داستان شور و شورش زنانه
اغراق نیست اگر گفته شود تنها واژهای که از همان کودکی مدام در گوش «زلما» زمزمه شده واژهی «ازدواج» است. او هر بار از درخت بالا میرود یا با حیوانات بازی میکند تهدید میشود که در آینده مردی با او ازدواج نمیکند. به مدرسه هم که میرود رفتارهایاش پسرانه تعبیر شده و نه از سوی دختران و نه پسران دوستی پیدا نمیکند. پس زلما تصمیم میگیرد آن شور واقعی خود را مخفی کند و تبدیل به دختر ایدهآل جامعه شود.
هرگز فکر کردهاید چرا رنگ صورتی دخترانه است و رنگ آبی پسرانه؟ چه اشکالی در دوست داشتن رنگ صورتی توسط یک پسر وجود دارد؟ چرا دختران باید ظریف و آرام باشند و نباید از خود دفاع کنند؟ شاید تصور شود دورهی این حرفها تمام شده است، اما چیزی که هنوز در جامعه دیده میشود جز این نیست. تا زمانی که قوی بودن، محکم بودن و مستقل بودن زنان در یک جامعه باعث تعجب باشد باید گفت هنوز در آن جامعه افکار قدیمی و پوسیده وجود دارد که باید از بین برود. زلما هم که در لیتوانی در دههی ۱۹۷۰ متولد شده دقیقاً با همین تعابیر احمقانهی قدیمی بزرگ شده است. او باید تمام احساسات و شور خود را مخفی کند تا در جامعه جایگاهی داشته باشد. آن هم تنها جایگاه یک دختر و زن که کمک کند همسرش زندگی بهتری داشته باشد. مادر زلما به او یاد داده است که خوب آشپزی کند و بچهدار شود و هر طور که شده ازدواجاش را نگه دارد. زلما تلاش میکند آموزههای مادر را به کار ببرد. او در هنگام ازدواج به همهچیز فکر میکند جز خودش. به قول خودش «او آنقدر مشغول فکر کردن به چگونه غذا پختن و چگونه راضی کردن «سرگی» است که اصلاً وقت نکرده به احساسات خودش فکر کند». به همین دلیل هم هر چه زمان میگذرد او خود را تهیتر از قبل میبیند. او خود را گم شده میبیند اما نمیداند چه چیز را گم کرده و باید کجا و چگونه آن را پیدا کند.
یکی از ویژگیهای برتر بودن انیمیشن «رابطهی عاشقانهی من با ازدواج» را باید در تلاشاش در تصویر کردن اتفاقات رخ داده در بدن زلما دانست. در این انیمیشن هر بار که قرار است اتفاقی برای زلما رخ دهد تصاویر وارد مغز و بدن زلما میشوند و با توضیحات کامل نشان میدهند که این اتفاقات چه اثری بر اعضای بدن زلما یا بر مغز او میگذارند. اثر خشم و ناراحتی زلما بر بدن و مغزش، اثر اولین پریودی بر رحم و مغز او ، اثر احساس عشق و حتی نفرتاش همگی در تصاویر و توضیحاتی قابل فهم میتواند باعث درک عمیقی از او بر ما شود. ترشح هورمونهای مختلف و توضیح کارکرد این هورمونها در زمانهای مختلف میتواند آگاهی زیادی به مخاطب دربارهی بدن خودش یا اطرافیاناش به او بدهد.
انیمیشن «رابطهی عاشقانهی من با ازدواج» تلاش کرده است دنیای یک دختر را از کودکی تا بعد از ازدواج با تصاویر خاص خود نشان دهد. استایلهای مختلفی را میتوان در نقاشیهای این انیمیشن دید. نقاشیهای 2D که با دست و مداد توسط خود کارگردان کشیده شدهاند، باومان علاقهی شدیدی به نقاشی با مداد دارد، و در پسزمینهای از استاپموشن قرار گرفتهاند، تصاویری 3D که با رنگها و اشکال گاهی حتی طنز توانستهاند توجه مخاطب را به خود جلب کنند و طرحهایی که با یک نرمافزار خاص کشیده شدهاند. خلاقیت موجود در تصاویر، از طرح و شمایل شخصیتها گرفته تا رنگهای استفاده شده در موقعیتهای مختلف حتی تغییر شکل شخصیتها در زمانهای متفاوت، مانند تغییر قیافهی زلما و تبدیل شدناش به گربه یا تغییر شکل او و یکی شدناش با همسرش همگی از المانهایی هستند که نشان از ریزبینی کارگردان در طراحی این انیمیشن دارند.
«سیگنه باومان» روایت این انیمیشن را از زندگی شخصی خود اقتباس کرده است. او نویسنده، کارگردان و انیماتور اصلی انیمیشن است و تنها ۱۳دقیقهی بخش بیولوژی بدن انسان توسط یک انیماتور چینی تصویر شده است. باومان یک انیماتور خلاق است که در چند انیمیشن کوتاه و یک انیمیشن بلند قبلی خود هم به زنان، زندگی فردی و اجتماعی آنها پرداخته است. انیمیشن سال ۲۰۱۴ او دربارهی یک زن و افسردگی او از زندگیاش که برای دیگران بوده، نه برای خودش صحبت کرده بود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.