پوستر فیلم بدون محدودیت

شاید آقای رزنتال هم نفهمید مسیر روایت‌اش به کدام سو می‌رود

بدون محدودیت
No Limits
محصول ۲۰۲۲ – فرانسه
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

در برخی روایت‌ها هر چه سعی می‌کنی به‌دنبال خط فکری کارگردان باشی، در نهایت موفق نمی‌شوی و فیلم را به حال خود رها می‌کنی. فیلم جدید آقای رزنتال درست در همین بی‌مسیری در جریان است. داستان او حول دختر جوانی با نام «رکسانا» می‌چرخد که طبق نماهایی در ابتدای فیلم متوجه می‌شویم که به رشته‌ی غواصی علاقه دارد. پس از این نماها به زمان حال بازمی‌گردیم که رکسانا در کلاس دانشگاه قرار دارد و استاد در باب شرایط سخت غواصی در اعماق می‌گوید. کارگردان از طریق استاد دانشگاه درون‌مایه‌ی اصلی روایت را بیان می‌کند و رکسانا را پس از این و از طریق یک آگهی کلاس غواصی آزاد به منطقه‌ای ساحلی می‌کشاند. آقای رزنتال قصد دارد از طریق تک‌نماهایی که از مچ دست خراش‌خورده‌ی رکسانا نشان می‌دهد مخاطب را با بحران روحی او آشنا کند. اما در این میان خبری از فلش‌بک نیست. در سینما کار سختی نیست که کارگردان تشخیص دهد در روایت‌اش آیا فلش‌بک‌ها به کار می‌آیند یا خیر. در این روایت و برای درک بهتر شرایط روحی رکسانا این فلش‌بک‌ها نیاز است. در هر حال کارگردان ظاهراً نقشه‌های دیگری برای روایت خود دارد و قصد دارد وارد سانتیمانتالیسم زرد فمینیستی شود. اما شخصیت‌پردازی او از رکسانا آن‌قدر ضعیف است که حتی به این مسیر زرد هم وارد نمی‌شود. رکسانا در این فیلم همان کاراکتری است که به همه خنده‌های معنادار می‌زند اما انتخاب اشتباه دیگری دارد. این را خود آقای رزنتال از طریق مکالمه‌ی کوتاه رکسانا و مادرش به ما می‌گوید؛ آنجا که مادر با پوزخند درباره‌ی عشق جدید رکسانا پرس‌و‌جو می‌کند و رکسانا هم پاسخ می‌دهد: «این‌بار دیگه فرق می‌کنه.» آقای رزنتال در اثر خود هیچ شخصیت‌پردازی‌ای ندارد. او نماهای خوبی از سکوت زیر دریا می‌گیرد، لانگ‌شات‌های خوبی از منطقه‌ی ساحلی به مخاطب نشان می‌دهد، اما دریغ از یک ثانیه روایت سینمایی که بخواهد خرج اثر خود کند. این فیلم می‌توانست درون‌مایه‌ی تاریکی داشته باشد؛ آن هم از دختری که هیچ‌گاه نتوانسته مسیر زندگی خود را تشخیص دهد و هر بار از چاله به چاه افتاده است. آقای رزنتال برای دور کردن کاراکتر خود از این درون‌مایه‌ی سیاه و تاریک و برای به‌دست آوردن دل همان‌هایی که می‌دانیم و می‌شناسیم از رکسانای بی‌هدف و باری‌به‌هرجهت دختری ساخته که نماد فمینیسم خطاب می‌شود. او حتی در همین نمایش هم شکست می‌خورد و درون چاه شخصیت‌پردازی خود و حفره‌های روایتی می‌افتد.

آقای رزنتال در این فیلم تکلیف خود را نمی‌داند. او در روایت خود به هر دری می‌زند تا مخاطب را همراه خود کند؛ از اروتیسم زنانه و عطش جنسی تا دعواهای خاله‌زنکی خیانت. رزنتال رکسانا را زمانی وارد زندگی «پاسکال»‌ می‌کند که این دختر همچون فردی سرزده وارد زندگی پاسکال و دوست‌دخترش می‌شود و در ادامه انتظار دارد مخاطب با رکسانایی هم‌ذات‌پنداری کند که از خیانت پاسکال به خودش غمگین شده است. این نگاه زرد حداقل در سینمای روایی جایی ندارد و باید آن را در میان اروتیک‌های زرد و سافت‌پورن‌ها جست‌و‌جو کرد. فیلم «بدون محدودیت» همه‌چیز غیر از فیلم است و همین باعث می‌شود مخاطب نتواند با آن رابطه برقرار کند؛ البته رابطه‌ای از جنس سینما!

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟