پوستر فیلم نگهبان محله

همه‌اشان واقعی بودند

نگهبان محله
Neighborhood Watch
محصول ۲۰۲۵ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

گروه فیلمسازی ویورلی متشکل از چندین کارگردان جوان بود که در یک غذاخوری واقع در نیویورک تصمیم به همکاری و ورود به دنیای فیلمسازی گرفتند. آقای «دانکن اسکایلز» یکی از این افراد بود و حال در برابر اثر جدیدی از او قرار گرفته‌ایم. این گروه فیلمسازی به هیچ مانیفست یا حتی امضایی پایبند نیست. آن‌ها از آثار تبلیغاتی تا فیلم‌های ژانری را در کارنامه‌ی خود دارند. این پیوند همچنان پابرجاست و فیلم جدید آقای اسکایلز باعث شده حداقل بار دیگر نام این گروه به گوش مخاطب سینما بخورد.

این فیلم داستانی ترکیبی را در خود جای داده که طی آن مردی با نام «سایمن» قرار است داستان را پیش ببرد. زمانی که فیلم را از طریق نقاط عطف و موقعیت‌ها و در نهایت اوج و فرود پایانی می‌نگریم، باید گفت با اثری قابل اعتنا مواجه هستیم که مخاطب سینمای سرگرمی را تا انتها مقابل صفحه‌ی نمایش یا پرده‌ی سینما نگاه می‌دارد؛ به‌خصوص با حضور بازیگری چون «جفری دین مورگان». اما داستان همه‌اش درون‌مایه‌ای مدرن‌شده از فیلم «پنجره‌ی پشتی» هیچکاک نیست. کارگردان در این روایت همه‌ی تلاش خود را می‌کند تا مخاطب در برابر جوانی شکسته و ویران قرار بگیرد که همه‌ی توهین‌ها و زخم‌زبان‌های پدر در سر او همچون طوفانی سهمگین زمزمه شوند. سایمن در اثر شکستن در برابر پدر اکنون تبدیل به بیماری شیزوفرنیک شده که هیچ عزت‌نفسی ندارد. او در هر تصمیمی گویی زمزمه‌‌های توهین‌آمیز پدر را می‌شنود و این زمزمه‌ها آن‌قدر بلند می‌شوند که او را در همین نقطه از ادامه‌ی کار منصرف می‌کنند. آنچه حسرت را در پرده‌ی اول فیلم برمی‌انگیزد عدم توجه کارگردان به این رنج کاراکتر سایمن است. او صرفاً از طریق برخی پلان‌های بریده و اصوات سعی دارد این زمزمه‌ها را همراه سایمن نگاه دارد. اما هر چه پیش می‌رویم گویی کارگردان نیز این تیک‌ها را فراموش می‌کند. او به‌راحتی می‌توانست از طریق همین تقابل زیبای بین سایمن و «اد» مخاطب را درگیر این دنیای پیچیده و ازهم‌پاشیده‌ی ذهنی کند؛ با‌توجه‌‌به زمان ارزشمندی که کارگردان برای شخصیت‌پردازی کاراکتر اد می‌گذارد. اما این تروما در جنایتی که سایمن شاهدش بوده غرق می‌شود.

آقای اسکایلز در پرده‌ی دوم بیش از آنکه به درون انتزاع سایمن برود و این‌همانی وقایع پیش‌آمده با تجربه‌ی زیسته‌ی سایمن را به‌تصویر بکشد وارد بازی اد و سایمن می‌شود تا روایت را از مسیر هیجان پیش ببرد و نه انتزاع. به‌همین سبب است که پدر سایمن و تأثیرش روی زندگی او صرفاً از طریق مشاجره‌ی بین سایمن و  «دی‌دی»، خواهرش، در برابر مخاطب قرار می‌گیرد. آقای اسکایلز در ایجاد تناسب بین رخدادها و درون‌مایه‌ی اصلی ناتوان است و همین باعث می‌شود پس از پایان فیلم مخاطب صرفاً یک اثر هیجان‌انگیز با رگه‌هایی از کمدی موقعیت را به‌یاد آورد و نه تأثیر والدین سمی روی آینده‌ی فرزند. برای درک بهتر این جمله به لحظه‌ای که سایمن درباره‌ی محتویات لحظه‌ای درون ذهن‌اش به اد توضیح می‌دهد توجه کنید. بعید است چنین تعریف زیبایی از ذهن یک فرد شیزوفرنیک در سینما دیده باشیم. به‌همین سبب است که از اثر آقای اسکایلز چیزی بیش از یک اثر سرگرم‌کننده انتظار داشتیم.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟