پوستر فیلم خیالی نیست

روایتی بی‌چیز که با یک مجادله سر زبان‌ها افتاد

خیالی نیست
No Hard Feelings
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

برخی روایت‌های زنگ‌زده در هالیوود با نگه داشتن ابهاماتی در درون‌مایه‌ی خود سعی دارند به‌عمد گروه‌های رادیکال اخلاقی (تا دل‌اتان بخواهد انواع و اقسام این دسته‌ها را می‌توانید در ایالات متحده پیدا کنید که عاشق گوجه پرت کردن و ترول کردن افراد و گروه‌های دیگر در فضای مجازی و واقعی هستند) وادار به واکنش‌های متعدد و تند کنند تا به‌سرعت اثرشان هم در فضای مجازی سر زبان‌ها بیفتد و هم در دنیای واقعی مخاطبان عام سینما برای تماشای آن‌ها کنجکاو شوند. دومین فیلم بلند داستانی آقای «جین استوپنیتسکی» روی همین مسیر گام برمی‌دارد.

اما چه شد که این فیلم میان جماعت آمریکایی سر زبان‌ها افتاد؟ طبق معمول همه‌چیز از سوی فمینیست‌های رادیکال ایالات متحده در فصل‌نامه‌ی «باست» (Bust)‌ آغاز شد که درون‌مایه‌ی این فیلم را چیزی در حد اغفال کودکان (Child Grooming) نامیده‌اند. داستان فیلم از چه قرار است؟ «مدی» دختری جوان و ۳۲ ساله است که به‌ظاهر دچار ورشکستی شده است. در افتتاحیه شاهد هستیم که یک جرثقیل در حیاط خانه‌اش ماشینی را که با آن کسب درآمد می‌کند مصادره کرده و در حین گفت‌و‌گو بین مدی و راننده‌‌ی جرثقیل متوجه می‌شویم که این دختر زندگی را رها کرده است. اگر قرار است طبق همین رد و بدل شدن دیالوگ‌ها و تکه‌های جنسی انداختن بین کاراکترها با کل زندگی مدی آشنا شویم، باید گفت کارگردان از همین ابتدا شکست خورده است. این فیلم در خوشبینانه‌ترین حالت یکی از ده‌ها کمدی جنسی هالیوود است که با استفاده از موسیقی متن بلند در تک‌تک سکانس‌ها مخاطب را در برابر دنیای رنگی و سهل‌الوصولی قرار می‌دهد که کاراکترها پس از چند تلاش ناموفق برای برقرار رابطه‌ی جنسی در نهایت مثل آدم به زندگی خود ادامه می‌دهند. در این اثر نیز کارگردان سعی دارد مدی را وارد معامله‌ای کند که طی آن در ازای دریافت یک ماشین باید با پسر نوجوان و منزوی یک خانواده‌ی ثروتمند رابطه برقرار کند و بله، در انتها این دو مانند دو پرنده‌ی عاشق در آغوش یکدیگر غروب خورشید را در ساحل می‌نگرند.

این فیلم و روایت برد خود را در همان مجادله‌های اینترنتی و نشریه‌ای کرده است و به‌راحتی و بدون هیچ تلاشی از سوی عوامل سازنده سر زبان‌ها افتاده است. از یک‌سو به آن انگ اغفال نوجوان توسط یک بزرگسال را می‌زدند و از سویی دیگر به در دفاع از آن سعی می‌کردند به بچگانه رفتار کردن مدی اشاره کنند و با بالا گرفتن این بحث‌ها فیلم هم با تمام کاغذی بودن‌اش در لیست تماشای مخاطبان عام سینما قرار گرفت. شاید حضور جنیفر لارنس در این اثر یکی از نکات عجیب باشد. به‌نوعی باید گفت این روایت و این پلات برای این بازیگر توانا بسیار کوچک و دم‌دستی به‌حساب می‌آید. در هر حال باید اعتراف کرد که ابراستودیوها حتی برای فروش آثاری از این دست نیز برنامه‌های خوبی دارند و مانند همیشه تله‌ی خوبی برای فعالین و دسته‌های اجتماعی و اخلاقی در ایالات متحده باز می‌کنند و به‌محض گاز گرفتن طعمه از سوی این گروه‌ها، اثر آن‌ها نیز در گیشه و میان مردم این کشور تبدیل به یکی از پر بحث‌ترین آثار روز خواهد شد. باید به سونی پیکچرز (صاحب جدید کلمبیا) تبریک گفت که با هوشمندی تله‌ی خود را در جای مناسب قرار داده بود. در پایان هم باید این نکته را اضافه کنم که چند شات آخری که به‌صورت مستند از سواحل لانگ ایلند گرفته شده بود و تیتراژ پایانی روی آن‌ها می‌آمد، تنها نقطه‌قوت این فیلم به حساب می‌آیند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟