پوستر فیلم نادیا، پروانه

پروانه‌ای که می‌خواهد از پیله درآید

نادیا، پروانه
Nadia, Butterfly
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲.۵
نویسنده سارا

فیلم با نشان دادن استخر آبی که در آن چند جوان دختر و پسر در حال شنا کردن هستند، آغاز می‌شود. مربی در حال اندازه‌گیری زمان برای آنهاست. کمی بعد اما تصویر نزدیک‌تر شده و این بار بر شنا کردن دختری جوان به‌نام «نادیا» تمرکز می‌کند. فیلم دقایقی طولانی تصویر شنا کردن نادیا را نشان می‌دهد که چگونه سخت‌کوشانه و با نفس‌نفس‌ زدن‌های پیاپی سعی می‌کند به رکوردی که باید دست یابد، برسد. نادیا دختر بیست‌ویک ساله‌ای است که خود را برای مسابقات المپیک ۲۰۲۰ آماده می‌کند. او اما تصمیم گرفته است این آخرین تورنمنتی باشد که می‌خواهد در آن شرکت کند.

فیلم «نادیا، پروانه» شاید داستان بسیاری از ورزشکاران حرفه‌ایی‌ است که تلاش می‌کنند زندگی خود را بعد از پایان دوره‌ی ورزشی خود دوباره سروسامان دهند. داستان افرادی که تمام زندگی‌شان ورزش بوده است و غیر از آن کار دیگری انجام نداده‌اند. به‌خصوص ورزشکاران حرفه‌ای المپیکی و مسابقات بزرگ. این ورزشکاران بعد از دوره‌ی ورزشی خود باید انگار دوباره زندگی را از نو برای خود بسازند و همین امر شرایط سختی را برای آنها رقم خواهد زد. در این میان نادیا به عنوان دختر ورزشکاری که برای رسیدن به این مهم بسیاری از تفریحات و زندگی شخصی خود را کنار گذاشته یا بهتر بگوییم فدا کرده است، به‌عنوان نماد دسته‌ای از زنان ورزشکار می‌تواند دیده شود. او در جایی می‌گوید به‌خاطر اینکه نمی‌خواسته است از قرص استفاده کند -چرا که قرص‌های بارداری اندام و وزن او را تحت‌تأثیر قرار می‌داده- حتی از قرار گذاشتن با مردان و پسران دیگر نیز خود را محروم کرده است. کاری که برای حرفه‌ای بودن و همیشه بهترین بودن باید انجام داد. مثلاً «رونالدو» -فوتبالیست- هرگز مشروبات الکی و حتی نوشابه مصرف نمی‌کند و شب‌ها بسیار زود به خواب می‌رود؛ برای همین است که همیشه جزو بهترین‌ها محسوب شده است. نادیا نیز برای بهتر بودن بسیاری از تفریحات و حتی زندگی عادی خود را کنار گذاشته است و به این فکر می‌کند که بعد از پایان ورزش خود چه باید بکند؟ او مدام در تمرین بوده و همیشه کسی به او می‌گفته است چه کاری انجام دهد و چه کاری انجام ندهد. انگار کن هرگز یک زندگی عادی را تجربه نکرده است. برای همین است که می‌خواهد تا جوان است خود را کنار بکشد و کاری دیگر را آغاز کند. اما چگونه می‌تواند ورزشی را که این چنین دوست دارد و به قول خودش خودخواهانه آن را می‌خواهد کنار گذارد؟

از سوی دیگر تصورش را بکنید نادیا در کشوری -کانادا- زندگی می‌کند که ورزش حداقل در کلام برای زن و مرد یکسان است –اگرچه همیشه و در همه حال این تبعیض جنسیتی را می‌توان در ابعاد مختلف و در هر شرایطی دید مانند اتفاقاتی که در فیلم «مارپیچ کوچک» برای لیز رخ می‌دهد– اما آیا در کشوری مانند کشور ما نیز این‌گونه است؟ مصادف شدن مرور این فیلم با نمایش و برگزاری مسابقات ورزشی المپیک ۲۰۲۰ می‌تواند حرف‌های زیادی را به میان آورد. حرف‌هایی درباره‌ی ورزشکاران ما؛ به‌خصوص زنان و دختران ورزشکار ما. چرا باید زنان سرزمین ما برای ورزش کردن -البته مانند تمام اتفاقات دیگر- این همه بها بپردازند؟ و چرا اگر انتخابی جز آنچه که دیگران می‌خواهند انجام دهند، سرزنش می‌شوند؟ ما می‌دانیم با زنان سرزمین‌مان چه می‌کنیم؟ چرا باید دو دوست، دو همراه و دو هم تیمی را در مقابل هم قرار دهیم و از همه بخواهیم تا یک سوی این بازی را انتخاب کنند؟ بازی‌ای که هرکس ببرد، باخته است و هر کس ببازد، هم باخته است. در این بازی مانند بسیاری دیگر از بازی‌هایی که در سرزمین‌مان و حتی در زندگی شخصی‌مان رخ می‌دهد، نتیجه هر چه باشد باخت صورت گرفته است و غم است که لانه می‌کند در روح‌های ما و اجازه‌ی پرواز به هیچ‌کدام‌مان را نمی‌دهد.

درواقع فیلم «نادیا، پروانه» از دختری حرف می‌زند که در کشمکشی طولانی و سخت سعی می‌کند پیله‌ی خود را باز کند و دوباره متولد شود. نامی دوپهلو برای فیلم که هم به این وجه از زندگی نادیا اشاره می‌کند و هم صحبت از شنای تخصصی نادیا دارد؛ شنای پروانه.

فیلم «نادیا، پروانه» برای نشان دادن این کشمکش از تصاویر و موسیقی‌هایی زیبا نیز بهره برده است. تصاویری که مدام نادیا را دنبال می‌کند و حتی در آن چادر کوچک، اشک‌های او را هم نشان‌مان می‌دهد و موسیقی‌ای که با اصوات بیرونی سعی کرده است همه چیز را واقعی جلوه دهد. انگار کن ما در حال دیدن یک فیلم مستند از زندگی یک شناگر هستیم. البته باید اشاره کرد که بازیگر نقش نادیا در زندگی واقعی نیز شناگری حرفه‌ای می‌باشد و این امر تصاویر مربوط به شنای او را هم زیباتر کرده است.