دیزنی از دههی ۱۹۲۰ خود را به یکی از ارکان تصویر متحرک بدل کرده است و مرور آثار این کمپانی در طی دههها این باور را محکمتر میکند. اما «شهوت تکرار» در بازسازی آثاری که زمانی با اقبال مواجه شده بودند و چند سال یا دهه از آنها میگذرد مختص به دیزنی نیست و خیلی از استودیوهای ساخت فیلم و انیمیشن درگیر آن بودهاند. بازسازی نسخهی جدیدی از مولان هم از این قاعده مستثنی نیست. فیلمی با حضور بازیگران اکشن و پرطرفدار چینی و هنگکنگی که صد البته بهسبب زبان انگلیسی بودن فیلم باعث شده انتخابها محدود شوند.
داستان مولان را غیر از کودکان هفت یا هشت سالهای که دو فیلم قبلی را ندیدهاند (که بعید است ندیده باشند. البته سه نسخه وجود دارد که فیلم محصول ۲۰۰۹ بهسبب درجه سنی ۱۵ کمی خشن است) همه میدانند و روایتگر دختریست که با شجاعت از یک ملت و امپراتور دفاع میکند. اما در بازسازی یک اثر تنها شاتها و پلانهای زیبا و باکیفیت لازمهی کار نیست. نحوهی روایت اثر و حضور کاراکترها در آن میتواند به جذابیت و کشش اثر بسیار کمک کنند. اما این نسخهی جدید نه تنها خلاقیتی در خود ندارد، بلکه راوی بدی هم هست. مولان در این نسخه شکل نمیگیرد و تنها دختری را میبینیم که از یک روستا راهی یک جنگ بزرگ میشود. اگر قرار است مولان و تحولاتاش را شاهد باشیم، جایی در این اثر پیدا نمیکنیم که بخواهیم ربطی منطقی را برای این تحول در نظر بگیریم. فیلم در نهایت یک فیلم اکشن است و کارگردان اثر باید دکوپاژ این صحنهها را از قبل در ذهن داشته باشد تا بتواند نبردها را در بیاورد. حضور بازیگرانی همچون جت لی و دانی یین که خودشان از طراحان صحنههای نبرد در فیلمهای دیگر هستند میتوانست باعث طراحی نبردهای ماندگارتری شود. فیلم با وام گرفتن از صحنههای فیلمهایی همچون «قهرمان» (۲۰۰۲) و … سعی کرده تا برخی شاتهای زیبای را در خود بگنجاند و مطمئناً نمیتوانیم اینها را نقطهقوت اثر بدانیم. مشکل اساسی اثر در روایت است و پروراندن مولان. اینکه بگوییم اثر بازسازیست و ما هم فقط چند چهرهی مشهور و تصاویر عریض نیاز داریم تا آن را روایت کنیم، تفکریست اشتباه که کارگردان اسیر آن شده است.
در سینما، و بهخصوص سینمای هالیوود، برای بالا بردن گسترهی مخاطبان سینما اغلب اوقات سعی بر این است تا درجهی سنی فیلمهای پرهزینه پایین بیاید و همین باعث شکل نگرفتن درونمایهی داستان میشود. در این فیلم بهسبب اینکه درجهی سنی ۱۲ را برای آن در نظر گرفتهاند، شما در هیچ نبردی خون نمیبینید و همین صحنهها و درگیریها را دچار افت میکند. روایت ذات خشنی دارد و بیهیچعنوان نمیتوان از آن دوری جست. فیلم صد در صد مناسب درجهی سنی کودک است و زیبایی مناظر و شاتها او را بیشتر از مخاطب بزرگسال به وجد میآورد. پس سطح انتظار را برای اثر باید در همان محدوده جستوجو کرد و نباید انتظار اثری ماندگار از آن داشت. تنها وجه مثبت اثر معدود شاتهای رفلهایست که بین مولان و شمشیرش رخ میدهد و این هم تبحر سینماتوگرافر اثر را نشان میدهد.