«آنا» نوجوانی دبیرستانی است که در روزهای سال ۱۹۷۲ در بخارست عشق را تجربه میکند. او که عاشق «سورین» است، وقتی میشنود سورین و خانوادهاش قصد رفتن از رومانی را دارند، بهشدت ناراحت و غمگین میشود. آنا برای آخرین وداع خود با سورین تصمیم میگیرد علیرغم مخالفت پدر و مادرش به یک مهمانی شبانه در خانهی صمیمیترین دوستش برود. این مهمانی اما آنگونه که آنا تصور میکند تمام نمیشود.
«الکساندرو بلک» نویسنده و کارگردانی رومانیایی است که با اولین فیلم بلند سینماییاش توانست توجه منتقدان و مخاطبان بسیاری را به خود جلب کند. بلک که پیش از ساخت فیلم «مترونوم» دو مستند را ساخته بود، از سال ۲۰۱۷ تصمیم گرفته بود مستندی جدید را دربارهی رادیو آزاد اروپا در دههی ۱۹۷۰ بسازد. رادیویی که در زمان حکمرانی کمونیسم و وجود پروپاگاندای حکومتی راهی برای دوری مردم از این خفقان بود. او در مسیر شناخت این رادیو و شرایطی که مردم آن زمان در آن گرفتار بودند تصمیم گرفت به جای صحبت از رادیو از مردمانی که به این رادیو گوش میسپردند حرف بزند. در نتیجه فیلم «مترونوم» به صورت یک درام ساخته شد.
فیلم «مترونوم» را میتوان به دو بخش اصلی تقسیم کرد. بخش اول به آنا، رابطهاش با پدر و مادر و ارتباطاتی که با دوستان و عشقاش دارد میپردازد. روابطی که میتواند به خوبی شرحی از شرایط زندگی، احساسات و عواطف آنا را بیان کند. در این بخش بلک به زیبایی توانسته فضای داستان خود را به دههی ۱۹۷۰ ببرد. فضاهای داخلی و نماهای بیرونی، نوع پوشش شخصیتها و حتی رقصی که نوجوانان انجام میدهند و البته موسیقیهای زیبایی که میشنوند همگی مخاطب را وارد این دهه میکند. بلک با توجه به تحقیقات زیادی که دربارهی رادیو آزاد اروپا داشته، توانسته به تعدادی از برنامههای اصلی این رادیو نیز دست پیدا کند، به همین دلیل شنیدن رادیو مترونوم در مهمانی دوستان آنا ملموس و لذتبخش است. بخش دوم اما بخشی است که در آن مأموران نظامی وارد این مهمانی میشوند و آنا و دوستاناش را به دلیل نوشتن نامه به یک رادیوی مخالف حکومت بازداشت میکنند. این بازداشت آنا را در شرایطی سخت قرار میدهد و حقیقت تلخی را برایاش نمایان میکند. بلک سرنوشت آنا را در این بخش بدون پایان میگذارد. او در مسیر داستان آنا را دچار تغییر و تحول میکند و او را از دختری دبیرستانی و سرکش که همهچیز برایاش عشق و عاشقی بود به سوی زنی بالغ که میخواهد برای آزادی بجنگد سوق میدهد. این بخش اما برای من و شما به عنوان مخاطبی که در ایران زیست میکنیم و شرایطامان شاید با شرایط موجود در دههی ۱۹۷۰ رومانی فرق چندانی نکند و حتی بدتر از آن هم باشد کمی غیرقابل لمس است. زیرا اگر بلک در حال بازگو کردن خاطرات گذشته و اتفاقات ناگوار دهههای قبل است، ما در حال حاضر در حال زیستن در این شرایط هستیم. به همین جهت هم دیدن اتفاقاتی که بلک تصویر میکند نهتنها برای ما ناراحتکننده نیستند، شاید حتی خندهدار هم باشند. شرایط اکنون ما بسیار بدتر از شرایط زندگی آنا و دوستاناش در دههی ۱۹۷۰ است. تصاویر فیلم بلک در نیمهی دوم برای ما چندان سیاه نیستند، در صورتی که همین تصاویر برای مردمی که در پاریس، ایالات متحده یا برلین آن را تماشا میکنند میتواند سیاه و دردناک باشد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.