پوستر فیلم اسم من بتفوی است

کارگردان تازه‌کار و آشفتگی پایانی روایت‌اش

اسم من بتفوی است
My name is BATFOI
محصول ۲۰۲۱ – رومانی
ژانر ابزورد، کمدی
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۲
نویسنده سارا

«بتفوی» که به‌تازگی از زندان آزاد شده، در تلاش است که با «پااولا»، عشقی که در تمام مدت حضورش در زندان منتظر او بوده، نامزد کند و حتی از این شهر کوچک و خفه فرار کند. او بعد از اینکه حلقه‌ای که برای عشق‌اش خریده بود را گم می‌کند و پااولا را هم می‌بیند که دیگر از این همه انتظار خسته شده راهی جز دزدی نمی‌یابد. دزدی‌ای که به‌نظر می‌رسد او را وارد یک دومینوی غیرقابل کنترل کرده است.

خانم «کاملیا پوپا» کارگردان، نویسنده و تهیه‌کننده‌‌ی رومانی‌ای است که کارش را در سینما با ساخت فیلم کوتاه آغاز کرد. او از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۸ چندین فیلم کوتاه را ساخت و در ساخت چند اپیزود سریالی نیز مشارکت داشت. خانم پوپا اولین فیلم بلند سینمایی خود را در سال ۲۰۱۸ و در ژانر کمدی درام روی پرده برد. در ابتدای سال ۲۰۲۱ قسمت دوم فیلم اول خود را هم منتشر کرد تا فیلم «نام من بتفوی است» در اواخر سال ۲۰۲۱ به عنوان فیلم سوم‌اش روانه‌ی سینماها شود. فیلمی که تفاوتی بسیار فاحش هم در محتوا و هم در تصاویر نسبت به دو فیلم قبلی‌اش داشت.

خانم پوپا در دو اثر ابتدایی خود صرفاً روایت‌هایی کمدی را تصویر کرده بود که هیچ شباهتی به روایت‌های سینمایی طنازانه و خنده‌دار نداشتند و فقط داستان‌هایی سخیف و حتی احمقانه بودند که نه‌تنها لبخندی به لب مخاطب خود نمی‌آوردند، بلکه موجب خستگی و ملال هم می‌شدند. فیلم دوم او در سال ۲۰۲۰ منتشر شده است، اما به‌دلیل محتوای بسیار سخیف این فیلم از مرور آن در کانال صرف‌نظر کرده و به اشاره کردن به آن اکتفا کردیم. خانم پوپا در دو فیلم اول‌اش دو مرد روستایی را مرکز توجه خود قرار داده بود که برای بوسیدن زنان از هم سبقت می‌گرفتند و به دنبال یافتن عشقی برای خود بودند. روایتی که با طنزی حتی گاه توهین‌آمیز چیزی برای ارائه به مخاطب خود نداشت. در فیلم سوم‌اش اما خانم پوپا روایتی را تصویر کرده که زمین تا آسمان با دو روایت گذشته‌‌اش فرق دارد. در این فیلم یک مرد عاشق اما دچار حماقت‌های فراوان یا حتی دارای هوش اجتماعی پایین تلاش می‌کند برای دختری که سال‌ها انتظارش را می‌کشد حلقه‌‌ی نامزدی و یک زندگی آرام را فراهم کند. او با آن همه استعداد فراوانی که در تعمیر لوازم مختلف دارد، در نهایت به خاطر تحقیر شدن از سوی همگان راهی جز دزدی را نمی‌یابد. او نه‌تنها از سوی مردم همان شهر کوچک، بلکه از سوی خویشان خود هم تحقیر شده و حتی به همین دلیل و کاملاً ناعادلانه نیز راهی زندان شده است. پلیس‌ها در این فیلم از همگان بدتر هستند و یکی در آرزوی یافتن عشق ابدی خود را با الکل سرگرم می‌کند و دیگری با نگاه‌های تحقیرآمیز به دیگران و حتی همسر خود. در این میان شاید صادقانه‌ترین فرد و عاشق‌پیشه‌ترین کس بتفوی است که دستش به هیچ‌جا بند نیست و گرفتار زن و مردی شده که برای خودخواهی خود او را به بازی گرفته‌اند. خانم پوپا در این روایت دومینویی ساده از اتفاقات مختلف را با شخصیت‌هایی ساده‌تر و کاملاً خاکی و زمینی را در کنار هم قرار داده و توانسته ابزوردیسمی متوسط را نشان دهد.

اما چرا روایت خانم پوپا متوسط است. مهم‌ترین دلیل‌اش آشفتگی پرده‌ی سوم روایت او است. به‌نظر می‌رسد خانم پوپا تمرکز کافی برای پایان دادن به داستان خود را نداشته و بعد از ارائه‌ی روایتی منسجم در پرده‌ی اول و دوم و بردن کاراکترها به پرده‌ی سوم به‌ناگاه وامانده و نمی‌دانسته باید چه سرنوشتی را برای کاراکترهای‌اش رقم بزند. در صورتی که حتی اگر روایت‌اش را با خوشی هم به پایان رسانده بود باز هم مخاطب لذت کافی را نسبت به پایان کنونی‌اش می‌برد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟