وقتی رقص بازیچهی دست کارگردانان باشد
«یوریت» به همراه صمیمیترین دوستاش، «باس»، از هلند به ایالات متحده و میامی سفر میکنند تا کلاب خود را راهاندازی کنند. آنها که هر دو استریپر هستند، امیدوارند با تواناییهای خود و تعریفی که از شهر میامی و ساکنان و توریستهای آنجا میشود، بتوانند خیلی زود در کار خود موفق شده و مشهور شوند. اما ورود آنها در ابتدا با دیدن باری که قرار است آن را اجاره کنند با ناامیدی همراه میشود.
سینما و رقص از دیرهنگام با هم عجین شدهاند. سینما به عنوان راهی برای عمیقتر دیده شدن این هنر، درست مانند بهتر و عمیقتر نشان دادن دیگر هنرها، دین بزرگی بر گردن او دارد. کما اینکه رقص هم کم باعث جذب مخاطبان به سمت سینما نشده است. اغراق نیست اگر بگوییم بسیاری از بهترین فیلمهای تاریخ سینما با رقص همراه بوده و توانستهاند مخاطب را جذب خود کنند. گاه این رقص به عنوان چاشنیِ اتفاقات در مسیر روایت قرار میگیرد و گاه اتفاقات با آن و در موزیکالی روان سرنوشت کاراکترهای خود را تصویر میکند. از فیلمی چون «جادوگر شهر اُز»(۱۹۳۹) گرفته تا فیلمهای مطرحی چون «یک آمریکایی در پاریس»(۱۹۵۱)، «آواز در باران»(۱۹۵۲)، «بانوی زیبای من»(۱۹۶۴)، «اشکها و لبخندها»(۱۹۶۵)، «ویولنزن روی بام»(۱۹۷۱) و «کاباره»(۱۹۷۲). در این میان دههی ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ را شاید بتوان از دهههایی دانست که رقص در سینما به اوج خود رسیده، زیرا بسیاری از فیلمهای موزیکال که رقص در آنها حرف اول را میزده در این دو دهه ساخته شده است. اگرچه هنوز هم فیلمهای موزیکال در سینما ساخته میشوند، اما آن دوران را میتوان بدون اغراق دورانی طلایی برای این هنر دانست. بله، رقص یک هنر است و زمانی که از آن به عنوان یک هنر در فیلمها استفاده شود قطعاً میتواند منجر به زیباتر شدن و حتی معنادارتر شدن یک داستان شود. اما امروزه رقص نیز مانند بسیاری دیگر از مفاهیم آن عمق و زیبایی خود را از دست داده است و فیلمسازان و کارگردانان از آن تنها برای جلوهدادن به داستانهایاشان استفاده میکنند، البته اگر داستانی وجود داشته باشد. امروزه رقص در اختیار سینما قرار گرفته تا جنبههای سرگرمکننده و حتی بهتر است بگوییم سانتیمانتال یا بدتر مبتذل را به تصویر درآورد. رقص دیگر در دستان افراد سودجو آن اصالت هنرگونهی خود را از دست داده و مقدس نیست.
فیلم «مردان مشغول کارند – میامی» یکی از آن فیلمهایی است که رقص در آن به عنوان یک هنر نشان داده نمیشود، بلکه تنها ابزاری است برای بیشتر دیده شدن. در این فیلم رقص فقط یک بازیچه است. مردان خوشهیکل و زنان زیبا با رقص فقط تن خود را نشان میدهند و هرگز از آن برای تصویر کردن معنایی عمیق از زندگی استفاده نمیکنند. مردان در این فیلم از همان ابتدا تا انتها میرقصند، بدون اینکه حتی یک بار از خود و احساسات خود حرف بزنند و آنها را در حرکات خود نشان دهند. تمام شخصیتهای این فیلم بی پرداخت در مدت نزدیک به ۱۲۰ دقیقه مخاطب را با داستانی باریبههرجهت که هیچ معنایی ندارد، مواجه میکند. نه یوریت به عنوان شخصیت اصلی توانایی نشان دادن احساسات خود را دارد و نه باس و لولا از چگونگی زندگیاشان شرحی میدهند. دلیل عشق یوریت به لولا و دلیل جداشدن لولا از دوستپسران دیگرش هرگز مشخص نمیشود و فیلم در داستانی که روایت ندارد تا انتها با رقصهایاش پیش میرود و ادای یک فیلم را درمیآورد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.