آسمان آبی پشت ابرها پنهان است
«میو» و «نئو» دو دوست دوازده یا سیزده سالهی صمیمی هستند که بر روی پل وسط روستا هر روز همدیگر را ملاقات میکنند و بعدازظهرهاشان را با هم میگذرانند. دوستانی که در یکی از همین بعدازظهرها به هم قول میدهند برای همیشه دوست هم بمانند. اما همان شب سیلی عظیم روستا را دربرمیگیرد و نئو در این سیل گم میشود. میو نیز پدر و مادر خود را از دست میدهد. سالها بعد زمانی که میو بیش از بیست سال دارد با کمک به پیرمردی در یک آشپزخانه سعی میکند علاقهاش به آشپزی را تبدیل به مهارت کند تا هم رستوران کوچکشان را رونق بخشد و هم خودش از اینکه کاری مهم و هدفمند انجام داده است، راضی باشد.
فیلم «کتاب آشپزی میو» یکی از آن داستانهای آرام و طولانیایست که دیدناش برای هر کسی راحت نیست. داستانی که طبق فرهنگ عامهی قدیم ژاپن و در سالهای دههی ۱۸۱۰ رخ میدهد. میو دختری جوان و ساکت است که هرگز پا را از روستایاش بیرون نگذاشته است و علاقهای هم به رفتن از آنجا ندارد. او تنها علاقهاش آشپزیست. آشپزیای که در آن هیچ مهارتی ندارد و تمام مشتریان غذاخوری هم از غذاهایاش ناراضی هستند. تا اینکه دیدن مردی مرموز و رفتارهای او و البته نکاتی کوچک که در سخناناش به میو میگوید باعث میشود او هرچه بیشتر تلاش کند تا آشپزی خود را بهتر کند. میو در این راه اما میتواند دوست قدیمی خود را هم بیابد. دوستی که حالا دیگر نه یک دختر عادی که دختری خاص است که تنها میتواند برای همان طبقهی خاص هم وجود داشته باشد و حتی اجازه ندارد میو را ببیند. تنها غذاهای میو هستند که نئو را بار دیگر به دوران گذشته و زندگی دور از هرگونه سختی و استرس بازمیگردانند.
داستان فیلم «کتاب آشپزی میو» در روند آرام خود با توجه به شخصیت میو و پرداختن به او تغییرات پیشآمده در مسیر او را توانسته است بهخوبی به تصویر درآورد حتی توضیحاتی که از گذشتهی او نیز در میان مکالمات افراد شنیده میشود روایت زندگی او را منطقی و قابلباور کرده است. اما زندگی نئو آنچنان که باید پرداخت نشده است و داستان او در فیلم با پرداخت کم باعث ایجاد سوالاتی دربارهی زندگی گذشتهی او و طریقهی زنده ماندناش در سیلاب و رسیدناش به این جایگاه شده است. از سوی دیگر لوکیشن فیلم نیز محدود به محیطی کوچک است که دوربین با تغییر ندادن زاویهی خود باعث شده است این کوچکی بیشتر نیز به چشم آید و داستان را از مسیر واقعی خود کمی دور کند.
فیلم «کتاب آشپزی میو» سعی کرده است در داستان خود علاوه بر توجه به شخصیتهای خود از آشپزخانهی میو نیز دور نشود و طریقهی غذا درست کردن آن را هم به تصویر بکشد. اما برای فرهنگ ما و ما که قاعدتاً مواد اولیهی خاص ژاپنی را کمتر پیرامون خود داریم تنها دیدن این سکانسها میتواند کمی جذاب باشد اگرچه با وجود دورانی که فیلم در آن رخ میدهد دیگر نه آشپزخانههای لوکس را میتوان دید و نه وسایل آشپزی یا حتی نوع غذای این دوران را. به همین دلیل است که به جز وجه داستانی فیلم که روایت خطی و سادهای دارد و قرار نیست اتفاق خاصی در آن رخ دهد این وجه فیلم که به درست کردن غذا توجه میکند هم شاید چندان برای همه جذاب نباشد و بیننده را خسته کند. در نهایت هم این فیلم بینندگان خاصی که علاقه به این نوع سبک دارند را میتواند راضی کند؛ آنهایی که میتوانند این فیلم صدوسیدقیقهای را با روند آرام خود بپذیرند.