پوستر فیلم سوهی بعدی

تغییر ماهیت برده‌داری از فرعون تا دنیای معاصر

سوهی بعدی
Next Sohee
محصول ۲۰۲۳ – کره‌ی جنوبی
ژانر جنایی، درام
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

گویا هر چه در تاریخ انسان روی کره‌ی خاکی و پس از تشکیل جوامع مختلف غور می‌کنیم، سوء‌استفاده‌ی نظام حاکم از توده چیزی جز برده‌داری به اشکال گوناگون نیست. در زمان پادشاهان قدیم از این تن‌‌ها برای ساخت قصرها و آثار معماری عظیم استفاده می‌شد. در برهه‌ای رنگ پوست عامل تعیین‌کننده در بهره‌وری جسمی از یک تن بود که می‌توان نمونه‌ی آن را در تاریخ ایالات متحده شاهد بود و حال درست در زمانی که بشر احساس می‌کند روی قله‌ی تفکر و اومانیسم قرار ارد، گویا این بهره‌وری در درون دالان‌های تاریک نظام‌های اقتصادی و ایدئولوژیک خود را نشان می‌دهد. چپ‌ها نظام سرمایه‌داری را به بهره‌کشی از کالای جسم و کار نیروی کار متهم می‌کنند، در حالی که خودشان بر اساس ایدئولوژی ناقص‌اشان دچار تغییر مفهوم مردم به توده و خلق شده‌اند و انتظار گوسفند شدن این خلق بی‌زبان را دارند. در هر حال زمانی که خود را از دایره‌ی مردم به درون توده‌ها ببریم، نباید انتظاری جز سوء‌استفاده از سوی نظام حاکم داشته باشیم. خانم «جولی جونگ» در دومین اثر بلند داستانی خود سعی دارد از زاویه‌ای دیگر این بهره‌کشی نظام حاکم را از انسان در جغرافیای کره‌ی جنوبی تصویر کند.

روایت در دو پاره مقابل چشم مخاطب قرار می‌گیرد. در پاره‌ی اول با زندگی نوجوانی با نام «سوهی» غور می‌کنیم. سوهی در یک هنرستان فنی-حرفه‌ای مشغول تحصیل است و گویا بر اساس قانون مدرسه آن‌ها باید سال آخر خود را در جایی که مدرسه معرفی می‌کند مشغول به کار شوند. خانم جونگ ما را از زمانی وارد روایت می‌کند که سوهی در یک دفتر خدمات اینترنت مشغول به کار می‌شود. داستان خانم جونگ کم‌کم از آن پله‌ی فردی و تینیجری سوهی خارج می‌شود و روی سیاه روابط بین مدارس و مراکز اشتغال را برای مخاطب عیان می‌کند. آنچه خانم جونگ در این فیلم در پی‌اش است نور اندختن به بخش تاریکی از سرمایه‌داری‌ست. در دنیای سرمایه دولت تبدیل به یک اپراتور در برابر ابرکمپانی‌ها و وکلای آن‌ها می‌شود. مردم در این دنیا برده‌های خوشبختی هستند که نسبت به برده‌های کمونیستی پول بیشتری می‌گیرند، تفریح بهتری دارند، اما در نهایت زیر بار تحقیر و فشار برای بهتر شدن خرد می‌شوند. مردم در دنیای سرمایه‌داری دچار اضطراب مزمن هستند و هر لحظه به آینده‌ای فکر می‌کنند که شاید شغل‌اشان از دست برود و همه‌ی این دنیای رنگارنگ پیرامون تبدیل به کوهی از خاکستر شود. خانم جونگ قله‌ی روایت خود را خودشکی سوهی قرار می‌دهد و در ساعت دوم فیلم خود از زاویه‌دید یک بازرس زن پلیس با نام «یو جین» تک‌تک دومینوهایی را که منجر به خرد و تحقیر شدن سوهی و بسیاری دیگر مانند او می‌شود به مخاطب نشان می‌دهد.

اگر فیلم سال ۲۰۱۴ خانم جونگ را مشاهده کرده باشید، به‌طور حتم داستان سوهی را ادامه‌ای بر آن فیلم می‌بینید که کارگردان سعی دارد به نقطه‌ای دیگر و میان زنان جوانی دیگر در جست‌و‌جوی نقاط تاریک جامعه‌ی کره سر بزند. در نگاه فمینیستی خانم جونگ و تلاش او برای دوری از افراطی‌گری پیرو فمینیست‌های کره‌ای حفره‌هایی معنادار وجود دارد. خانم جونگ دراین فیلم قرار است روایتی از نوجوانان کره‌‌ای را، بدون تفاوت در جنسیت، معنا کند. او تا جایی از روایت خود همین کار را نیز می‌کند. اما به‌یک‌باره در نیمه‌ی دوم داستان همه‌چیز به بیچارگی جنس زن و دختران جوان بازمی‌گردد. خانم جونگ باید بداند که کسی با این نگاه افراطی او که یک افسر پلیس زن در آثارش تبدیل به اومانیست‌ترین نیروی پلیس می‌شود زاویه‌ای ندارد. اما زاویه با نگاه خانم جونگ زمانی پدید می‌آید که مخاطب حس می‌کند در نگاه فوردی این خانم مرد خوب، یک مرد مرده است. این نگاه مضحک و احمقانه‌ی فمینیست‌های افراطی‌ست که حداقل دیگر جایی در سینما ندارد. خانم جونگ در روایت خود حتی قادر نیست دنیای پیرامونی سوهی را باورپذیر کند. پدر و مادر سوهی از دقیقه‌ی ۳۶ وارد فیلم می‌شوند و در ادامه حتی شخصیت‌پردازی مناسبی از آن‌ها صورت نمی‌گیرد. اینکه کارگردان سعی کرده در بخش دوم از آن‌ها استفاده کند و نبود سوهی را با حضور آن‌ها معنا ببخشد بسیار ساده‌انگارانه است. کارگردان از همان ابتدا فریاد می‌زند که من می‌خواهم در باب غفلت خانواده و جامعه از علائق و مشکلات یک نوجوان دختر فیلم بسازم. روایت خانم جونگ سردی زندگی یک نوجوان دختر را تا حدی قابل قبول مقابل چشم مخاطب قرار می‌دهد، اما روایت او مشکل بنیادین اندیشه دارد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟