زمانی که از ترس و دلهره صحبت میکنیم، دو منطقهی جغرافیایی در جهان تبدیل به مرموزترین محل شکلگیری این داستانها میشوند؛ آسیا و آمریکای جنوبی. این دلهره را میتوان در طلسمها، کاراکترهای افسانهای و حتی در لابهلای رؤیاهای ساکنان این مناطق یافت. «امبر» مهاجری غیرقانونی از آمریکای جنوبی است که بهتازگی وارد شهر کلیولند شده است. او در یک کارگاه البسه مشغول بهکار میشود و در حاشیهی شهر اتاقی را در یک آپارتمان قدیمی اجاره میکند.
این فیلم روایت خود را از روی رمانی با همین نام اقتباس کرده است. فیلم سعی کرده تا جایی که میتواند به داستان رمان وفادار بماند و دلهره و اضطراب و رازآلودگی آن را به مخاطب انتقال دهد. «سانتیاگو منگینی» از سال ۲۰۱۴ مشغول ساخت آثار کوتاه در ژانر دلهره و رازآلود است. چه پایهای بهتر از اتود زدنهای یک فیلمساز برای رسیدن به نقطهای که دیگر قصد دارد فیلم بلند داستانی تولید کند! منگینی با تسلط روی فرم تصویری ژانر دلهره و با اشراف کامل روی نقاط تعلیق، خود را برای ساختن چنین اثری آماده کرده است. بگذارید این اشراف کامل کارگردان را در استفادهی همزمان از تعلیق و جامپکات برای شوکه کردن مخاطب با یک مثال توضیح دهم؛ در پردهی اول فیلم امبر بههمراه صاحبخانه در حال گذر از راهرو هستند. دوربین با زاویهی هفتادوپنج درجه از مقابل در حال تصویر گرفتن است. شاید مخاطب در این فضا اصلاً تعلیقی را احساس نکند اما کارگردان با زیرکی در سکانسهای قبل همه جای این خانه را تبدیل به یک بمب ساعتی برای یورش دلهره به ذهن مخاطب کرده است. یک جامپکات و ظهور مستأجری دیگر در برابر امبر که باعث میشود مخاطب و امبر همزمان شوکه شوند. در جایجای فیلم این نوع هنرنماییهای کارگردان را شاهد هستیم و باید گفت با یک اثر دلهرهی تمیز و خوشفرم مواجهیم.
اما به لایهی درونی اثر بپردازیم. همهی این اثر مواجههی کاراکتر اصلی با مقولهی رؤیاست. در پردهی دوم فیلم با تقابل رؤیا و کابوس بهطور همزمان مواجه هستیم. امبر درون رؤیای خود وارد لایهای دیگر یعنی کابوس میشود. گویی این خانه در حال ساختن کابوسی درون رؤیای میزبان خود است و از درون همین اختلاط میزبان را میبلعد. این خانه میزبان را دچار خلسهای میکند که در آن خلسه دیگر نه دردی را حس میکند و نه مقاوتی از سوی او صورت میپذیرد. همه چیز درون یک جعبهی سنگی است و در آن لحظهی احتضار، میزبان همچون دانای کل شاهد بلعیدهشدن خودش است. در این خانه کابوس رؤیا را میبلعد، رؤیا واقعیت را میبلعد و در انتها روح تسخیرشده تبدیل به ساکنی پر از رنج در میان دیوارههای خانه میشود.
این فیلم را میتوان بهراحتی یکی از آثار خوب ژانر دلهره در سال جاری دانست که با قدرت تمام قصهاش را تعریف میکند. این فیلم هیاهوی آثاری از قبیل «احضار» را ندارد و بر اساس یک خط روایت مستحکم داستان خود را تصویر میکند و مخاطب ژانر دلهره را به درون تقابل رؤیا و کابوس در واقعیت میبرد.
دانلود از پلی استپ