پوستر فیلم فرزند نیدل‌پارک (میدانی در زوریخ که معروف به میدان مواد بوده است)

کودکان فراموش‌شده

فرزند نیدل‌پارک (میدانی در زوریخ که معروف به میدان مواد بوده است)
Needle Park Baby
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۳
نویسنده سارا

«میا» در میدان نیدل‌پارک درحالی که صدای آهنگ خود را زیاد کرده است تا صداهای اطراف را نشنود، در میان تعداد زیادی معتاد راه می‌رود. چند نفر از میان جمعیت به او حمله می‌کنند، اما مادر و پدر او را از میان آن جمعیت بیرون می‌کشند. میا داخل ماشین می‌رود و پدر و مادرش که هر دو شمایل معتادان را دارند، در کنار ماشین به جروبحث می‌پردازند.
«فرزند نیدل‌پارک» داستان میا و تمام فرزندان فراموش شده‌ای‌ست که در خانواده‌ی معتادان به دنیا آمده و زندگی می‌کنند. فرزندانی که هرگز نمی‌توانند بچگی کنند و طعم شیرین یک زندگی عادی را بچشند. اضطراب، تنهایی و درد از همان کودکی با این فرزندان است و آنها با سخت‌ترین احساسات بزرگ می‌شوند. اما برای آنها خوشحالی طعم شیرین و خاصی دارد، زیرا کمتر می‌توانند به آن دست یابند. میا هم برای بدست آوردن این خوشحالی و دیدن آن در مادرش حاضر است هر کاری بکند، حتی خرید مواد برای او. میا دختر زیبایی‌ست که مادرش را بینهایت دوست می‌دارد و نمی‌تواند او را ترک کند، اما مادر هم نمی‌تواند مواد را ترک کند. میا بارها سعی می‌کند به مادر کمک کند که ترک کند، اما مادر توان‌اش را ندارد. پس برای‌اش مواد می‌خرد ولی آن هم برای درکنار مادر بودن کافی نیست. مادر زمانی که مواد می‌کشد در دنیایی دیگر است. میا حتی سعی می‌کند برای بودن در کنار مادر و چشیدن طعم شیرین فرزند‌بودن و در آغوش او بودن، با او همراه شده مواد بکشد. اما آیا تمام این‌ها کافی‌ست؟ فیلم در تمام سکانس‌های خود احساس درد و درماندگی میا را نشان می‌دهد. فریادهای میا در سکانسی در میانه‌ی فیلم اوج تمام این درماندگی‌هاست. اشک‌هایی که می‌ریزد و فریادهایی که از درون قلب‌اش بیرون می‌کند، زیرا کاری از دست‌اش ساخته نیست. او دختری کوچک است با آرزوهای بزرگ. این فیلم درماندگی مادر میا را هم به خوبی نشان داده است. او چگونه می‌تواند از این منجلاب بیرون بیاید؟ آیا می‌تواند؟ مادر مدام به هرکاری دست می‌زند تا به مواد برسد. اما او هم دوست دارد مادر باشد. در عمق وجودش میا را دوست دارد، اما همیشه این مواد مخدر هستند که برنده‌ی ماراتن دوست‌داشتن در قلب مادر خواهند بود. فیلم آهسته‌آهسته ما را درون خودش می‌کشد و غرق‌مان می‌کند. مادر نیز آهسته‌آهسته بیشتر و بیشتر به مواد کشیده می‌شود و خود را در آن غرق می‌بیند. میا امیدوار است، اما این فیلم داستان تلخِ ناامیدی‌ست. داستانِ تلخ نشدن‌ها. تمام شخصیت‌های فیلم رو به سقوط‌اند و عده‌ای نیز سقوط می‌کنند. این فیلم حتی کودکان را درحال سقوط نشان می‌دهد و این امر زیبایی داستان است که واقعیت سیاه و تلخ دنیای معتادان را به خوبی به ما نشان می‌دهد و زمانی که میا فریاد می‌زند، ما نیز با او فریاد می‌زنیم. افکار میا و دوستی که دارد برای نشان دادن دنیای پاک این فرزندان نیز نکته‌ی زیبای دیگر فیلم است. میا مانند تمام فرزندان دیگر تلاش می‌کند آرزوهای خود را زنده نگه دارد. نگاه این فیلم به تمام زوایای موجود در زندگی این اشخاص و تأثیری که مواد در لحظه‌لحظه‌ی زندگی آن‌ها می‌گذارد، ستودنی‌ست.
تصاویر و موسیقی نیز با دنیای خشن فیلم همراه هستند. درون قاب‌های دوربین صورت‌ها و دست‌های رهاشده بعد از کشیدن مواد مدیوم‌شات می‌شود و نگاه‌های نگران و اشک‌بار میا و فرزندان دیگر کلوزآپ. حس‌ها با بازی خوب بازیگران به ویژه بازیگر شخصیت میا و نگاه دوربین به‌خوبی منتقل شده و شات پایانی فیلم می‌تواند جزو بهترین شات‌های فیلم باشد؛ اینکه هنوز هم امیدی برای این فرزندان هست اگر دستی یاری‌دهنده آن‌ها را یاری کند.