پوستر فیلم موفاسا: شیرشاه

شیرشاه دیزنی دیگر قصه‌ای ندارد

موفاسا: شیرشاه
Mufasa: The Lion King
محصول ۲۰۲۴ – ایالات متحده
رده‌ی سنی همه‌ی سنین
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

شیرشاهِ انیمیشنی یکی از آثاری است که دیزنی پس از موفقیت‌های دهه‌ی ۱۹۹۰ بارها و بارها سعی کرده از آن نسخه‌ی جدیدی را رونمایی کند. در سال ۲۰۱۹ بود که این کمپانی دست به بازسازی نسخه‌ی سال ۱۹۹۴ زد و در این مسیر از جدیدترین تکنولوژی‌های جلوه‌های ویژه برای هر چه واقعی‌تر جلوه‌دادن کاراکترها بهره برد. اما شیرشاه جدید دیزنی دیگر روحی نداشت. مخاطب این فیلم همه‌ی کاراکترها را با همان شکل و فرم انیمیشنی در ذهن می‌پروراند. اما دیزنی هیچ‌گاه پا پس نمی‌کشد و در سال ۲۰۲۴ ادامه و از طریق فلش‌بک‌ها پیشینه‌ای بر زندگی موفاسا، پدر سیمبا، را به کارگردانی بری جنکینس ارائه داده است.

اینکه حضور جنکینس در نقش کارگردان چه تأثیری روی این روایت داشته است همچنان برای من مبهم است. کارگردان فیلم پر سر و صدای «مهتاب» در این روایت قرار است مخاطب را در برابر ماجراجویی‌های موفاسای جوان و دور از خانواده قرار دهد. او ابتدا تصویری از سیمبا و همسرش ارائه می‌دهد و سپس از طریق کاراکتر «رافیکی» فلش‌بک‌ها را همچون قصه‌ای برای فرزند سیمبا نقل می‌کند. آنچه مشخص است تلاش همه‌ی گروه فیلمسازی و کمپانی روی بهره بردن از جدیدترین تکنولوژی‌های جلوه‌های ویژه است تا مخاطب را به درک بهتری از طبیعت آفریقا برساند. اما داستان چه؟ کسالتی که درون ماجراجویی‌های موفاسا قرار دارد به‌سرعت باعث دافعه نسبت به اثر می‌شود. چه‌بسا تصاویر نشنال‌جئاگرفی و مستندهای بی‌بی‌سی با حضور راوی، داستانی قدرتمندتر را از حیات وحش ارائه می‌دهند. اما فیلم جدید آقای جنکینس نه‌تنها قصه‌ای در خود ندارد، بلکه حتی در ساختار موزیکال نیز لنگ می‌زند.

کمپانی دیزنی دیگر باید بداند که آبی از شیرشاه در چنین رویکردی گرم نخواهد شد. ابتدا اینکه نیازی به تغییر هویت انیمیشنی و ساده‌ی شیرشاه نبوده است. همچنین قصه‌ی سیمبا و پدرش جانی ندارد که ماجراجویی جدیدی را طی همان ساختار روایی گذشته ارائه دهد. شیرشاه دیزنی در همان ساختار انیمیشنی تمام شد و این باز‌سازی‌ها و پس‌وپیش‌کردن‌ها برای لحظه‌ای نیز قادر نیستند ارزش افزوده‌ای برای آن داشته باشند. اما حضور آقای جنکینس به‌عنوان کارگردان هم در نوع خود جالب است. همکاری دیزنی و او چندان مایه‌ی تعجب نیست و حتی اگر از لابه‌لای این همکاری سیمبا و موفاسا تغییر رنگ هم می‌دادند، باعث تعجب مخاطب نمی‌شد. کمپانی دیزنی طی این چند سال بارها نشان داده که چگونه هویت آثار قدیمی خود را در نسخه‌های بازسازی و ادامه‌های‌اشان از بین می‌برد تا در مسیر جنبش‌های هشتگی این سال‌ها قرار گیرد. به‌همین جهت است که همکاری این کمپانی و آقای جنکینس هم در راستای همین هشتگ‌ها بوده است. کمپانی دیزنی گویی کمر همت به بازسازی آثار گذشته‌ی خود از طریق زیر و رو کردن هویت چنددهه‌ای‌شان کرده است. شاید این رویکرد در برخی قصه‌های انگشت‌شمار جوابگو باشد، اما بسیاری دیگر از این قصه‌ها مبنایی فولکلور دارند و بدون‌شک قادر نیستند نوستالژی مخاطب را حتی برای لحظه‌ای دچار حساسیت کنند. باید دید کمپانی دیزنی در سال ۲۰۲۵ قرار است چه آشی را شور کند!

قصه‌ی شیرشاه با دو اثری که در سال ۲۰۱۹ و ۲۰۲۴ مشاهده کردیم ره به جایی نخواهد برد. باید دید آیا دیزنی همچنان اصرار دارد که قادر است این قصه را ادامه دهد یا خیر. همه‌چیز اثر به استفاده از نرم‌افزارهای خوب برای هر چه واقعی‌تر کردن محیط و کاراکترها بستگی ندارد. اما گویا دیزنی اطمینان کامل داشته که اثر جدیدش قصه‌ای جذاب برای مخاطب عام ندارد و در نتیجه سعی کرده از طریق برنامه ‌هایی چون کوآدپد او را اسیر رنگ‌و‌لعاب قاب‌ها کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟