پوستر فیلم نینا از جنگل‌ها

داستانی جاه‌طلبانه اما ناموفق

نینا از جنگل‌ها
Nina of the Woods
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰.۵
نویسنده سارا

«جرمی» و «ریچل» برای ساخت یک قسمت از برنامه مستندشان تلاش می‌کنند تا پاگنده‌ها را در میان جنگل بیابند. آنها برای این کار «نینا» و «ویگ» را استخدام می‌کنند. نینا دختر جوانی‌ست که در شهری در کنار همین جنگل بزرگ شده و جنگل برای‌اش همیشه اسرارآمیز بوده است. نینا در خاطرات محوی که از پدر دارد، او را به خاطر همین علاقه‌اش به جنگل از دست داده؛ درواقع مادر او را از پدر جداکرده‌است. این تیم چهارنفره با استخدام یک راهنما سعی می‌کنند با ورود به جنگل داستان‌شان را به بهترین نحو بازگو کنند. اما اتفاقاتی عجیب ذر این جنگل برای‌شان رخ می‌دهد.
فیلم «پروژه‌ی جادوگر بلر» محصول ۱۹۹۹؛ داستان سه مستندساز است که می‌خواهد راجع به روح یک زن جادوگر فیلم بسازند. این فیلم یکی از اولین فیلم‌هایی بود که داستانی ترسناک را این‌گونه به درون جنگل و کلبه‌ای متروک می‌برد. فیلم با داستان مرموز و البته ترسناک‌اش توجه بسیاری از منتقدان را جلب کرد. از آن پس کارگردانان و فیلم‌سازان بسیاری سعی کردند با توجه به این نوع داستان فیلم بسازند. فیلم «نینا از جنگل‌ها» هم با این پلات روایت‌اش را شروع می‌کند.
فیلم «نینا از جنگل‌ها» را می‌توان به سه بخش تقسیم کرد. بخش اول به دورهم‌ جمع‌شدن این گروه می‌پردازد که چندان اتفاق خاصی در آن رخ نمی‌دهد و بیشتر خسته‌کننده است تا جذاب. حتی سعی نمی‌شود در این بخش به شخصیت‌ها پرداخته شود، تنها نینا با خاطرات کمی که از گذشته به یادش می‌آید کمی نشان داده می‌شود. به همین دلیل بود یا نبود این بخش تأثیری در روند مابقی داستان ندارد. بخش دوم فیلم به ورود این افراد به داخل جنگل و اتفاقاتی که در آن رخ می‌دهد، تآکید دارد. در این بخش برای هر یک از این افراد اتفاقات جداگانه و مرموزی رخ می‌دهد. آنها به دنبال پاگنده‌ها می‌گردند، اما چیزی که می‌یابند خودشان است. هرکدام از آنها برای لحظاتی دچار نوعی توهم شده و اتفاقات گذشته‌‌شان را می‌بینند.
بخش سوم داستان این فیلم همان بخش مهم است که باید به آن بیشتر پرداخته می‌شد. درواقع همانطور که گفته شد اگر داستان بخش اول خود را حذف می‌کرد و دو بخش بعدی را بیشتر بسط می‌داد و به آن می‌پرداخت، می‌توانست داستانی جذاب و حتی غیرقابل پیش‌بینی را نیز نشان دهد. اما حالا تنها تبدیل به اثری شده که در ابتدا خسته‌کننده است و در انتها بسیار عجله‌ای. چنان‌که پایان فیلم را می‌توان یک سرهم‌بندی برای تمام شدن داستان دانست. انگار خود کارگردان هم نتوانسته پایانی برای داستان‌اش بیابد و یک پایان کلیشه‌ای را برای آن رقم زده است. درواقع این جنگل قرار بوده مارپیچی عجیب باشد که افراد هرچه به آن بیشتر ورود پیدا کنند، گذشته و خاطرات‌شان را بیشتر بینند؛ ترس‌هاشان با فرو‌رفتن به جنگل بیشتر نمود پیدا کند و گذشته‌شان به آنها نزدیک‌تر شود. اما داستان به گفتن همین حرف توسط راهنما بسنده می‌کند و جز سکانس‌های پایانی‌ای که خیلی دیر و خیلی کوتاه به داستان اضافه می‌شوند، به چیز دیگری نمی‌پردازد. همین امر است که بیننده را از عطش داستان تشنه کرده و در نهایت نمی‌تواند رضایتی را حاصل کند. حتی نشان دادن گذشته‌ی افراد نیز تنها به گذشته‌ی نامفهموم نینا و پدرش می‌پردازد و از مابقی شخصیت‌ها به‌راحتی می‌گذرد. از سوی دیگر فیلم به نمادها و اتفاقات خود نیز چندان اهمیت نمی‌دهد و بیننده مثلاً نمی‌تواند بفهمد وجود آن کلاغ که مدام نشان داده می‌شود چه بوده و از چه می‌خواهد حرف بزند.