی‌ای در سینمایی گسترده‌تر نتیجه‌ای جز فیلم دوم «هیچکس» ندارد.

در این روایت آقای چایانتو سعی کرده همان شخصیت‌پردازی مدنظر آقای نایشلور در فیلم اول را برای کاراکتر «هاچ» به‌کار گیرد. اما کارگردان اندونزیایی بسیار عجول است و به‌جای آنکه اجازه دهد روایت همچون فیلم اول پیشروی منطقی در پرده‌ی اول داشته باشد، دست به حذف‌و‌اضافه‌هایی با ضربآهنگ بسیار بالا زده است. پرده‌ی اول او هم ساختار کلاسیک خود را تا رسیدن به نقطه‌عطف اول از دست داده است و هم مخاطب بسیار سخت‌گیر اکشن را وادار می‌کند که خیلی سریع از روایت دست بردارد.

آقای چایانتو در این فیلم در گیر و دار شخصیت‌پردازی‌های سینمای جریان اصلی اندونزی است و عملاً بسیاری از کاراکترها را همچون آثار سینمای گروه ب دهه‌های گذشته بدون هیچ دلیلی به درون قاب می‌آورد و باز هم بدون همان دلیل از قاب بیرون می‌کشد. در این فیلم هاچ و خانواده به سفری تفریحی رفته‌اند، اما در اصل این کارگردان است که فیلم اول خود در هالیوود را تبدیل به سفری توریستی کرده است و مخاطب بخت‌برگشته باید تا انتهای روایت منتظر رخدادی از جنس سینما بماند و در انتها جز کسالتی مضحک برای او باقی نمی‌ماند. در نتیجه اکشن و حتی آن کمدی پررنگ‌شده‌ی فیلم دوم هیچ خاصیتی ندارند. به‌طور مثال به دو کاراکتر پدر هاچ و «آر زی ای» توجه کنید که از منظر دو کارگردان در دو فیلم چگونه تصویر شده‌اند. در فیلم اول مخاطب عملاً این دو را در بخشی از روایت مقابل خود می‌بیند که به‌آرامی جزیی از پرده‌ی سوم خواهند شد. اما در فیلم دوم هر دو کاراکتر شبیه عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی‌ای می‌شوند که در چند پلان با اسلحه دست به اعمالی دیوانه‌وار می‌زنند. باید دید آیا این تجربه‌ می‌تواند در فیلم بعدی آقای چایانتو در سینمای اکشن هالیوود به‌کار آید. او در دنباله‌ی فیلم «زنبوردار» کار بسیار سخت‌تری در پیش دارد، چرا که فیلم اول فاجعه‌ای بدتر از فیلم «هیچکس ۲» بود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟