با مهربانی و دوستی همه خوشبخت خواهیم شد
«سانی» تنها پونی کوچک زمینیای است که هنوز به قدرت با هم بودن اعتقاد دارد. او میگوید تمام پونیهای زمینی، تکشاخها و پونیهای بالدار میتوانند در کنار هم و در آسایش زندگی کنند و با هم دوست باشند اما بزرگان شهر مدتهاست که با گفتن داستانهایی ترسناک از تکشاخهایی که شاخهاشان قدرت سوزانندگی دارند و پونیهای بالداری که برای از بین بردن پونیهای زمینی لحظهشماری میکنند افکار تمام مردم شهر را به سمت تنفر سوق دادهاند. پس سانی برای اثبات حرف خود با نجات اولین پونی تکشاخی که ناگهان در سرزمین آنها دیده میشود، تلاش خود را آغاز میکند.
سری انیمیشنهای پونی کوچک من با چندین فیلم مختلف و یک سریال چند قسمتی که در سال ۲۰۱۰ برای کودکان ساخته شد، شناخته میشود. اسبهای کوچک از نوع پونی که هر یک با شخصیتهای جذاب و داشتن نیروهای خارقالعاده سعی میکنند هر بار یک ماجراجویی جذاب را باعث شوند. در قسمت جدید این انیمیشن نیز پونی کوچکی تلاش میکند پیوندِ دوستی از بین رفته میان انواع پونیهای مختلف را دوباره به مانند گذشته محکم کند و نشان دهد تمام حرفهایی که در داستانها و حتی کتابهای مختلف از خباثت دیگر پونیها گفته شده است، اشتباه حتی دروغی بیش نیست و نباید به آنها توجه کرد. درواقع انیمیشن «پونی کوچک من: نسل جدید» با تمرکز بر واژههای دوستی و مهر و محبت کودکان را به با هم بودن و پذیرفتن تفاوتهای ظاهری و باطنی تشویق میکند و گوشزد میکند که این تفاوتها هرگز نباید باعث ایجاد شکافی میان انسانها شوند.
از سوی دیگر این انیمیشن با بهرهگیری از تصاویری شاد و استفاده از رنگهای اصلی براق میتواند مخاطب خاص خود را هم به پای داستاناش بنشاند. مخاطب خاصی که کودکان هستند و بیش از آنکه بشنوند، میبینند. کودکان با دیدن رنگهای متنوع و شاد این انیمیشن، هم شور و هیجانی خاص را در خود احساس میکنند و هم با داستان آن بهتر ارتباط برقرار میکنند. پوست بدن هر پونی رنگ متفاوتی با پونیهای دیگر دارد و رنگ موهاشان نیز با رنگ پوستشان متفاوت است. چشمان براق و حالتدار آنها در کنار مدلهای موی متفاوتشان نیز توانسته است بر زیبایی آنها بیفزاید. همچنین علیرغم ساده بودن و یکسان بودن شمایل پونیها، این رنگهای مختلف و متفاوت توانسته است تمیز دادن آنها را از هم راحتتر کند.
با این حال اما این انیمیشن نتوانسته است جذابیت داستانی خود را آنچنان که باید حفظ کند و در آخر ما با یک داستان معمولی که کششهای داستانی آن به مانند هر داستان ماجراجویی نه چندان خلاق دیگر است، روبهرو هستیم. مدت زمان آن هم برای کودکان با توجه به داستان آن زیاد دیده میشود و میتواند بینندهی خود را کمی خسته کند. مثلاً در داستانی مانند «رایا و آخرین اژدها» که در آن نیز تصاویر پر از رنگ و شاد بودند ماجراجوییهای فراوانی که در طی مسیر برای رایا و دوستاناش رخ میداد آنقدر خلاقانه بود که به راحتی میتوانست بینندهی خود را مشتاق برای داستان باقی گذارد. در این انیمیشن نیز روایت به گونهای بود که با هم بودن و دوستی راه رسیدن همگان به خوشبختی بود.