این کارگردان آیندهای روشن دارد
«سو هی» با همسر خود به خوبی و خوشی زندگی میکند. یک شب زمانی که از یک مهمانی دوستانه میآید، دیدن اتفاقی پیامهای گوشی همسرش او را نگران میکند؛ آیا همسرش به او خیانت میکند؟ سو هی با رفتن نزد یک کارآگاه خصوصی سعی میکند نسبت به این سوءظن مطمئن شود. تحقیقات کارآگاه اما نتیجهای عجیب را در بردارد. «من گیل» آدم فضایی است و به زمین آمده تا تحقیقاتی دربارهی دیانای انسانی داشته باشد.
تا کنون بارها از سینمای کرهی جنوبی و روند تحولات و پیشرفت چشمگیر آن صحبت کردهایم. این سینما آنقدر بارور شده که علاقهمندان آن دیگر باور نمیکنند با فیلمی غیرتخصصی و غیرمنطقی روبهرو باشند. فیلمهای کرهای که همگی در نیمهی اول خود مخاطب را با انبوه شخصیتها و کاراکترهای بهخصوص آشنا میکنند و اتفاقات گوناگونی را رقم میزنند که میتواند به راحتی مخاطب ناآشنا به این سینما را گیج کند، در نیمهی دوم با یکسو کردن هدفهاشان روایت خود را منسجم میکنند. بینندهی آشنا به این سینما میداند اگر کمی صبور باشد و داستان را به خوبی دنبال کند میتواند در نیمهی دوم پاداش این صبوری را با روایتی خاص و جذاب ببیند. فیلم «شب مردگان متحرک» هم با داستانی علمی-تخیلی روایت خود را با انبوهی از کاراکترها و اتفاقات آغاز میکند و در نیمهی دوم سعی در ایجاد انسجام برای آن دارد.
این فیلم اما علیرغم تلاش وافر خود برای یکسو کردن هدف نهایی داستاناش نمیتواند در جزئیات چندان چشمگیر و بینقص باشد. روایت این فیلم با ورود یک آدم فضایی به زمین آغاز میشود، اما هرگز دلیلی منطقی را برای ورود این فرد به زمین نشان نمیدهد و تنها در یک سکانس علت ورود این گونه آدمهای فضایی به صورت کلامی ذکر میشود. من گیل آن آدم فضاییای که ماموریتی خاص دارد نشان داده نمیشود. او با دنبال کردن زنان و داشتن رابطه با آنها به دنبال چه چیزی است و قرار است چگونه منجر به نابودی انسانها شود؟ هیچچیز مشخص نیست. در ادامه اما تنها دلیلی که باعث میشود بیننده بتواند از اواسط فیلم با روند آن ارتباط برقرار کند کمدی ایجاد شده در مسیر داستان و سه شخصیت زن اصلی آن است. این سه کاراکتر با بازی روان و طنازانهی خود باعث میشوند مخاطب علیرغم داستانی که منطق روایی چندانی ندارد با این بازیگران همراه شده و بخندد. موتیفهای رفتاری بازیگران در کنار روایتی که از اواسط خود منطقی نسبی را دنبال میکند هم خنده را بر لب بیننده خواهد آورد و هم باعث میشود مخاطب تصمیم بگیرد ایرادات موجود در اصل داستان را برای لذت بیشتر نادیده بگیرد.
«شین جئونگ-وون» کارگردان و نویسندهی این فیلم در چهارمین تجربهی کارگردانی خود سعی کرده در ژانری دیگر سه فیلم گذشتهاش که روایتی ترسناک و کمدی را داشته، داستانی علمی-تخیلی را با رگههای کمدی آمیخته کند. او توانسته کمدی لازم را در داستان خود جای دهد و درواقع تجربهی سه فیلم کمدی گذشتهاش در این فیلم خود را به خوبی نشان دهد. اما همانطور که قبلاً هم گفتیم منطق روایی طرح علمی-تخیلیاش آن دقت لازم را ندارد و باعث میشود بیننده نسبت به پیرنگ اصلی داستان سوالاتی را در ذهن داشته باشد.این کارگردان که به نوعی تازهکار محسوب میشود اما نشان میدهد هم کمدی را میشناسد و هم میداند از چگونه جلوههای ویژهای استفاده کند که نه تنها ایرادی در مسیر داستان ایجاد نکند بلکه روایت را جذابتر هم نماید. جئونگ-وون اگر با همین روند مسیر خود را پیش برد به احتمال زیاد میتواند آیندهای روشن داشته باشد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.