این گروه خیالی و پر طرفدار
زمانی که در سال ۲۰۰۶ سریال انیمیشنی «آخرالزمان متالی» گروه خیالی «دثکلاک» را معرفی کرد، کسی تصور نمیکرد که ترانههای این گروه شنیده شوند و حتی تور موسیقی هم برپا کنند. «تامی بلچا» و «برندن اسمال» با خلق این گروه دثمتال در انیمیشن خود گویی در دنیای موسیقی متال نیز به خلق یک گروه موسیقی هم کمک کردند. آنها توانستند از طریق این گروه چند آلبوم موسیقی هم روانهی بازار کنند و در ادامه و طی یک دههی اخیر دو اثر بلند سینمایی از آن را روی پرده بردهاند. آخرین اثر آنها بهنوعی در ادامهی اثر قبلی است و شاید برای مخاطب ناآشنا با دنیای این گروه و حوادثی که از سر گذراندهاند کمی گنگ باشد.
در فیلم جدید گروه پس از سالها قول داده است که هم تور موسیقی برپا کند و هم آلبوم جدیدی را روانهی بازار کرده و هواداران بیشمار خود را خوشحال کند. در این فیلم «نیتن اکسپلوژن» تبدیل به کاراکتر مرکزی میشود و قرار است از طریق کلیسای جامع ترانهی رستگاری را بسراید تا گروه اجرا کنند و از این طریق بتوانند ستارهی شوم را از زمین و ساکناناش دور کنند. کل روایت حول این رستگاری میچرخد و آنهایی که از نوجوانی در دنیای موسیقی متال و سابژانرهایاش غوطهورند با این فراز و نشیب ارتباط برقرار میکنند. بههمین دلیل باید گفت که این انیمیشن فقطوفقط حال متالبازها را تا حدی خوب میکند. اما چرا تا حدی؟ هر چه سریهای قبل این انیمیشن مخاطب را با جریان همزمان موسیقی و ضربآهنگ بالای آن همراه میکرد، در فیلم جدید موسیقی نقش تقریباً کمی دارد و همهچیز حول رخدادهای واپاشی روحی و ذهنی اعضای گروه میچرخد. شاید همین مسئله باعث میشود قصه به کام مخاطب خوش نیاید.
اما سارندگان انیمیشن بهنوعی سعی دارند از طریق اثر خود کمی به مخاطبان و هوادارن موسیقی متال ادای دین کنند. آنها رمز پیروزی این گروه را در بازگشت دوبارهاشان به دل هوادران قرار دادهاند و از این طریق کل مخاطبان دنیای متال را ارج مینهند. باید گفت که مخاطب موسیقی متال بهطرز معناداری با هوادار موسیقی پاپ متفاوت است. آنها از همان ابتدا که صدای سولوی گیتار یک گیتاریست را به ذهن میسپارند، تا به انتها به آن وفادارند و از سویی دیگر گروههای دیگر را نیز گوش میدهند و اتفاقاً باعث نشر آنها نیز میشوند. مخاطبان متال میتوانند از طریق این ژانر موسیقی به درون باخ و شوپن بروند و در ادامه جز و بلوز را در ذهن خود جای دهند. اما مخاطب موسیقی پاپ طبق آن چیزی که دستاندرکاران مارکت موسیقی تعیین میکنند علاقهاش را دستهبندی میکند و دیگر گوش قدرتمندی برای درک دیگر ژانرهای موسیقی ندارد. در اثر جدید «آخرالزمان متالی» گویی دنیا حول گروه موسیقی «دثکلاک» میچرخد و لرزش سیمهای گیتارهایاشان و صدای درامز دنیا را از سقوط نجات میدهد. این نگاه ویژه به یک ژانر موسیقی حداقل باعث میشود علاقهمندان به این ژانر از انتخابهای خود لذت ببرند.
همانطور که در ابتدای متن اشاره شد، آخرین اثر از این سری فیلمها آنقدری بین قصه و موسیقی تناسب ایجاد نمیکند و بهنوعی اجازهی لذت بردن مخاطب از تلفیق سینما و موسیقی را نمیدهد. از سویی دیگر قصه نیز بسیار بریدهبریده و پادرهواست و گویی سازندگان هر چه سریعتر میخواهند به نتیجهی رخدادها برسند. بههمین سبب است که کلیت روایت تبدیل به یک موزیکویدیو شده که بخشی اعظمی از آن دیالوگ است و تنها چند دقیقهی آخرش موسیقی میشنویم. شاید اگر تناسب ذکرشده در جایجای پردهها جریان داشت، مخاطب نیز از تماشای آن بیشتر کیفور میشد. در هر حال این اثر و سازندگان آن نشان میدهند که میتوان برای موسیقی و قویتر کردن گوش مخاطب پاپدوست و ناآشنا به دنیای موسیقی آثاری از این دست را در ژانر انیمیشن روی پرده برد تا بلکه درصدی از آنها وادار به قیاسی معنادار در ذهن شوند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.