پوستر فیلم ملانی رز

فیلم‌هایی که تنها نام روانشناسی را با خود حمل می‌کنند

ملانی رز
Melany Rose
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده سارا

«دکتر سالیوان» بدون آگاهی از جایی که می‌خواهد برود، تنها از شغل‌اش استعفا می‌دهد، زیرا او به تازگی یکی از بیماران خود را از دست داده است. در مکان جدید اما همه‌چیز عجیب است و از همان ابتدا او با اتفاقات عجیبی روبه‌رو می‌شود. قرار است در این مکانِ حفاظت‌شده بر روی گروهی از زندانیان آزمایش‌هایی انجام شود که حتی دکتر سالیوان هم نمی‌داند، دقیقاً چه آزمایشاتی خواهند بود.
یکی از فیلم‌های به‌یادماندنی در حوزه‌ی روانشناسی را می‌توان فیلم «جزیره شاتر»، محصول ۲۰۱۰، عنوان کرد. فیلمی که در آن یک کارآگاه به جزیره‌ی شاتر وارد می‌شود تا درباره‌ی قتلی که در آنجا رخ داده است، تحقیقاتی انجام دهد. در این جزیره بیمارستانی روانی وجود دارد و کارآگاه باید با صحبت با بیمارها و تحقیق در آن محیط راز قتل رخ‌داده در آن مکان را کشف کند. فیلمی سراسر هیجان با شخصیت‌های جذاب و اتفاقات جالب‌توجه که به راحتی می‌تواند بیننده را با خود همراه کند. در این فیلم در هر سکانس و هر لحظه‌ای باید منتظر اتفاقی خاص بود که قرار است سرنخی را به بیننده بدهد. سرنخی که باعث حل این پرونده می‌شود. و البته همین سرنخ‌ها هستند که می‌توانند بیننده را هم یک کارآگاه فرض کرده و باعث شوند مخاطب برای یافتن جواب حتی زودتر از فیلم هوشیار و بیدار اتفاقات داستان را دنبال کند.
در فیلم «ملانی رز» دکتر سالیوان هم به عنوان یک دکتر کنجکاو با ورودش به این مکان جدید و مرموز تلاش می‌کند، بفهمد، این آزمایشات چه هستند و قرار است چه اتفاقی در آن مکان رخ دهد. اما فیلم هیچ انگیزه‌ی خاصی به مخاطب‌اش نمی‌دهد تا آن را دنبال کند. همه چیز کلیشه‌ای و تکراری اتفاق می‌افتد و عملاً اتفاق خاصی هم قرار نیست در داستان رخ دهد. تنها دیالوگ‌های میان شخصیت‌های داستان هستند که شاید کمی این داستان را زنده نگه دارند. اگرنه نشان دادن دکتر سالیوان که در راهروها و اتاق‌ها می‌چرخد و صداهای عجیبی می‌شنود و با بیماران‌اش که آنها هم این صداهای عجیب و فریادهای بلند را می‌شوند، حرف می‌زند، نمی‌تواند دلیل خوبی برای ایجاد هیجان در بیننده باشد. از این روست که به سرعت بیننده می‌تواند از این فیلمِ ساکن خسته شود. حتی دکتر سالیوان مدام مکالماتی از بیمار گذشته‌اش که خودکشی کرده است را در میان داستان به‌یاد می‌آورد، اما اینها هم قرار نیست، سرنخی به بیننده بدهند.
طور کلی در فیلم «ملانی رز» اتفاق خاصی نمی‌افتد و در پایان هم با دانستن دلیل این اتفاقات قرار نیست بیننده متعجب شود. همه‌چیز مانند تمام داستان‌های کلیشه‌ای دیگر رخ می‌دهد و بیننده رمقی برای تماشای سکان‌های تکراری آن ندارد. موسیقی بیش از اند‌ازه‌ی فیلم که حتی در بسیاری زمان‌ها اجازه‌ی شنیده شدن درست مکالمات میان افراد را نمی‌دهند، هم دلیل خوبی می‌تواند برای ندیدن این فیلم است. ایجاد فیلمی در محیطی کوچک با دیوارهای سفید و لباس‌های سفید پوشیده‌شده توسط دکترها و نوری شدید که در میان راهروها به چشم می‌خورد؛ آن هم راهروهایی دراز و بلند، نمی‌تواند دلیل خوبی برای ساخت یک فیلم روانشناختی باشد. البته که این محیط با داستانی معنادار می‌تواند محیطی موثر برای این گونه فیلم‌ها باشد، اما فیلم «ملانی رز» قطعاً با این داستان خود نمی‌تواند، جزو این دسته فیلم‌ها محسوب شود.