پوستر فیلم دوستت دارم عشق من

شیرین اما سرگردان

دوستت دارم عشق من
Mi Iubita Mon Amour
محصول ۲۰۲۱ – فرانسه
ژانر درام
رده‌ی سنی ۱۴+
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

دومین اثر بلند خانم «نوئمی مرلان» در قامت یک کارگردان به‌تازگی منتشر شده است. اما فیلم اول او در سال ۲۰۲۱ نیز در دسترس بود و بهتر آن دیدیم این اثر را قبل از ورود به فیلم جدید مرور کنیم. نوئمی مرلان بازیگر را در بسیاری از آثار فرانسوی‌زبان دیده‌ایم. اما او با فیلم کوتاه «شکیرا» در سال ۲۰۱۹ پا به عرصه‌ی کارگردانی گذاشت. حال در برابر اولین فیلم بلند این کارگردان قرار داریم که روایت چهار زن جوان فرانسوی در رومانی است.

این فیلم در بخش اول خود حلاوت یک درام زنانه را دارد. دوربین کارگردان تا جایی که ممکن است از لانگ‌شات‌ها و اکتسریم‌لانگ‌شات‌ها دوری می‌کند تا در هم‌تنیدگی کاراکترها را به‌راحتی در اختیار مخاطب قرار دهد. داستان فیلم از جایی آغاز می‌شود که «ژان» و سه دوست صمیمی‌اش برای آخرین سفر مجردی قبل از ازدواج ژان راهی رومانی شده‌اند. اما در بین راه و در کنار یک پمپ‌بنزین ماشین آن‌ها به‌همراه همه‌ی مدارک‌اشان توسط عده‌ای ناشناس به سرقت می‌رود. در این میان یک خانواده‌ی چهارنفره‌ی رومانیایی آن‌ها را به خانه‌اشان می‌برند تا حداقل جایی را برای اسکان داشته باشند. داستان کاراکتر «نینو»، نوجوان ۱۷ ساله‌ی رومانیایی، و ژان از این لحظه آغاز می‌شود.

آنچه این روایت را از شیرینی ابتدایی‌اش می‌اندازد همین اصرار کارگردان برای قرار گرفتن در مسیر یک عاشقانه است. خانم مرلان در طول اثر بارها فرصت این را دارد که عشق نوجوانانه‌ی نینو را مانند هر فیلمساز دیگری طی این دهه‌ها تبدیل به تجربه‌ای تلخ در اولین لمس‌های‌اش کند و از این طریق روایت وارد چالشی که به آن نیاز دارد شود. اما کارگردان جوان به‌راحتی سه کاراکتر دیگر را در کنار ژان به فراموشی می‌سپارد و بدون آنکه متوجه باشد دو کاراکتر مد نظر خود را به درون اتاق شیشه‌ای می‌فرستد. چنین رویکردی جز خسران به بار نمی‌آورد و داستانی که آن‌قدر با شور و هیجان زنانه آغاز شده بود تبدیل به روایتی دو نفره و سرگردان میان زنی جوان و پسر نوجوانی ۱۷ ساله می‌شود.

خانم مرلان در داستان خود کاراکترها را وادار به تلاش نمی‌کند و در عوض سعی دارد به ترانه‌ی عاشقانه‌ی انتهای فیلم برسد. در جایی از فیلم گویی حتی او اعتراف می‌کند که صرفاً عاشق ترجمه‌ی دوستت دارم به رومانیایی شده و سعی کرده کل روایت را به این‌سو بکشاند. اما گویا او نمی‌داند حفره‌های بسیاری را از ابتدای روایت ایجاد کرده و بدون توجه به آن‌ها و با اصراری مضحک هیچ‌گاه سعی در پر کردن‌شان ندارد. در نتیجه بخش اول زیبایی که چهار زن در کشوری غریب با خانواده‌ای ساده و کارگر دچار هم‌زیستی می‌شوند، تبدیل به عاشقانه‌ای لوس و سرگردان در بخش دوم می‌شود؛ روایتی که بیش از آن‌چه دیدیم، ندیده‌هایی غیرمنطقی داشت. اولین تجربه‌ی فیلمسازی بلند خانم مرلان نشان می‌دهد که او کارگردان بی‌پروایی است، اما این جسارت برای او کافی نیست و نیاز دارد تا تسلط بیشتری روی داستان خود داشته باشد. شاید اگر او همین داستان ساده را تبدیل به چالشی پیش روی چهار کاراکتر می‌کرد، اکنون با فیلمی از جنس «حال دخترها خوبه» مواجه بودیم.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟