«نیلی» دختر ده سالهی عاشق هیولاها و داستانهای آنهاست و در مدرسه با انجام نمایشهای ترسناک دوستان خود را میترساند از این رو هرگز دوست صمیمیای نداشته است. تا اینکه پدر، نیلی را برای مدت یک هفته نزد یکی از اقوام نزدیک مادریاش میبرد. اقوامی که در قلعهای بزرگ در میان جنگل زندگی میکنند. در همان شب ابتدایی نیلی متوجه رازی عجیب اما هیجانانگیز دربارهی این اقوام میشود. رازی که نشان میدهد او نیز به مانند مادر و تمام اقوام مادری استعدادی در بودن در سازمانی مخفی که کارشان مقابله با هیولاهای بدذات است، دارد و مدتی نمیگذرد که او میتواتد دوستان زیادی را برای خود بیابد.
فیلم «نیلی رپ: مأمور هیولا» قرار است یک داستان خانوادگی باشد که بیشتر توجه مخاطب نوجوان خود را جلب کند. داستانی که در آن خونآشامها، گرگینهها، ارواح و فرانکشتاینها همگی دور هم جمع شوند و در کنار داستانی ترسناک، داستانی صمیمی و کمدی را هم روایت کنند. اما این فیلم در هیچکدام از این ژانرها موفق نبوده و «آماندا ادولفسون» کارگردان این فیلم نتوانسته است علیرغم پتانسیل بالایی که در طرح اولیه و حتی در تصاویر خود دارد از آن بهره ببرد. در واقع این فیلم بلند ادولفسون بیشتر شبیه به قسمت اول یک سریال تلویزیونی است تا یک فیلم بلند و ماجراجویانه. او که پیش از این فیلم ساخت چند فیلم کوتاه و چندین سریال را در کارنامهی خود دارد نتوانسته است با تمرکز بر روی سوژهی خود اتفاقات مهمی را در روایتاش جای دهد از این روست که زمان این فیلم بیشتر به شناساندن پایهی داستان گذشته و هرگز به عمق ماجراهای خود نرسیده است. این فیلم باید در نیمهی دوماش شروع به ایجاد اتفاقاتی ماجراجویانه میکرد تا میتوانست مخاطب هدف خود را به پای داستان خود بنشاند اما این نیمه در مسیر سادهی گذشته پیش میرود و هیچ اتفاق هیجانانگیزی را در درون خود جای نمیدهد. درنتیجه بینندهای که در نیمهی اول عطشاش برای دیدن هیولاهای عجیب و حتی جذاب بسیار شده بود در نیمه دوم کاملاً مأیوس شده و روایت داستان برایاش خستهکننده و ملالبار میگردد. هیولاهایی که هیچکدام کار خاصی انجام نمیدهند و نمیتوانند ماهیت خود را نشان دهند جذابیتی هم ندارند. البته که روند داستان میخواهد این هیولاها را نیز به مانند انسانها نوعی دیگر از موجودات بدانند که تا زمانی که انسانها به حریم آنها تجاوز نکردهاند با آنها درگیر نمیشوند اما باید در مسیر داستان خود رفتاری خاص از این هیولاها را نشان میداد تا بیننده بتواند با آنها ارتباط برقرار کند. مثلاً با نشان دادن نوع رفتارهای شخصیتی هر یک از آنها اما این فیلم هیچ نشان خاصی از آنها را در درون خود قرار نداده است.
اما از سوی دیگر فیلم «نیلی رپ: مأمور هیولا» در تصاویر خود و در فضای ایجاد شده برای روایت داستان خود موفق بوده است. قلعهی عجیب و پر از اتاق با اسباب و اثاثیهی لوکس و قدیمی به همراه گریم مناسب شخصیتها و حتی لباسهای آنها توانسته است بستری خوب برای روایت داستان ایجاد کند. حتی بازی بازیگران به ویژه بازی بازیگر شخصیت نیلی با آن خندههای ریزِ زیبا و نگاه پر از شیطنتاش در داستان به خوبی جای گرفته است. داستانی که متاسفانه ناقص مانده و درنهایت نتوانسته است به بلوغ کافی برای دیده شدن برسد.