پوستر فیلم مونا لیزا و ماه خونین

روایتی تمیز، ساده و هیجان‌انگیز

مونا لیزا و ماه خونین
Mona Lisa and the Blood Moon
محصول ۲۰۲۲ – ایالات متحده
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

اگر قصد داشتید حضور یکی ایرانی‌تبار را در لابه‌لای سطور روایت‌های مدرن سینما حس کنید و بدانید، خارج از سانتیمانتالیسم جشنواره‌ای، یک ایرانی‌تبار هنرمند چگونه می‌تواند در گونه‌های سینمایی تنه به تنه‌ی سینماگران جهانی بزند بهتر است آثار «رامین بحرانی» یا «آنا لیلی امیرپور» را مرور کنید. در مرور فیلم «ببر سفید» از بحرانی گفتیم و حال نوبت به مرور جدیدترین اثر امیرپور می‌رسد. بسیار بوده‌اند ایرانی‌هایی که از حصار بی‌سینمایی داخلی به آن‌سوی مرزها رفتند و در نهایت جز بازیگران فرعی، فارسی‌ساز‌های بی در و پیکر و در بهترین حالت جشنواره‌ای‌های به‌دنبال نگاه داوران چیزی از آن‌ها در نیامده است. سینمای فارسی‌زبان و به‌خصوص دنیای کارگردانی آن به افرادی نیاز دارد که همچون «انگ لی» یا «جان وو» به‌راحتی دنیای سینمای بدنه‌ی جهانی را تحت تأثیر خود قرار دهند. با احترام باید گفت که بحرانی و امیرپور درست در همین مسیر گام برمی‌دارند.

فیلم جدید امیرپور کاراکتر خود را روی یک خط مستقیم به پیش می‌برد. یکی از خصوصیات این روایت تمیز بودن آن است. در اینجا منظور از تمیز بودن این است که که برش‌ها در اتاق تدوین آن‌قدر روایت را صیقلی داده‌اند که مخاطب در برابر یک قصه‌ی راحت‌الحلقوم قرار می‌گیرد. به آثار گذشته‌ی امیرپور که می‌نگریم متوجه می‌شویم که این کارگردان در دو اثر قبلی خود نیز وسواس زیادی در اتاق تدوین داشته است.

کاراکتر اصلی فیلم دختری کره‌ای با نام «مونا لیزا لی» است که از یک مرکز روانی فرار می‌کند. اما او صرفاً یک دختر روانی یا دچار شیزوفرنی نیست. مونا می‌تواند به فرد مقابل خود خیره شود و ذهن او را از آن خود کند. کارگردان مونا را توسط این توانایی از این مرکز روانی به بیرون هدایت می‌کند تا او را در معرض مردمان دیگر قرار دهد. اما اگر آثار قبلی این کارگردان را مشاهده کرده باشید، در انتظار یک شلوغ‌کاری از جنس آثار فانتزی و علمی-تخیلی نخواهید بود. دوربینی که گاه روی دست است با زاویه‌های ۷۵ درجه از پشت کاراکتر و های‌انگل نسبت به افرادی که در برابر کاراکتر اصلی قرار می‌گیرند ما را با قاب‌هایی شهری و تقریباً نیمه‌مستند روبه‌رو می‌کنند. موسیقی متنی که در خلال این تصاویر بالا و پائین می‌شود باعث دمیده‌شدن به ضربآهنگ می‌شود. اتفاقات این روایت در یک خط منطقی رخ می‌دهند و مخاطب از همان نماهای اول در معرض دنیای کارگردان قرار می‌گیرد و مناسبات این دنیا را می‌پذیرد. دنیای فیلم خانم امیرپور بسیار ساده است و از نقطه‌ی A (بیمارستان روانی) آغاز می‌شود و در نقطه‌ی F (فرودگاه) به پایان می‌رسد. در رسیدن از نقطه‌ی شروع به نقطه‌ی پایان کاراکتر مونا در برخورد با کاراکترهای دیگر حوادث دراماتیک را رقم می‌زند.

انتخاب بازیگران یکی دیگر از نقاط قوت کارگردانی امیرپور است. او در فیلم جدید خود نیز با یک گروه بازیگری کاملاً متناسب با فضای روایت مخاطب را به‌راحتی در معرض رخدادهای داستان‌اش قرار می‌دهد. به‌‌طور مثال «جئون جونگ-سئو» یکی از این بازیگران است که در نقش اصلی این فیلم بازی می‌کند. جئون در فیلم «سوزاندن»، محصول ۲۰۱۸، خود را تبدیل به یک بازیگر جهانی کرد و اکنون بیرون از مرزهای کره‌ی جنوبی در حال خودنمایی در قامت کاراکتر اصلی آثار سینمایی است. جئونگ در آثار دیگری به زبان انگلیسی هم حضور خواهد داشت و باز هم به مخاطب فارسی‌زبان این نکته را گوشزد می‌کند که باید همچون امثال او و امیرپور قریحه‌ی هنری داشت تا مورد اقبال سینمای جهان قرار بگیری؛ حتی اگر در مکالمه به زبان دوم مشکل داری.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟