لحاف چهلتکهی اسپانیایی
این فیلم در همان صحنهی ابتدایی خود به پایان میرسد و حتی نزدیک به یک ملودرام تینیجری هم نمیشود. «دومینگو گونزالز» اسپانیایی سعی دارد با اقتباس از رمانی با همین نام پا در مسیر عشقی هنجارشکن بگذارد. اثر او در باب دختر نوجوانی با نام «نوح» است که بهسبب ازدواج جدید مادرش با تاجری ثروتمند به عمارت آن مرد و پسرش نقل مکان میکند.
آنچه باعث میشود این فیلم در همان سکانس ابتدایی همچون زبالهای تصویری بهنظر برسد عدم توجه کارگردان به روایت و شخصیتپردازی کاراکترها و بازیگردانی و انتخاب بازیگر ضعیف است. بازیگر نوجوانی که نقش «نوح» را بازی میکند با همان سر تکاندادنهای عشوهگرانه و بزمجهبازیهای کلیشهای حتی بهاندازهی سر سوزنی قادر نیست دختر نوجوان دچار ترومای طلاق را ارائه دهد. در هر حال این مادر و دختر بهاتفاق کارگردان راهی عمارت سفیدرنگ و بزکشدهی تاجر ثروتمند میشوند. در آنجا چه چیزی انتظار ما را میکشد؟ پسر جوانی با نام «نیک» که همه میدانیم چگونه وارد قاب و زاویهدید دختر نوجوان میشود. حال درونمایهی مد نظر کارگردان برای پرداخت چیست؟ درگیری اروتیک این دختر نوجوان و برادرخواندهاش. در تاریخ سینما بارها و بارها به این مقوله پرداخته شده است. بسیاری از این آثار همردهی همین فیلم هستند. کارگردان اسپانیایی اما سعی دارد با تلفیق چند ژانر و چند اثر مختلف به روایت رنگپریدهی خود جان بدهد. اما این تزریق طراوت قلابی عاقبتی جز شلوغی و موسیقی متن عاریهای و ضربآهنگ بالا و تدوین شلخته ندارد.
گونزالز بدون شک هیچ درکی از دنیای هنجارگونهی یک خواهرخوانده و برادرخوانده ندارد و قادر نیست جهان هر کدام از این کاراکترها بهطور مجزا تصویر کند. با این عدم درک واضح کارگردان از درونمایهی اثرش نمیتوان انتظار داشت که تقاطع بین این دو کاراکتر را در قالبی سینمایی مقابل چشم مخاطب قرار دهد. گونزالز با کمال خونسردی تکهپارههایی از اروتیسم، کمدی و ملودرام را در اثر خود جای میدهد و در نهایت به هیچکدام از آنها نمیرسد. تکهپارههای اثر بیخاصیت او با ضربآهنگی بهشدت بالا همچون کلیپهای چند دقیقهای کنار هم قرار گرفته است و زندگی در آن شکل نمیگیرد. این فیلم در دنیای بیمعنایی سیر میکند و قرار هم نیست تا انتها حداقل ما را با یک اثر سینمایی مواجه کند.
برای این فیلم کم هزینه نشده است و اتفاقاً بخشی از این هزینه گویا در گلوی سایتنویسها و ژورنالیستهای گوشبهفرمان قرار گرفته تا مخاطب را پیش از دیدن اثر با نمرههایی در حد یکی از آثار برتر سال ۲۰۲۳ مواجه کنند. در هر حال آمازون است و نگرانی برای هزینهها، وگرنه هیچکس نمیتواند پس از دیدن این اثر ارزشی بالاتر از هیچ را به آن بدهد. کارگردان اسپانیایی در اولین اثر خود چیزی از سینما نشان نمیدهد و باید منتظر بود و دید که آیا او در آثار بعدی خود وارد اولین گام سینماییاش میشود یا خیر. شاید گونزالز در ژانر و درونمایهای دیگر بتواند در سینما خودی نشان بدهد. برای یک اثر متوسط با درونمایهی کلیشهای جز گروهی قدرتمند و کمی خلاقیت کارگردان در ارائهی درست کلیشهها لازم نیست. کارگردان اسپانیایی با علم به ضعفهای ساختاری متعدد اثر اول خود میتواند در اثر دوم مخاطب را با فیلمی ساختارمندتر مواجه کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.