پوستر فیلم میکی

چیزی در جایی کم بود

میکی
Miki
محصول ۲۰۲۴ – اسلواکی، جمهوری چک
رده‌ی سنی ۱۶+
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

رخدادهای پس از فروپاشیدن جماهیر شوروی در کشورهای اقماری آن باعث تحولاتی سریع در این مناطق شده است. فیلم جدید آقای «یاکوب کرونر» در همین دوران به زندگی مردی با نام «میکولوش کرناک» می‌پردازد. این فیلم از سال ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۶ را از سر می‌گذراند.

ادعای آقای کرونر در پلات فیلم در باب رخدادهای پس از حکومت کمونیستی در اسلواکی است. اما آن چیزی که در طول روایت می‌بینیم حتی برای لحظه‌ای این رخدادها را تصویر نمی‌کند.این فیلم در ساده‌ترین توصیف یکی از آن آثار کلیشه‌ی گنگستری در بلوک شرق است و طی آن تبدیل شدن یک کارگر ساده به سرکردگی یک گروه مافیایی بزرگ را شاهد هستیم. میکی از چوب‌بری در آلمان به کشور خود باز می‌گردد و با خرید اتوبوس سعی دارد زندگی بدون دردسری را برای همسر، مادر و برادر خود فراهم کند. آقای کرونر در ابتدای روایت خود سعی دارد وابستگی شدید این مرد به خانواده را تصویر کند، اما هر چه پیش می‌رویم گویی این خانواده صرفاً ویترینی برای کارگردان است تا بتواند کاراکتر میکی را از بین بحبوحه‌های دنیای جنایت به آرامش برساند. همسر میکی در این روایت نقش پررنگی دارد، اما کارگردان ترجیح داده او را در برخی قاب‌ها از طریق واکنش‌های‌اش به رخدادهای پیرامون تصویر کند. وضعیت مادر و برادر میکی نیز به همین گونه است.

آقای کرونر در این اثر بسیار تحت تأثیر آثار گنگستری هالیوود قرار دارد و به هر بهانه‌ای سعی می‌کند آن ذات خشن و در عین حال شوخ‌طبعانه‌ی این گنگسترها را به کاراکترهای درون شیکاگو و نیویورک نزدیک کند. اما این اتفاق رخ نمی‌دهد و همه‌ی خرده‌روایت‌های این اثر دم‌بریده باقی می‌مانند. میکی در این روایت جان نمی‌گیرد و دائم در حال دیدن خرده‌تصاویری از او هستیم که یا در کلاب است یا در حال عیاشی با دوستان و حذف رقیبان. کارگردان در روایت خود حتی برای لحظه‌ای مخاطب را درگیر یک سیر روایی قابل اعتنا نمی‌کند. در چنین روایت‌هایی مخاطب نیاز دارد تا از اصول کار کاراکتر اصلی آگاه باشد تا از این طریق بتواند روابط او و بالا و پایین شدن دنیای‌اش را درک کند. در این فیلم اما قرار نیست با چنین سیری مواجه شویم.

آقای کرونر در فیلم جدید خود عجله دارد و با استفاده از بهره‌ی هوشی‌اش در انتخاب موسیقی و تلفیق آن با قاب‌هایی بعضاً گیرا گذری عجولانه و سرسری به زندگی این فرد را مقابل چشم مخاطب قرار می‌دهد. میکی و دنیای‌اش تا انتهای این فیلم بدون تعریف باقی می‌مانند. مخاطب آشنا با این دنیاهای زیرزمینی این تعجیل را درک می‌کند و به همین سبب است که با اثر فاصله‌ای معنادار برقرار می‌کند؛ اثری که گویی چند اتفاق را شامل روابط جنسی، قتل و عیاشی را در پالت‌های جداگانه تحویل مخاطب می‌دهد. ضربآهنگ ملایم آقای کرونر نسبت به آثار مشابه در سینمای تجاری شرق اروپا که در باب گنگسترها ساخته شده‌اند دردی از بی‌روایتی این اثر دوا  نمی‌کند. مخاطب این اثر انتظار دارد میکی شکل بگیرد تا بتواند از طریق این کاراکتر شکل‌گرفته به درون این دنیا برود. او اما با داستانی مواجه است که نه تغییرات اخلاقی را در این فرد تصویر می‌کند و نه کاراکترهای پیرامونی و محیط را برای او وسعت می‌بخشد. داستان آقای کرونر ناقص است و این نقص در همه‌جای روایت به چشم می‌خورد؛‌ نقصی که حفره‌هایی پرنشدنی را در فیلم پدید می‌آورد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟