«اینگرید» با توجه به علایم «راکل» بارها از او خواسته تا یک تست بارداری دهد، اما راکل هر بار از این کار امتناع میکند. زیرا او با توجه به پیشگیریهایی که انجام داده مطمئن است که باردار نیست. حساست شدید او به بو، عصبانیت و دمدمیمزاج شدناش، تشنگی همیشگی و علاقهی زیادش به آبمیوه در نهایت باعث میشود راکل تست دهد. جواب مثبت این تست زندگی راکل را که در خوشگذرانی و مهمانیهای شبانه میگذرد دچار تغییر میکند.
هنوز هم در قرن جدید و در سال ۲۰۲۳ گفتوگوها و مناقشات زیادی دربارهی سقط جنین و قوانین آن وجود دارد. بسیاری معتقدند مادر به عنوان کسی که قرار است یک نوزاد را به مدت نه ماه در بدن خود حمل کند باید توانایی انتخاب داشته باشد که آیا میخواهد این کار را انجام دهد یا نه؟ موافقان از حق طبیعی زن صحبت میکنند و مخالفان دیدگاهای مذهبی را مدنظر خود قرار میدهند. فیلمهای بسیاری نیز تلاش کردهاند در بسترهایی متفاوت به سقط جنین و قوانین آن بپردازند. فیلم «بچهنینجا» با نگاهی طنزآلود سعی کرده به سقط جنین و بیش از همه به اثراتی که بر روی مادر میگذارد نیمنگاهی کند.
این فیلم نشان میدهد یک زن حتی اگر نخواهد دارای فرزندی باشد هم برای تمام فرزندان بهترینها را میخواهد. راکل کاریکاتوریستی است که زندگی بی نظمی دارد و به چگونگی روابط جنسیاش توجه چندانی نمیکند. او خود را بدون قید و بند میداند و توانایی بزرگ شدن را تا کنون در خود ندیده است. آنقدر که عدم توجهاش به خود باعث شده فرزندی که تصور میکرد جنینی یک یا دو ماهه باشد، شش ماهه است. راکل بهناگاه با شرایطی مواجه میشود که هیچ تصوری از آن ندارد. او درواقع در یک شب وارد مرحلهای جدید از زندگیاش شده که هیچ برنامهای برای آن ندارد. تلاش راکل برای پذیرش این اتفاق و در نهایت تصمیمی که باید در مواجهه با آن بگیرد به آهستگی و همراه با روزمرگیهای شخصیتی او به خوبی تصویر شده است. راکل این بچه را نمیخواهد، اما برای یافتن والدینی مناسب بیکار نمینشیند.
راکل فرزند متولد نشدهی خود را با نقابی بر چهره یک نینجای کوچک میخواند که تصمیم دارد تمام زیبایی زندگی را از او بگیرد. تصاویر انیمیشنی از این نینجای کودک و اتفاقاتی دیگر و حتی گاه تصاویری استاپموشن مسیر روایت و درک افکار ذهنی راکل را آسان کرده و دیدگاههای او را به خوبی نمایش میدهد. طنز تلخ و گاه تحقیرآمیز نینجای کودک درواقع روی دیگر دیدگاههای راکل را نشان میدهد. راکل اگر از اتفاقی ابراز خوشحالی کند یا حتی بخواهد در ظاهر به آن رویداد فکر زیادی نکند، نقش این نینجا ارائهی کلامی است تا آن سوی ناراحتکننده و تلخ ماجرا را به وضوح بیان کرده و به یاد بیاورد. زمانی که راکل به کارهایی که در این چند ماه انجام داده فکر میکند، نینجا وارد شده و با حرفهایاش افکار او را بیان میکند: «احتمالاً در مغز من آب پیدا بشه»، «من زشت و دفرمه هستم»، «سندرم الکل گرفتم». نینجا به راکل در جایی هم میگوید:«من جنین خوبی بودم، تو رو چاق یا بیمار نکردم، چرا از من خوشت نمیاد؟»
کارگردان کمکار فیلم «بچهنینجا» شخصیتهای فرعی جذاب و قابلتوجهی را هم در مسیر داستان و در کنار راکل قرار داده است. هر کدام از این شخصیتها با راکل تعریف میشوند. وجود و حضورشان همسو با راکل و متمرکز در مسیر داستان است. جذابیت رفتاری «موس» و عاشقی او علیرغم شرایط خاص راکل همانقدر قابلتوجه است که رفتارهای بچهگانه و بدون فکر پدر نینجای کوچک. منطق روایی با پلات رنگی ساده هم برقراری ارتباط با طرح داستان و هم دیدن آن را راحت کرده است. این فیلم سعی کرده در کنار موضوع اصلی که عدم علاقهی یک زن به داشتن فرزند است، به موضوعاتی چون سقط جنین، چگونگی و شرایط فرزندخواندگی، حتی نژادپرستی و تربیت فرزندان نیز بپردازد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.