پوستر فیلم خدانشناس

انتخاب، اشتباه، ندامت و در نهایت مرگ

خدانشناس
No Man of God
محصول ۲۰۲۱ – ایالات متحده
ژانر جنایی، درام
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

شاید «تد باندی» یکی از معدود قاتلین سریالی مخوف ایالات متحده در قرن بیستم است. او طی دو دهه زنان و دختران را می‌ربود، به آن‌ها تجاوز می‌کرد و در انتها آن‌ها را به قتل می‌رساند. در مدیوم سینما و تلویزیون آثار داستانی و مستند زیادی در باب او ساخته شده است. یکی از مستندات در این باب به همان سال‌ها و نیمه‌ی دوم دهه‌ی ۱۹۸۰ بازمی‌گردد. طی این چند سال یکی از مأموران اف‌بی‌آی با نام «بیل هگمایر» مصاحبه‌هایی را با باندی انجام داد. آن‌ها طی این مکالمه‌های پر از کنایه و جملات غیر مستقیم به یکدیگر نزدیک شدند، از هم دور شدند و در برخی موارد دچار این‌همانی شدند.
کارگردان در این تقابل از زاویه‌دید هیچ‌کدام از این دو طرف وارد ماجرا نمی‌شود. او در عوض از زاویه‌دید همه‌ی آن دخترانی که به قتل رسیده‌اند به این دو می‌نگرد. به تمام زنانی که در این فیلم می‌بینید توجه کنید. فیلم در این نماها دچار رئالیسم جادویی می‌شود و خیرگی آن‌ها به بیل همراه با نوعی ترس و اضطراب است. این دختران هر کدام در کالبدی جدید مقابل بیل قرار می‌گیرند؛ دستیار کارگردان، منشی، کارمند اداری و … . حضور این کاراکترها شاید بیش از مکالمه‌های بین بیل و تد پررنگ می‌شود و همین باعث جان گرفتن فیلم می‌شود. تک‌نماهایی که با فیلتر قرمز همچون سکانس لایی از شهوت، خشونت، دریوزگی، رابطه‌ی جنسی، تجاوز و تعرض از مقابل چشم مخاطب می‌گذرند نمایی از رنج همه‌ی آن‌هایی است که حتی جسم‌اشان هم محو شده است و جز یادی از آن‌ها در ذهن خانواده‌های‌اشان وجود ندارد.
اما انتخاب جملات و مکالمات بین بیل و تد نشان از آگاهی کارگردان به این روایت دارد. برای مثال آن مکالمه‌ای را در نظر بگیرید که بیل و تد در بازی با کلمات وارد پروسه‌ی قتل‌ها و نحوه‌ی انتخاب آخرین قربانی – همان دختر ۱۲ ساله – می‌شوند. تد از این قربانی به‌عنوان اشتباه یاد می‌کند و مابقی قتل‌ها را انتخاب می‌نامد. کارگردان کل فیلم و مواجهه‌ی تد را با مرگ در همین دو واژه خلاصه می‌کند. او کلام خود را روی زبان بیل قرار می‌دهد که در سکانس ماقبل پایانی رو به تد می‌گوید که زنده بودن‌اش تا کنون اشتباه بوده و مرگ برای او بهترین انتخاب است. روایت قدرتمند خانم سیلی کاراکترهای خود را مقابل معنای انتخاب و اشتباه قرار می‌دهد. هر دو کاراکتر در برخی سکانس‌ها چنان اصطکاک روانی‌ای با یکدیگر دارند که دیگر بیل و تد وجود ندارد. کارگردان تد را در برخی صحنه‌ها درون کالبد بیل قرار می‌دهد تا همان نگاه مریض‌گونه را به جنس مخالف داشته باشد.
«امبر سیلی» تمام سعی خود را کرده تا مخاطب از زاویه‌دید جدیدی وارد داستان زندگی یک قاتل سریالی شود. او در بسیاری از صحنه‌ها قادر است این ارتباط را برقرار کند. سیلی حتی در صحنه‌ای که دعای آخر را برای باندی می‌خوانند، سعی می‌کند از مذهب نیز بگذرد و شکل گرفتن قاتل‌هایی چون تد باندی را ورای این مسائل بداند. از دیدگاه او تد باندی‌ها نتیجه‌ی لنگ زدن تمام ارکان جامعه است؛ از خانواده تا مدرسه و حقارت‌های اجتماعی در جامعه‌ی بیرونی.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟