آقای خلفون از دنیا پرت است
«فرانک خلفون» را با بازی یا نویسندگی در آثار سینمای اکستریم فرانسه میشناسیم. آقای خلفون گویی با این سینما بزرگ شده بود. او در نیمهی دههی ۲۰۰۰ رو به ساخت آثاری در همان دنیا کرد. اما خلفون هیچگاه نتوانست همانند فیلمسازانی چون «الکساندر آجا» در سینمای دلهره و اکستریم خودی نشان دهد و در حد یک کارگردان متوسط باقی ماند. او در جدیدترین اثر خود که باز هم در سینمای ایالات متحده است سعی دارد مخاطب را وارد ملغمهای از شعارها کند.
اثر آقای خلفون جز شعار چیزی نیست و تقریباً نه منطق روایی دارد و نه فرم یکدست. او فیلم را با «آلیس» آغاز میکند که در یک متل در حال تماس تصویری با همسر خود است و مکالمهای کوتاه را حول بارداری با یکدیگر دارند. بهآنی مردی عریان وارد حمام میشود و مخاطب در میيابد که خیانتی در کار است. آقای خلفون چندان حوصلهی بال و پر دادن به زندگی و شخصیت آلیس را ندارد و او را فوراً به پمپ بنزینی که قرار است همهی فیلم در آن رخ دهد رهسپار میکند.
آقای خلفون حتی نمیتواند مسیر مستقیم و کلیشهای را که برای روایت خود در نظر گرفته وسعت دهد. تکتیراندازی به آلیس و هر کسی که در آن پمپ بنزین است شلیک میکند و این زن بهمرور تبدیل به یک تکاور میشود و علیرغم زخمهای گلوله مقاومت میکند. روایت آقای خلفون حتی توان جذب مخاطب سینمای سرگرمی را هم ندارد و شاید با اطمینان باید گفت که در حد آثار بلند تلویزیونی نیز نیست. آنچه این کارگردان دنبال میکند صرفاً دیالوگهای زرد بین آلیس و تکتیرانداز در باب تئوری توطئه و نظام اقتصادی فاسد و انتقام از دولتمردان و نظام سرمایهداری است. آقای خلفون، مخاطب این جملات را بارها و بارها در آثار سینمایی و سریالهای مختلف مشاهده کرده است و هر کدام از آنها حداقل جذابیت روایی بیشتری از اثر شما داشتهاند. اینکه این کارگردان فقط روی این دیالوگها و اعترافات آلیس قمار کرده است نشان از این دارد که آقای خلفون حتی قمار سینمایی هم بلد نیست.
فیلم «شب شکار» اثر خوش بر و رویی است که هیچ چیز ندارد. کارگردان سعی دارد با بازی گرفتن از «کمیل راو» حداقل مخاطب را وادار کند که اثرش را مشاهده کند، اما در این انتخاب هم شکست خورده است. این بازیگر زن حتی درکی از موقعیت عجیبی که کاراکتر آلیس در آن گرفتار آمده ندارد. در نهایت همکاری ناموزون کارگردان و تکبازیگر این فیلم افتضاحی است که مقابل چشم مخاطب قرار میگیرد. آقای خلفون در مسیری که پیش گرفته نمیتواند گام در مسیر فیلمسازانی چون آجا بگذارد. شاید او به همین دنیای بیهیاهو بسنده کرده است و قرار نیست تا مدتها از لاک خود بیرون بیاید. خلفون کارگردانی است که پتانسیل تبدیل شدن به یکی از فیلسمازان خوشنام در ژانر دلهره را دارد، اما او باید از این روایتهای کلیشه دست بکشد و ابتدا ایدهپردازی کند. او باید ایدهها را سر و سامان دهد و سپس وارد روایتی شود که مخاطب این ژانر را متوجه خود کند.
واکنش تو به این نقد
بدون نوشتن نظر، با یک کلیک بگو چه فکر میکنی.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.