پوستر فیلم مایکل

و نوبت به مایکل رسید

مایکل
Michael
محصول ۲۰۲۶ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

اولین نکته‌ی عجیب در باب این اثر کارگردانی آن است. «آنتوان فوکوا» در سیاهه‌ی آثار سینمایی خود حتی سرکی هم به یک درام-بیوگرافی در باب آیکون‌های هنری نکشیده است. حال نام او را به‌عنوان کارگردان اثری می‌بینیم که بسیاری از علاقه‌مندان دنیای موسیقی و سینما منتظر اکران آن بودند؛ اثری در باب مایکل جکسون. طی ۲ سال گذشته آثاری در باب زندگی باب دیلن، ویتنی هیوستون و الویس پرسلی را شاهد بوده‌ایم. علی‌رغم تبلیغات گسترده‌ی هالیوود حول این آثار، بی‌رمقی روایت‌ها و سردرگمی کارگردان‌ها در تصویرسازی از آیکون‌های قرن بیستمی بیش از هر چیزی باعث ناامیدی مخاطب از تماشای این آثار می‌شد. حتی اکت‌های غلوآمیز بازیگران نیز نتوانست ذره‌ای از این سردرگمی کم کند. فوکوآ در اثر خود گویی به‌دنبال جبران این غلوها بوده و برادرزاده‌ی مایکل جسکون با نام «جفار جکسون» را برای نقش‌آفرینی انتخاب کرده است. اما باید گفت این کار هم روایت جزیره‌ای و پرت او را نجات نداده است.

ساختار روایی فوکوآ در این اثر پریشان است. مخاطب قرار است وارد بخش اول از یک بیوگرافی بزرگ در باب خواننده‌ای شود که دنیای ترانه‌های پاپ و رقص را دگرگون کرد؟ آیا قرار است آسیب‌های روحی پرتکرار این خواننده را از سوی پدر مشاهده کند؟ آیا قرار است بیانیه‌ای در باب بی‌آزار بودن مایکل نسبت به اتهامات کودک‌آزاری‌اش باشد؟ این فیلم دقیقاً روی کدام زمین بازی می‌کند؟ فوکوآ در روایت خود هیچ پاسخی ندارد و صرفاً سعی دارد با گذری از منظر کلی‌گویی سر و ته دنیای مایکل جکسون را در بخش اول زندگی‌اش به هم برساند.

اگر قرار بود زیبایی «مون‌واک» جکسون را شاهد باشیم، که باید گفت خود این خواننده در مستندها و موزیک‌ویدیوهای مختلف مخاطب را با همه‌ی این نوآوری‌های اجرایی مواجه کرده است. اما فوکوآ جز تصویر کردن این رقص و چند الهام‌گیری جزئی دیگر از دنیای موزیکال و جز-دنس بذر دیگری در دنیای مایکل خود نمی‌کارد. به‌نوعی روایت می‌توانست تبدیل به یک درام روانشناسانه همانند «موطلایی» اندرو دومینیک شود. آنچه در روابط بین مایکل و پدرش می‌بینیم به‌راحتی می‌توانست فضای این اثر را تبدیل به انتزاعی ذهنی کند. زمانی که یک کارگردان برای بیوگرافی خواننده‌ای همچون جکسون مجبور به این همه بازنویسی و فیلمبرداری دوباره‌ی برخی از بخش‌ها و پرده‌ی سوم می‌شود، بهتر آن نیست که درام را کمی انتزاعی‌تر کنیم یا اصلاً در باب آن چیزی نسازیم؟‌ اثر فوکوآ جز بازی قابل اعتنای بازیگران خود چیزی برای عرضه ندارد. همین نقش‌‌آفرینی‌ها نیز در حد یک پیش‌نمایش به دل نشسته‌اند. حال تصور کنید اگر قرار بود پدر مایکل بیشتر پرداخت شود و مخاطب بیشتر و بهتر درون دالان تاریک گس‌لایت‌های او نسبت به مایکل غوطه‌ور شود، اکنون با اثری قابل اعتنا در باب زندگی این خواننده مواجه بودیم.

اما آنتوان فوکوآ تصمیم گرفته دست به ریسک چندانی نزند و مسیر خود را همچون چند اثر بیوگرافی مورد اشاره در بالا طی کند. به‌نظر می‌رسد زندگی مایکل حداقل نیازمند اثری با عمق روایی بسیار است؛ خواننده‌ای که بدون شک دنیای سرگرمی و پرفورمنس را وارد مرحله‌ای جدید کرد. آثاری از جنس مایکل احتمالاً برای برخی از مخاطبان علاقه‌مند به یک خواننده می‌توانند تبدیل به مرور ترانه‌های معروف آن خواننده روی تصاویری نو باشند. در غیر این صورت صرفاً با آثار از هم پاشیده‌ای مواجه هستیم که قرار است عمداً از برخی المان‌های روایی در زندگی شخصی و حرفه‌ای آن فرد بگذرند. فیلم آنتوان فوکوآ جنم روایی ندارد. این کارگردان در فیلم خود فرصت‌های زیادی برای خلق درام داشت، اما متأسفانه چشم خود را همچون یک ترسو روی تمام این موقعیت‌ها بست. مایکل این داستان همچون لحظات دردآوری که مایکل اصلی به اصرار پدر مجبور به اجرا بود، گویی فقط باید باز هم برای فوکوآ روی صحنه باشد. او در فیلم خود نیز حق نداشت کمی خلوت کند و از طریق دنیای فانتزی پیتر پن علیه زندگی بشورد! به همین سبب است که عصیان نهایی مایکل در این روایت قرار نیست همچون یک درام انتزاعی تبدیل به تلفیقی از جنس ماجراجویی‌های پیتر پن به‌سوی ناکجاآباد شود!

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟