گرو و شرارتهای کودکانه
«گرو»ی نوجوان در کلاس مدرسه درحال کشیدن نقاشی است. معلم از تکتک بچهها میپرسد که میخواهند در آینده چهکاره شوند. به گرو که میرسد پاسخ گرو با تمسخر و خندهی دیگر بچهها همراه میشود. گرو میگوید:« میخواهم یک ابرشرور شوم».
داستان «مینیونها» از سال ۲۰۱۰ و از جایی آغاز شد که گرو با به سرپرستی گرفتن سه کودک میخواست سرپوشی بر شرارتها و خلافکاریهای خود بگذارد. اما ورود این سه کودک و تأثیری که بر قلب گرو گذاشتند همهچیز را تغییر داد. شخصیت گرو و کودکان همراه او در این انیمیشن آنقدر جذاب و حسابشده بود و باعث ایجاد طنزهای فراوان شد که به سرعت طرفداران زیادی را جذب خود کرد. در این میان حضور مینیونها، این موجودات کاملاً کمدی با حماقتها اما عشقاشان، باعث هر چه بهتر شدن روند داستان شده بود. انیمیشن «من نفرتانگیز» در ادامه در سالهای ۲۰۱۳ و ۲۰۱۷ نیز قسمتهای بعدیاش را با شیطنتها و شرارتهای گروی جوان و همراهی مینیونها منتشر کرد. در سال ۲۰۱۵ انیمیشن «مینیونها» پیشینهی این شخصیتها و راه رسیدناشان به گرو را بطن داستان خود قرار داده بود و حال در سال ۲۰۲۲ این خود گرو است که قرار است داستان کودکیاش بیان شود. داستانی که نشان میدهد چرا گرو یک ابرشرور شده است.
زمانی یک فرنچایز به خصوص فرنچایزی کمدی و کودکانه محبوبیت بسیاری مییابد ساختن اسپینآفهای آن هم میتواند به اندازهی خود داستان اهمیت داشته باشد. زیرا عموماً این داستانهای حاشیهای میتوانند درک داستانهای اصلی را آسان و جذاب کنند. کودکی گرو میتواند با داستانی خلاقانه به این شخصیت هویتی عمیقتر و معنادارتر بدهد. انیمیشن «ظهور گرو» اگرچه در روایت خود تا انتها به داستاناش وفادار است، اما آنچه مانع میشود او اوج بگیرد داستان کمتوان، آسان و البته آغاز و پایان به شدت عجلهای آن است.
این انیمیشن با یک تعقیبوگریز جذاب اما کوتاه آغاز میشود. بیننده تا به خود میآید و میخواهد جذب اتفاقات رخ داده شود این تعقیبوگریز تمام میشود. مسیر داستان در ادامه اما با همان حماقتها و شیطنتهای مینیونها و البته گرو به خوبی پیش میرود، اگرچه گاهی این حماقتها داستان را مضحک میکنند، اما همچنان منطق روایی خود را حفظ مینمایند. مانند ورود آن زن چینی. سکانسهای پایانی هم دقیقاً مانند سکانس ابتدایی با سرعتی باورنکردنی میگذرند. سنگ جادویی خیلی سریع به دستان آن چند شرور میافتد و خیلی سریع هم از آنها گرفته میشود. داستان با کمی خلاقیت میتوانست مسیر این گرفتن و پس دادن را جذابتر کند. حتی تغییر شکل چند شرور هم بنا به نوع خود شخصیتهای نیز جذاب بودند. اما نه خود این شخصیتها چندان پرداخت شده بودند و نه تغییر شکل ناگهانی آنها هیجانی خاص را منجر شد. مثلاً شخصیت شروری که شمایل راهب را دارد تا چه میزان میتوانست حتی طعنهآمیز رفتار کند. یا حتی شخصیت مادر گرو هم با پتانسیل بالایی که دارد دستکم گرفته شده است. در حقیقت داستانهای اصلی گروی جوان و آن پختگی و جذابیت و حتی کمدی موجود در آنها باعث شده است مخاطب توقعی بسیار از داستانهای این شخصیتها داشته باشد و نتواند دیگر به راحتی از کنار آنها بگذرد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.