داستانی که حتی روایتی مذهبی هم نداشت
«اندرو» پسری نوجوان است که اخلاق خوبی ندارد و مدام با دوستاناش در حال انجام خرابکاری است. روزی در یک تصادف ماشین یکی از صمیمیترین دوستان خود را از دست میدهد و این امر باعث میشود او دچار ناامیدی و ناراحتی شود. اندرو اما نمیداند که این اتفاق برای او رخ داده است تا او در مسیر یافتن خدا قرار گیرد.
از زمانی که کودک پا به این دنیا میگذارد و در ابتدا با خانواده و سپس با مفاهیم سادهی زندگی آشنا میشود، رنگها به عنوان راهنمایی که میتوانند باعث شوند تفکیک تمام مفاهیم آموزشی و نیز تمام جهان پیرامونی آسانتر شود، مورد توجه قرار گرفته میشود. از مادری که تلاش میکند زیباترین لباسها را با رنگهای شاد و جذاب برای فرزند خود انتخاب کند و او را شادتر ببیند تا پدری که میخواهد با آموزش رنگها به فرزندش خود را به او نزدیکتر کند. دنیای سینما هم آموخته است با همین رنگها و حرکت دادن آنها و بهره بردن از اشکالی ساده هر چه بیشتر خود را به دنیای کودکان و حتی بزرگسالان نزدیکتر کند. در دنیای سینما انیمیشنها و رنگها و اشکال خلاقانه میتوانند مسیر آموزش کودکان را آسانتر کنند. آموزشی که میتواند این کودکان را برای ساخت آیندهای بهتر راهنمایی کند. در اینجا اما یک سوال بسیار مهم ایجاد خواهد شد، اینکه سینما تا چه اندازه اجازه دارد و میتواند با ساخت انیمیشنهایی پر رنگ تلاش کند کودکان را آنطور که خود میخواهد آموزش دهد؟ آیا مرزی برای آموزش وجود دارد؟ آیا ما بزرگترها اجازه داریم تا چه اندازه مغز کودکان خود را با آنچه خود به آن اعتقاد داریم پر کنیم؟
انیمیشن «راز پادشاهی خدا» تلاش کرده است در مسیر روایت خود با توسل به رنگهایی شاد داستانی مذهبی را بیان کند و نشان دهد چگونه افراد از همان کودکی میتوانند با تکیه بر عیسی مسیح و پذیرفتن روح مقدس و پشت کردن به شیطان آیندهای بهتر داشته باشند و فردی مفید و دوست داشتنی برای خانواده و اطرافیاناشان باشند. انیمیشنی که تنها رنگ دارد و حتی تلاش نکرده است از تصاویری زیبا استفاده کند.
پاسخ به پرسشی که در ابتدا گفته شد را بهتر است بر عهدهی خانوادهها گذاشت. اینکه آیا یک خانواده دوست دارد فرزندش چه نوع روایت و داستانی را به تماشا بنشیند. اما آنچه ما در مرور و شرح این انیمیشن میگوییم نه ربطی به نیت و قصد داستان دارد و نه دیدگاه افراد برای تماشای آن، بلکه ما به بطن روایت و مسیری که قرار است اندرو به صورت منطقی برای رسیدن به خوشبختی و آرامش طی کند، تمرکز داریم. مسیری که به طور قطع میتوان گفت فاقد هرگونه روایت و داستان معنادار است. انیمیشن «راز پادشاهی خدا» حتی تلاش نکرده است در بستر خود منطق رواییاش را داشته باشد. شخصیتها بدون تعریف و شرح داده شدن وارد داستان میشوند و با اتفاقاتی احمقانه و مضحک از آن خارج میشوند. روح شیطانی ناگاه در آدمها نفوذ میکند و آنها تبدیل به افرادی ضدقهرمان و سیاه میشوند و زمانی هم که روح مقدس دلهاشان را روشن کند قهرمان و مهربان هستند. درواقع قهرمان و ضدقهرمان بودن شخصیتها در این روایت هیچ ربطی به خود آنها ندارد و همهچیز در دست مخلوقی است که قرار است انتخاب کند چه کسی قهرمان و چه کسی ضدقهرمان باشد
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.