از گروتسک تا اکشن
در روند فیلمسازی یک کارگردان باید بهدنبال خط ثابت در درونمایهها بود تا بتوان درک درستی از دنیای او داشت. آقای «کوسیمو گومز» ایتالیایی در سه فیلمی که روی پردهی سینما برده است نه خطی درست از درونمایهی ذهنی خود به مخاطب ارائه میدهد و نه حتی به ژانر خاصی پایبند بوده است. او کار خود را در سینمای بلند داستانی با فیلم «مردمان کثیف معمولی» آغاز کرد که یک کمدی گرتسک بود و نشان از ظهور کارگردانی در قامت دیگر کمدیسازان مشهور ایتالیایی میداد. او در اثر بعدی خود با نام «من و اسپاتی» سطح کمدی خود را پائینتر آورد، اما همچنان در همان دنیای کمدی ایتالیایی قدم برمیداشت. گومز در سال ۲۰۲۲ بهیکباره مسیر خود را تغییر داده و به درون روایتی گام برداشته که داستاناش از شنیدن نام و پیرنگ برای مخاطب تمامشده است. مخاطب سینمای اکشن بهاندازهی موهای سر یک انسان در باب انتقام و پدری که برای محافظت از فرزند هر کاری میکند اثر سینمایی دیده است. این مخاطب باز هم پای اثر آقای گومز مینشیند و انتظار دارد این اثر بهلحاظ فرم تصویری و روایی تفاوتی چشمگیر با آثار مشابه داشته باشد. این مخاطب باید بداند که آقای گومز اسیر قرارداد با نتفلیکسی شده است که دوست دارد روایتهای مشابه را به زبانهای مختلف در کشورها و لوکیشنها متفاوت روی پرده ببرد. برای نتفلیکس نه روند سینمایی آقای گومز مهم است و نه سلیقهی مخاطب اکشنی که انتظار یک خانهتکانی در روایتهای انتقامی این ژانر را دارد. برای نتفلیکس پر بودن قفسههای ژانری و جغرافیایی از همهچیز مهمتر است. آقای گومز نیز با چشمانی کاملاً باز و گشوده به درون این چاه عمیق افتاده است.
داستان «سانتو» و «سوفیا» از آن دست روایتهای پدر و دختریای است که مخاطب سینمای اکشن بارها مشاهده کرده است. از بالیوود تا هالیوود آثار زیادی را از این پیرنگ پرطرفدار سینمای اکشن شاهد بودهایم. آقای گومز در فیلم «نام من انتقام است» حتی درک درستی از شرایط این قاتلی که سالهاست خود را بازنشسته کرده است به دست نمیدهد. او سعی دارد از همان ابتدا وارد بازی موشوگربه شود و با همان حرکت اشتباه و ناخواستهی تکدختر این کاراکتر پردهی دومی مملو از تعقیبوگریز و درگیری به مخاطب ارائه دهد. گومز باید قبول کند که حتی در ارائهی این زدوخوردها هم کمیتاش لنگ است. فیلم جدید گومز نه در بستن قابها و نه در خط روایی خود مخاطب را حتی وادار به هیجان نمیکند. این روایت از ابتدا پایان خود را فریاد میزند.
همانطور که ژانر دلهره طی سالهای اخیر در حال پوستاندازی است و سینمارگران مستقل فوجفوج به ساختارشکنی در آن میپردازند، سینمای اکشن نیز نیاز به چنین خانهتکانیای دارد. از کارگردانهایی چون کوسیمو گومز نباید انتظار داشت که بتوانند چنین مسئولیت سنگینی را بر دوش بکشند. این کار باید توسط سینماگرانی انجام شود که درک درستی از تاریخ سینمای اکشن و روایتها و شخصیتپردازیهای آن دارند و قادر خواهند بود روایتهای جدید و جذابی را به درون این ژانر پرطرفدار تزریق کنند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.