نسخهی آمریکایی گیراتر بود
در قسمت چهارم از تاریخ سینمای زن به سالهای پس از جنگ جهانی دوم و شروع جنگ سرد در ایالات متحده اشاره کردیم. در طی این سالها بهسبب رشد اقتصادی خانوادهها از طریق تبلیغات گسترده مجاب به سکونت در حاشیهی شهرها و فرزندآوری میشدند. خانوادهی ایدهآل آمریکایی در جایجای این تبلیغات نقش پررنگی داشت؛ مردی که با بدرقهی همسر سوار بر ماشین شده و به سر کار میرود، زن همیشهخندان و مطیعی که شیطنتهای دوران جوانی و کار خود را رها کرده و اکنون همسری وفادار و مادری فداکار است. آقای «بنوآ دلوم» در اولین اثر بلند سینمایی خود در قامت یک کارگردان بهسراغ بازسازی فیلمی فرانسوی با همین نام در سال ۲۰۱۹ رفته است. آنچه در همان ابتدا ذهن را درگیر میکند منطبق بودن داستان و سال وقوع حوادث آن، ۱۹۶۰، با نسخهی آمریکایی است.
بگذارید پلات کلی را با یکدیگر مرور کنیم. سال ۱۹۶۰ است. دو همسایه با نامهای «آلیس» و «سلین» بهاتفاق همسران و پسران خود زندگی آرامی را میگذرانند. طی یک اتفاق پسر سلین از بلندی سقوط میکند و جان خود را از دست میدهد. پس از این رخداد است که گذشتهی پر درد آلیس در قالب پارانویایی شدید بهسراغ او میآید. آقای بنوآ در تصویر کردن روایت خود همان چیزی را در برابر مخاطب قرار میدهد که نسخهی فرانسوی ارائه داده بود. اما تفاوت فاحش بین دو اثر در این است که گویی خانم «باربارا ابل» رمان خود را درست بر اساس آن سالهای ایالات متحده نوشته است و شاید به همین دلیل است که نسخهی آمریکایی بهمراتب مخاطب را بیشتر و بیشتر درگیر خود میکند. داستان این فیلم را شاید باید همانند پردههای رواییاش به سه قسمت تقسیم کرد؛ ابتدا با تعریف کلی از جامعهی مردمحوری مواجه هستیم که در آن آلیس روزنامهنگار و سلین پرستار برای تشکیل زندگی کارهای مورد علاقهاشان را رها کردهاند تا همرنگ جامعه شوند. در بخش دوم با گذشتهی پر از درد آلیس و اکنون پر از رنج سلین روبهرو میشویم و تعلیق هیچکاکی از جنس پنجرهی پشتی در آن هویدا میشود. در بخش سوم اما روایت طبق آن چیزی که در بخشهای اول و دوم ساخته پیش نمیرود و با عجلهای آزاردهنده مسیر پایانی را پیش میگیرد. آقای دلوم فیلمبرداری با تجربه است و طی دو دههی اخیر با بسیاری از کارگردانها کار کرده است، اما روایتی که کارگردانی میکند، در پردهی سوم بهیکباره شالودهاش از هم میپاشد. به بازی بازیگران توجه کنید که چگونه ان هاثوی و جسیکا چستین سکانسبهسکانس در حال غوطهخوردن در کاراکترهای سلین و آلیس هستند، اما کارگردان در پردهی سوم این جان را از آنها میگیرد. آقای دلوم همهی این مقدمات را چیده بود تا آن صحنهی مالیخولیایی قتل پایانی را همچون نقطهی اوج اثر خود تصویر کند. اما آیا ملاحظات سینمای انگلیسیزبان و محدودیتهای کارگردان در بهتصویر کشیدن عریانتر این مالیخولیا ما را با آن برشهای بیاساس پایانی روبهرو کرد یا کارگردان دیگر توان ادامهی روایت را نداشته است. اولین فیلم آقای بنوآ دلوم اثری هیجانانگیز و گیراست و از آن دست بازسازیهای آمریکایی محسوب میشود که نهتنها چیزی از نسخهی اصلی کم ندارد، بلکه به خوبی هم با یک خانوادهی آمریکایی در سال ۱۹۶۰ منطبق شده است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.