«مونیکا» در انتظار تماس دوستپسری که مدتیست او را ترک کرده در اضطراب و ناراحتی بهسر میبرد. دلتنگی اماناش را بریده و باعث میشود خود با او تماس بگیرد، اما پاسخی قابلقبول دریافت نمیکند. یک روز ناگاه همسر برادرش با او تماس میگیرد و از او میخواهد تا در نگهداری مادرشان به آنها کمک کند. مونیکا بعد از سالها دوری از خانواده تصمیم به رفتن به خانه میکند تا از مادرش که دچار تومور مغزی است، نگهداری کند. مادری که سالها پیش او را بهدلیل متفاوت بودناش طرد کرده بود.
فیلم «مونیکا» نگاهی باشکوه و آرام به شخصیت داستان خود دارد. مونیکا در این فیلم نه در جایگاه یک شخصیت زن ترنس، بلکه در جایگاه یک انسان دیده میشود. او ورای جنسیت خود با تنهایی، دلتنگی، اشک و حتی خندههایاش تصویر میشود. مونیکا نماد یک انسان تنهاست که این میزان تنهایی را دوست ندارد. او عاشق دوستپسرش بوده و دلتنگ خانواده و مادر و برادرش. همین دلتنگی هم باعث میشود بدون هیچ کلام و حتی نفرتی به سمت خانه بازگردد. او میپذیرد در کنار مادر باشد، بدون اینکه مادر بداند او فرزندش است. مونیکا میپذیرد مانند یک غریبه به مادر کمک کند و در کنار او بنشیند. او میپذیرد در دلتنگی و ناراحتی خود بدون لمس کردن مادر تنها در کنار او به خواب رود. مادر هم با اینکه فراموشی دارد و دختر را نمیشناسد یک اشتراک عمیق را با این دختر غریبه حس میکند، تا جایی که گاه حتی ما متصور میشویم که او میداند مونیکا دخترش است. ورود مونیکا و زیبایی روحاش فرزندانِ برادر، همسر و حتی خود برادرش را هم تغییر میدهد. او آرامش و سبکی را وارد زندگی خانواده میکند. مونیکا با تمام بدیهایی که بر او روا شده یاد گرفته است خود را بپذیرد و از زندگی در آرامش لذت ببرد. او با تمام آرامشی که در درون خود دارد، اما مانند هر انسانی گریه میکند، فریاد میزند، ناامید میشود و در تنگنایی که در آن گرفتار شده با خود دستوپنجه نرم میکند. او در نهایت اما بهدلیل تمام تجربیات تلخ گذشته و حس عمیق آزادی روحاش تغییر را در خود ایجاد میکند و زندگی نو را با آغوش باز میپذیرد.
«آندرآ پالائورو»، کارگردان و نویسندهی ایتالیایی، در سومین اثرش، مانند دو اثر قبلی، هم به روایت فیلماش و هم به تصاویر آن توجه کرده است. او با قابهای ۵ در ۳ تلاش کرده تمام تمرکز مخاطب را بر شخصیتهایاش قرار دهد و در این کار کلوزآپها و مدیومشاتهای زیبایاش نیز به کمک آمدهاند. او تا جایی که امکان داشته از نور طبیعی برای سکانسهای روز خود استفاده کرده است. پالائورا در انتخاب بازیگران نیز بهترین عملکرد را داشته و یکی از نقاط قوت فیلمهایاش همین امر است. «تریس لیست»، بازیگر نقش مونیکا، حس تنهایی، دلتنگی، خستگی و در عین حال غرور و استقامت را بهخوبی منتقل میکند. در واقع در فیلمهای اینچنینی که نه مکالمهی زیادی میان شخصیتها رخ میدهد و نه دیالوگی خاص وجود دارد این بازیگر است که باید بیشتر بار روایت را به دوش بکشد. کاری که لیست توانسته به زیبایی از پس آن برآید.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.