داستانهای جنایی سینمای کرهی جنوبی بدون شک یکی از پرطرفدارترین گونههای سینمایی ده دههی اخیر هستند. سینماگران کرهای با دانستن این حد از استقبال مخاطب سعی دارند هر ساله با تولید آثاری که بتوانند همان حس تعلیق و خشونت را بهطور همزمان ارائه دهد، مخاطب چشمانتظار را سیراب کنند. قاتلها در سینمای کرهی جنویی با تمام قاتلهای سینمای دنیا تفاوت دارند. این قاتلها خشن، خونسرد و عاشق بازی ذهنی با دنبالکنندگان خود هستند. یکی از عواملی که باعث میشود قاتلهای سینمای کره نسبت به دیگر قاتلها بیشتر در یاد مخاطب سینمای جنایی و هیجانانگیز باقی بمانند همان حس معلق بین همذاتپنداری و تنفر است؛ مخاطب در برخی سکانسها همهی تنفر موجود در ذهن خود را متوجه قاتل میکند اما در پارهی دیگر فیلم با او همذاتپنداری میکند و آن تنفر اولیه متعادلتر میشود.
یک قاتل سریالی هر نیمهشب به بهانهای دختران و زنان جوان را انتخاب میکند و با سناریویی که خود از آن لذت میبرد آنها را به قتل میرساند. اما قتلهای او در یک راستای جنسیتی یا طبقهی اجتماعی خاصی نیستند. او میکشد چون از کشتن لذت میبرد. باز هم این همهی ماجرای درون ذهن او نیست. این قاتل از اینکه در بطن ماجرای پس از قتل خود قرار بگیرد لذتی به مراتب بیشتر میبرد. از آن سو دختری کر و لال به همراه مادرش که او نیز دچار همین نقص است در حال بازگشت به خانه هستند و از بدشانسی آنها در مسیری قرار میگیرند که قاتل داستان ما بهدنبال طعمه است.
فیلم «نیمهشب» در یک نیمهشب میگذرد. این فیلم تمام فاکتورهای یک اثر هیجانانگیز را دارد. روایت از سه زاویهدید آغاز میشود و به نوعی قرار است در نیمهشب این سه زاویهدید را در یک تقاطع به یکدیگر برساند؛ مرد پلیس، قاتل سریالی و دختر کر و لال. برای کارگردان این اثر هر سه زاویهدید مهم هستند و به همین علت است که شاهد هستیم هر سهی آنها بهطور مساوی در روایت نقش دارند.
اما این فیلم چیزی، نه بهلحاظ تکنیکی و نه فرمی و نه محتوایی، جدای از همان قاتلهای تیپیکال سینمای کرهی جنوبی ندارد. این قاتل همان خندههای زهرآگین و هیستریک تمام قاتلهای سینمای کره را دارد و گویی همان قاتلهای قبلی در پوششی جدید و روایتی دیگر دوباره قدم در خیابانهای سئول گذاشتهاند. این نکته ضعف چنین روایتی محسوب میشود چون کاراکترهایاش نکتهای منحصربهفرد نسبت به کاراکترهای دیگر در آثار گذشته ندارند؛ بهخصوص کاراکتر قاتل.
شاید تنها نکتهی حائز اهمیت در روایت فیلم همان مادر و دختر ناشنوا و لال باشند که باعث شده کارگردان از تکنیکهای صدابرداری برای تفکیک دنیای یک گنگ و دنیای پر سروصدای بیرون استفاده کند که این مورد هم طی یک سال گذشته در فیلمهایی بهمراتب قویتر استفاده شده است؛ فیلمی همچون «صدای متال» در سال ۲۰۲۰ که تمام تمرکزش روی همین تفکیک دو دنیای بیرون و درون فرد ناشنوا بود. فیلم «نیمهشب» در نهایت اثر هیجانانگیز دیگری از سینمای بدنهی کرهی جنوبی است که میتواند برای ساعتی مخاطب خود را سرگرم کند.