دِو پتل و راهی که باید آغاز میشد
«دو پتل» از «میلیونر زاغهنشین» آغاز کرد و در ادامهی دههی ۲۰۱۰ توانست در آثار سینماگران بزرگ دیگری چون وس اندرسون ظاهر شود. او که زادهی بریتانیاست باز هم بازیگری هندی محسوب میشود و بههمین سبب است که شروع کارگردانی خود را نیز از سرزمین اجدادیاش آغاز کرده است. از آنسو در سینمای بالیوود با جریان معمول سینمایی روبهرو نیستیم و در بخش مربوط به سینمای دلهرهی هند در کانال یوتوب به این بخشبندیهای سینمای هند پرداختیم. اما روایت آقای پتل روی مسیر سینمای ژانری در تعریف استاندارد آن قرار دارد و قرار نیست بمبئی تبدیل به همان شهری شود که خانها و کاپورها در آن گاهی معلقاند و گاه با چشمغره دیگران را از سر راه برمیدارند.
داستان این فیلم همان کلیشهی قهرمان بهدنبال انتقام است. روایت با شاتهایی از یک پسربچه و مادرش آغاز میشود که در آنها مادر در حال روایت قصهی پسر میمونی است. پس از این شاتهاست که به زمان حال بازمیگردیم که همان پسربچهی صحنههای افتتاحیه تبدیل به مردی جوان شده که در مسابقات زیرزمینی نقش اول بازنده را برعهده دارد تا بتواند امرار معاش کند. روایت پس از این ادامه پیدا میکند و تکنماهایی از گذشتهای را شاهد هستیم که مادر و دیگر روستاییان توسط پلیس به خاک و خون کشیده شدهاند. این پسر جوان بهدنبال انتقام از تکتک افرادی است که این محنت را وارد زندگیاش کردهاند. پس از این سکانسها شاید دیگر روایت آقای پتل تبدیل به داستانی نشود که بهلحاظ فرمی ارزش افزودهای به سینمای اکشن اضافه کند، اما روایت او در این وانفسای سینمای بالیوود و سینماهای وابستهی آن در جغرافیاهای مختلف هند گوهر نایابی است. دو پتل در روایت خود از همهی آثار اکشن استاندارد در سینمای جهان وام گرفته است و باید گفت جز چند نمای بسیار کوتاه بالیوودی (نماهایی که قاب دچار مکثی میلیثانیهای میشود که در این فیلم ۲ یا ۳ نما بهاین صورت وجود دارند) کاملاً خود را درون پیرپسر و جانویک و دیگر آثار مشابه غرق کرده است.
دو پتل در روایت بروتال خود بهنوعی سعی دارد بخشی از زیست روزمرهی مردمان هندی را که تحت تأثیر سیاست مریض و فرقههای مذهبی مختلف است تصویر کند. مغز روایت او قرار است زیر این پوسته نفس بکشد، اما این پوسته آنقدرها هم مهم و ساختارمند نیست و جز چند نمای کوتاه از تلویزیونهای ۱۴ و ۲۱ اینچ قدیمی از این فرقهپرستیها و نزاعهای مذهبی و سیاسی میان مردم چیزی نمیبینیم. دو پتل بهراحتی میتوانست همانند آقای بحرانی در فیلم «ببر سفید» روایت را درگیر این معضلات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کند. او در اثر خود کار بسیار خوبی کرده و هویت اسممحور بمبئی را از آن گرفته تا فیلم در داستانیترین شکل ممکن جریان پیدا کند. روایت آقای پتل بهراحتی میتواند کلاس درس خوبی برای بالیوود باشد که کمی هم سینمای ژانری را در معنای استاندارد آن در نظر داشته باشد تا جایگاه خود را حداقل بهلحاظ تجاری در باکسآفیس سینمای جهان پیدا کند. طی یک دههی اخیر در سینمای هند شاهد آثاری در ژانرهای دلهره و جنایی بودهایم، اما این آثار جز روایت درد بازیگرانی را حمل کردهاند که دهههاست اسیر ماسالا و دیگر معضلات فرمی این سینما بودهاند. این آثار شاید در ظاهر نام سینمای ژانری را بدون ورود به اسکروبالهای بالیوودی یدک میکشیدند، اما در پرداخت روایی و شخصیتپردازی و بازیگردانی فقط رقص در آنها حذف شده است. بهدلیل همین نقصها در فرم و محتواست که احساس میشود آثاری چون فیلم اول آقای دو پتل میتوانند این گره کور را کمی شل کنند تا پتانسیل جغرافیایی و فولکلور هندوستان بهراحتی در سینمای روایی و استاندارد جهانی بالفعل شود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.